کپی از بنیاد خیریه امام مبین

بنیاد خیریه امام مبین

جستجو

مرکز مشاوره سلیم وابسته به گروه آموزشی خانواده سلیم موسسه تخصصی دینی امام مبین این مرکز با موضوعاتحقوقی،تحصیلی،اعتقادی و خانواده آماده خدمتی نو در جهت بهتر زندگی کردن می باشد.جهت کسب اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.http://www.meftahnews.com/wp-content/uploads/2013/10/meftah-logo1.jpg
 
 
 
نقش خانواده در تربيت کودک مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط پژوهش   
چهارشنبه, 05 آبان 1389 ساعت 08:10

 

نقش خانواده در تربيت کودک

مقدمه:

نگاهی هرچند سطحی به وضع کودکان و نوجوانان و حتی بزرگسالان در جامعه ما , و نیز بسیاری از نقاط جهان , ما را با مسائل و دشواریهای عظیمی در زمینه روابط اخلاق انسانی , که ناشی از روشهای غلط تربیت است , آشنا می کند . بلایی عظیم متوجه جامعه بشری است . بلایی که غفلت از آن به قیمت شرف انسانی و فنای اخلاق تمام میشود .

وضع روابط در سطح جهانی آن چنان بحرانی است که اگر مدعی شویم در این زمینه با آفتی بزرگ مواجهیم , گزاف نگفته ایم . انحرافات , کج رویها , ناسازگاریها , انحطاطهای اخلاقی در سطح وسیع صورت مسلم و قطعی پیدا کرده و روزگار حال و آینده نسل کنونی و بعدی را به خطر افکنده است .

اگر در جوامع کنونی فریادها از این نابسامانی بلند نیست , بدان خاطر است که مردم تدریجا با چنین زمینه ای خو کرده و گمان دارند وضع باید به همین گونه ای باشد , که هست .

امروزه ما و دیگر جوامع بشری با خطری عظیم روبه رو هستیم . فساد و افساد نسل و سرایت ناسازگاریها و نابهنجاریها به دیگران و توسعه و گسترش آن در سطوح مختلف و به خطر افتادن حیات شرافتمندانه نسل . ( 1 )

به عقیده جامعه شناسان زمینه کج رویها و انحرافات را نخست خانواده و بعد اجتماع و فرهنگ به وجود می آورند . بنابراین , برای اصلاح این زندگی شوریده و افسار گسیخته در سطح جهانی باید به سالم کردن این دو محیط پرداخت ( 2 )

برای وصول به هدف اصلاح خانواده لازم است در دو زمینه برنامه ریزی صورت گیرد , که عبارتند از :

1- سازندگی نسلی که جدیدا پا به عرصه حیات می گذارد , وصول به چنین هدفی مستلزم آن است که برای ساختن کودکی که در حال ورود به جهان ماست , برنامه ای اندیشیده شود .

2- بازسازی نسل موجود از خرد و کلان , که طاغوت زده , استعمارزده و مستضعف و ستم کشیده هستند و این از طریق برنامه ریزیهای صحیح و جدید امکان پذیر است .

1- تربیت و باز سازی کودکان ، دکتر قائمی ، صفحه 4 و 5

2- خانواده و تربیت کودک ، دکتر قائمی ، صفحه 8

در طریق وصول به اهداف مذکور همه و مخصوصا والدین مسئولند ,از آن بابت که تربیت صحیح حق کودک است و طفل امانتی از خدا در دست والدین و جامعه است و هرگونه سهل انگاری در تربیت طفل عواقب وخیمی برای کودک و مردم اجتماع و کیفری سخت برای مسئولان دارد . (1)

اهميت دوره قبل از دبستان

دوره قبل از دبستان , که از تولد تا 7 سالگی را شامل می شود , به طور کلی برای هر فرد انسانی دوره پرفراز و نشیبی است و از آنجا که اساس و پایه زندگی آینده هر فردی در این دوره بنیان گذاشته می شود , این دوره نزد صاحبنظران و متخصصان روانشناسی و تعلیم و تربیت از اهمیت وافری برخوردار است . (2)

در این مقاله سعی شده اصول و ضوابطی که برای تربیت اخلاقی و رفتاری کودکان در این دوره مطرح است ,عرضه شود و برنامه حیات بخش اسلام در این رابطه طرح شده و زمینه لازم برای سازندگی نسل آینده هموار شود .

1- تربیت و بازسازی کودکان ، دکتر قائمی ، صفحه 9

2- روانشناسی تربیتی ، رضا نوری و علیرضا مرادی ، صفحه 79

فصل اول

بخش اول : والدين به عنوان عاملان وراثت و محيط

" کودک اعم از پسر و دختر امانتی است الهی و ودیعه ای است آسمانی که به پدر و مادر سپرده می شود و قلب پاک فرزند گوهر گرانمایه و نفیس و آئینه مصفایی است , که از هر گونه نقش و نگار خالی است و قابلیت پذیرفتن همه نقشی را دارد .

پس اگر او را طبق اصول پرورشی و با موازین صحیح تربیت به عادتهای نیک تمرین دهند , به همان خو می گیرد و بر آن صفات نشو و نما می کند و به هر چیزی که نظرش را جلب کنند بدان متمایل می شود . (1)

" والدین نخستین کسانی هستند که کودک از آنها منشاء می گیرد و با آنها در تماس است . اینها عاملان تربیتند و عالیترین نقش را در زمینه پرورش و رشد شخصیت او ایفا می کنند . والدین از یک سو عامل وراثتند و از سویی دیگر عامل محیط .

عامل وراثت :

از آن بابت که خصایص بسیاری را از خود و اجداد خویش به کودکان منتقل می کنند ( خصایص جسمی و روحی ) .

عامل محیط :

یعنی دامان پدر و مادر نخستین مدرسه کودک است , که شخصیت وی در آن رنگ می گیرد . بسیاری از همتهای بلند , ارزشهای عالی , خلق و خوی نیکو , آزادگی ها , درون طبعی ها , کج خلقیها و انزوا طلبی هااز دامان والدین منشاء می گیرد .

1- تربیت کودک ، محمد صفری ( زر افشان ) جلد 2 , صفحه 1

سنين مهم در تربيت

ماههای اول تولد تا سن 6 سالگی اوج پذیرش روح کودک است . تاثیر خانواده در 4-5 سال اولیه زندگی کودک فوق العاده زیاد است , زیرا در این مرحله از عمر حس " تقلید " در کودک بسیار قوی است و این دوره , مرحله کسب عادت است . اگر کودک در این سن مورد مراقبت دقیق خانواده قرار گیرد , فردی آرام ودارای شخصیتی متعادل و فرمانبر خواهدشد و برعکس چنانچه از مهر و محبت خانوادگی محروم بماند , فردی کج رو و بزهکار خواهد شد .

بخش دوم : اهميت خانواده و تاثير فوق العاده آن

" تاثیر خانواده در کودک و نقش مهم آن در سازندگی فرهنگی , اجتماعی , اخلاقی و عاطفی بسیار مهم و عظیم است . مساله خانه و نقش او در پرورش کودک و دادن مبانی زندگی اجتماعی و فرهنگی را نمی توان نادیده گرفت . با همه تاثیرهایی که طفل از جامعه و همبازیها و معلمان خود می گیرد , باز بیشتر تحت تاثیر خانواده است .

نقشهای مهم خانواده

1- نقش سازندگی 2- نقش فرهنگی 3- نقش اجتماعی 4 ـ نقش عاطفی و اخلاقی

1- سازندگی خانواده :

طفل فطرتا پاک به دنیا می آید و این خانواده است که او را صالح یا فاسد بار می آورد . تربیت و خانواده حتی خصایص و صفات وراثتی را تحت الشعاع قرار می دهد و گاه خنثی می سازد . کودک دفتری از کتاب طبیعت است که در آن چیزی نوشته نیست .

این خانواده است که در آن دفتر جملات افتخار آمیز یا ذلت آفرین می نویسد . خانواده شخصیت کودک را رنگ می دهد و خط مشی او را در زندگی حال و آینده معین می سازد و در او سازندگی یا ویرانگری ایجاد می کند .

2ـ نقش فرهنگی خانواده :

کودک در جایی به دنیا می آید , که از قبل ساخته و دارای فرهنگی ارزیابی شده , یا غلط است . طفل از هما روزهای تولد این فرهنگ را از طریق والدین , کسان و بستگان می گیرد و بر این اساس ذهن و افکار او شکل می یابد .

بر اساس ذوق و نظر والدین است . در جنبه کسب اطلاعات و معلومات عمومی , مساله زبان و مکالمه , طرز معاشرت و آداب زندگی , اخلاق , عشق و محبت , صمیمیت و همکاری , همدردی و همسانی , شرافت و عزت نفس و صدق و صفا نیز خانواده نقش اساسی دارد

خانواده مهمترین مرکز انتقال تمدن است بدان حد که میزان انسانیت و مدنیت آدمی بسته به این است که در کدام خانواده و با چه بعدی از مدنیت پرورش یافته است .

3 ـ نقش اجتماعی خانواده :

خانواده نخستین مسئول صلاح و فساد جامعه است . از آن بابت که بنیانهای فکری کودک در خانواده گذاشته می شود . نخستین محیطی که فرد را به زندگی اجتماعی می کشاند و تمایلات و اندیشه های دینی , سیاسی , عقیدتی , اجتماعی و ایده آلها اغلب از آنجا منشاء می گیرد .

خانواده مسئول عیب ها و فسادهای بیشمار اجتماعی و منبع هرگونه خیر و برکت و نعمت و سعادت جامعه است .

4 ـ نقش عاطفی و اخلاقی خانواده :

خانواده اولین محلی است که طفل احساسات و عواطف قوی و یا ضعیف خود را به دست می آورد . خانواده وسیله ای برای انتقال آداب و اخلاق و رسوم و سنت صحیح یا غلط است .

کودک در خانه اخلاق , اعتماد به نفس , پاکدلی , مقررات , احترام به قانون , ادب , انسانیت , مهر و عاطفه , انس و الفت و یگانگی و مهرورزی را یاد می گیرد و یا خشونت و بی بند و باری و کینه توزی و سخت دلی و ... را می آموزد . " (1)

1- خانواده و تربيت کودک ، دکتر علی قائمی ، ص 30 تا 47

وراثت يا تربيت

" کودکان حامل بسیاری از صفات و خصایصی هستند که از والدین به آنها ارث رسیده و این عوامل بیولوژیکی در زندگیشان دارای نقش و اهمیت بسیار است . ریشه بسیاری از خصایص وراثتی از چند نسل قبل ودر برخی موارد از حدود 7 نسل قبل است .

بخش اعظم بیماریها , اخلاق و رفتارها ی اجداد گذشته از طریق ژن به کودک منتقل می شود . بعلاوه بیماریهای والدین , وضع طبیعی هریک , محیط روانی مادردر دوران حمل , بعد فرهنگی والدین , طرز فکر اندیشه ها , جهان بینی ها , اعتیادها و ... همه از عواملی هستند که برروی کودکان تاثیر می گذارند .

کودک از طریق وراثت خصایصی را به خود می گیرد , که بعضی از آنها به هیچ صورت قابل تغییر نیست . مثل : وضع چهره , رنگ پوست , مو , میزان هوش , قد و نارسایی مغزی و عضوی .

با این که وراثت عامل مهمی در زندگی انسان است , ولی قدرت تربیت بسیار زیاد است و ان را تحت تاثیر قرار می دهد . به هر میزان که عامل تربیتی قویتر باشد , خصایص و صفات ارثی را بیشتر تحت تاثیر قرار خواهد داد . این امر نیز در اسلام مورد تائید است . "(1) " حضرت علی " ( ع ) فرمود :

سجایای اخلاقی دلیل پاکی وراثت و فضیلت ریشه خانوادگی است (2)

1- خانواده و تربیت کودک , صفحه 49 الی 52 , دکتر قائمی 2- غررالحکم ودرالحکم صفحات 51 و 52

بخش سوم : خانواده و مسئوليت آن در قبال کودک

با تشکیل خانواده زوجین تکالیف و مسئولیتهایی پیدا کرده و روابطی جدید بر آنها حاکم می شود . شرع و طبیعت تا حدود زیادی این تعهدها و مسئولیتهای متقابل را معین کرده است .

زن و شوهر در عین داشتن وظایف متقابل در برابر هم وظایف خاص و مشترک دیگری را در قبال فرزندان خود دارند . وظایفی که سرباز زدن از آنها نه تنها عقوبت اخروی دارد , بلکه در زندگی این جهان نیز جنایتی بزرگ به حساب می آید .

کودک ثمره زندگی آنهاست و آنها در برابر وی تکالیف و مسئولیتهایی دارند ,که هرکدام باید در حدود امکانات از عهده آن برآیند . خانواده باید آموزنده وظایف امروز و راهنمای آینده کودک باشد .

صفات و خصایص والدین

کودک امانتی از سوی خدا در دست والدین است . آنها وظیفه دارند چون باغبان این نهال نورسیده را نیکو بپروراندو زمینه را برای رشد همه جانبه و به ثمر رسنادن او فراهم کنند .

بدیهی است هر فردی نمی تواند شایسته احراز این مقام باشد . درست است که بلوغ و رشد جسمی زمینه رابرای ازدواج فراهم می کند , اما برای پدر و مادر شدن علاوه بر رشد و بلوغ عقلی و اخلاقی و عاطفی و مدیریت برای اداره کانون خانوادگی و سرپرستی فرزندان امری لازم است .

آگاهی از وظایف خود و مسایل کلی تربت فرزند و امور و جریانهایی , که برای اطفال پیش می آید ، آشنایی به مسئولیتی که فرد در قبال فرزند در برابر خدا و جامعه دارد , بیداری و هشیاری نسبت به وضع زمان و مکان , موقعیت و اوضاع و احوال زندگی و جریانهای روز لازم است تا بتوانند در برابر این وضع و مخاطرات آن به انجام وظیفه تربیت یخود نیکو بپردازند . (1)

دکتر جلالی در کتاب خود به نام روانشناسی کودک ( ص 296 ) می نویسد:

کسانی قادرند کودکان را تربیت صحیح هیجانی و عاطفی بدهند , که خود در دوره طفولیت و در طول عمر تربیت صحیح اخذ کرده باشند . پدر و مادری که پر از عقده هستند و دائما خشمناک و در امور جزیی بر آشفته می شوند ... نمی توانند هیجانها و عواطف کودکان را در مسیر صحیح سوق دهند . (2)

تأثير خصائص والدين در خصائص فرزندان

و از اینجاست که معلوم می شود اصولا هرکس بخواهد فرزندانش دارای صفات و خصایص معین باشند , ناگزیر است خود همان خصایص را واجد باشد . پیامبر اکرم ( ص ) به ابوذر فرمودند : وقتی انسان صالح و نیکو کار شد , خدا به واسطه صالح بودن او فرزندان و فرزند زادگانش را نیز به صلاح خواهد آورد (3)

1- خانواده و تربیت کودک صفحه 60-61-77

2- آئین تربیت تالیف ابراهیم امینی , صفحه 22

3 - مکارم الاخلاق , صفحه 546

§ جنبه آگاهی والدین

تربیت کاری اندیشیده و جهت دار است و با بی خبری و عدم آگاهی و آشنایی به مسایل و جریانهای زمان نمی توان در آن زمینه گام برداشت . بنابراین , والدین باید خود آگاه و جهت دار باشند , تا بتوانند نسل هدفدار بپرورانند .

خصیصه دیگر والدین تمایل و علاقه هریک برای پدر و مادر شدن است . یعنی فرد قلبا دوست داشته باشد , که پدر و مادر باشد . برخلاف عده ای که به خاطر کثرت اشتغالات و تمایل شدید به بی بند و باری علاقه ای به داشتن فرزند ندارند و او را مایه زحمت خود می دانند .

از دیگر خصایص والدین , داشتن ملکه عفت و تقواست , که در سایه آن از هرگونه مفاسدی دور باشند .

§ تاثير تغذيه در روح و روان از ديدگاه اسلام

از دیدگاه اسلام بین غذای پاک و سالم با عمل صالح رابطه ای مستقیم وجود دارد . غذای پاک در تکوین جنبه های شخصی و ویژگیهای اخلاقی و حتی جسمانی اثر مثبت دارد .

" قرآن کریم " در این زمینه می فرماید:

" کلوا من الطيبات و اعملوا صالحا : "

"از غذاهای پاک و شایسته استفاده کنید و عمل صالح انجام دهید "

علم نیز ارتباط بین غذا و خصوصیات اخلاقی افراد راتائید می کند , این امری است که مورد تائید علم و روانشناسی تغذیه است . (1)

اهميت تغذيه در دوران بار داری و شيردهی از نظر روايات

احادیث و روایات اسلامی تاکید فراوان دارند که غذای مادر هم در دوران بارداری و هم در دوران شیردادن برروی کودک تاثیرات بسیار می گذارد . 1- " خانواده و تربیت کودک " ص 147

نمونه هايی از سخنان معصومين

" پیامبر اسلام " ( ص ) فرمودند :

" زنان آبستن در آخرین ماههای بارداری خرما بخورند تا فرزاندانشان خوش اخلاق و بردبار شوند "(1)

و همچنین فرمودند : " به زنان آبستن سفارش کنید به بخورند تا فرزاندانشان خوش اخلاق شوند ."(2)

" امام رضا " ( ع ) فرمودند :

" خوردن به عقل و هوش را زیاد می کند " (3)

پیامبر اسلام فرمودند:

" هر زن آبستنی که خربزه بخورد بچه اش زیبا و خوش اخلاق می گردد . " (4)

" امام صادق " ( ع ) فرمودند :

" به زنان خویش دردوران نفاس شان خرمای برنی بخورانید تا اولاد شما خوب وزیبا شوند . "(5)

و فرمودند زن بارداری که به بخورد فرزندش خوشبو و سپیدرو می گردد.(6)

1 و 2 " مستدرک " ج 3 , ص 113 و ص 116 3- " مکارم اخلاق " , ج 1 , ص 196 4- " مستدرک " ج 2 ص 635

5 - " کتاب مکارم اخلاق " , ج 1 , ص 193 و 192 6 - " فروغ کافی " ج6

"امام رضا " ( ع ) می فرمایند :

" به زنان حامله کندر بخورانید تا فرزندی که در بطن دارند اگر پسر است با هوش و دانا و شجاع و اگر دختر است خوش قیافه و خوش اخلاق و ... گردد " (1)

پیامبر اسلام ( ص ) می فرمایند :

" بانوان را در ماهی که وضع حمل می کنند خرما بخورانید تا فرزاندانشان حلیم و پرهیزگار گردند . "(2)

1و2 " کتاب مکارم اخلاق ", ج 1 ص 192 , 193 ،196 , 222

بخش چهارم: حقوق کودکان از نظر اسلام

" والدین درباره ی کودک خود بدهی هایی دارند که تحت عنوان حقوق کودک است , حقوقی که شانه خالی کردن از آن یا کوتاهی و مسامحه در آن عقوبت و بازخواست خداوند را به همراه دارد " (1)

تعاليم اسلام و عالی ترين نوع توجه به کودک

تعالیم اسلام عالی ترین نوع توجه را در مورد کودک رعایت کرده است .

" پیامبر اسلام " ( ص ) فرموده است :

ليس منا من لم يرحم صغيرنا و لم يوقر کبيرنا " (2)

" و از ما نیست کسی که به خردسالان رحم نکند و به سالخوردگان احترام نگذارد "

1 " مبانی تعلیم و تربیت اسلام " ص 15, 16

2- " بحارالانوار " ج 16 , ص 155

" برای تمام کودکان اعم از دختر و پسر تعالیم اسلام حقوق و مزایایی معین کرده است و قتل و بی رحمی نسبت به کودکان و بی اعتنائی به شخصیت و ارزش آنها را برای همیشه ممنوع ساخته است . " (1)

" رسول خدا " (ص) فرمود:

" اجبوا الصبيان و ارحموا هم و اذا وعدتموهم شيئا ففوا لهم فانهم لايرون الا انکم ترزقونهم ":

به کودکان محبت کنید و نسبت به آنها ترحم نمائید , وقتی به آنها وعده دادید وفا نمائید زیرا آنها جز اینکه شما را روزی دهنده خود می بینند تصوری دیگری ندارند "

" رسول اکرم" ( ص ) در جمله کوتاه و فشرده فوق , حقوق کودکان را با تعبیر محبت و ترحم به آنها خلاصه فرموده است : ترحم به فرد , متضمن اجرای تمام حقوق و مزایا درباره او می باشد . (2)

2 " مبانی تعلیم و تربیت اسلامی " , ج 3 , ص 134

ديدگاه امام سجاد (ع) درباره حقوق کودک

" علی بن حسین امام سجاد " ( ع ) درباره حق فرزند می گوید :

" و اما حق ولدک فان تعلم انه منک و مضاف اليک فی عاجل الدنيا بخيره و شره و انک مسئول عما ولينه من حسن الادب و الدلاله علی ربه عزوجل و المعرفه علی طاعته فاعمل فی امره عمل من يعلم انه مثاب علی الاحسان اليه معاقب علی الاسنه اليه ":امام سجاد ( ع ) فرمود : " و اما حق فرزند تو این است که بدانی او از تو وپیوسته به تو در خیر و شر امر دنیا است و تو مسئول او از لحاظ نیک ادب کردن و راهنمائی به پروردگارش و کمک به طاعت او هستی . پس عمل تو درباره او عمل کسی باشد که می داند در احسان به او ثواب و در مسامحه و بدی نسبت به او کیفر می دهند " (1)

1- " وسایل الشیعه " تالیف شیخ حر عاملی, ج 3 , ص 135

ديدگاه معصومين درباره اهميت تربيت کودک

نظر به اهمیت مساله ی تربیت کودک , حضرت سجاد ( ع ) در " صحیفه سجادیه " از خداوند تبارک و تعالی در این امر مهم کمک می طلبد و می فرماید: " واعنی علی تربيتهم و تاديبهم و یرحم" بار خدایا مرا در تربیت و ادب و نیکو کاری فرزاندانم یاری و مدد نما. و" حضرت علی "( ع ) می فرماید :

بهترین میراث از پدران برای فرزندان ادب و تربیت نیکو است . "

اسلام برای آنکه توجه مردم را نسبت به کودک جلب نماید ریاضت و مجاهدت مربیان در راه تربیت و حسن اداره زندگی و ایجاد رفاه و آسایش و تامین حوائج کودکانشان را از جمله عبادات و جهاد درراه خدا میداند.

" رسول اکرم" ( ص ) فرمود : " مقاساه الاهل و الولد بمنزله الجهاد فی سبيل الله " :

" مقاسات و تحمل مشکلات زندگی خانواده و فرزند بمنزله جهاد و کوشش در راه خداست . " (1)

1 " کتاب مبانی تعلیم و تربیت اسلامی " , ص 18

بخش پنجم:

نخستين وظايف والدين کودکان که پاره های پیکر والدین و اعضای شدیدا وابسته بدانهایند , دارای حقوق فوق العاده مهم و قابل توجهی هستند که والدین در قبال آنها مسئولیتی عظیم را دارا هستند . موارد ذیل به اختصار قابل یاد آوری است :

1- پذیرش کودک :

نخستین حقوق کودکان این است که آنها را به همانگونه که ازلحاظ شکل ( زشت و زیبا ) و فرم( چاق و لاغر ) و جنس ( دختر و پسر) بدنیا می آیند بپذیرند . (1)

امام سجاد ( ع ) به هنگامی که صاحب فرزندی می شد پیش از آنکه از دیگر خصائص طفل بپرسد از خلقتش می پرسید که آیا کودک سالم است یا نه و آن گاه می فرمود :

" الحمدالله الذی لم يخلق منی خلقا مشوها " "

سپاس خداوندی راست که از من نسلی گرفتار و ناقص نیافرید."

برای رفع حساسیت در برابر جنس , پیامبر(ص)درباره به دخترش می فرمود :

" رائحه اشمها و و رزقها علی الله "

" دختر چو گلی خوشبوست که آن را میبویم و روزی او برخداست و نیز او دست دخترش را می بوسید و می فرمود دختر هدیه خداست . (2)

1 " خانواده و تربیت کودک " , ص 111

2- " پرورش مذهبی و اخلاقی کو دک " , ص 109

2- تسمیه کودک :

منظور نامگذاری کودک بوده و بهتر است این کارقبل از تولد انجام گیرد. از زمان حاملگی دو نام برای جنین باید انتخاب شود( دخترو پسر)

انتخاب نام خوب , برای کودک اهیمت بسیار دارد , نامها در ایجاد غرور و یا حقارت فرد موثرند . بهتر است نامی انتخاب شود که او با آن احساس سرافرازی و وابستگی به پاکان و کند و توصیه شده است که نام کودک از نام خاندان پیامبر باشد . (1)

پیامبر اسلام ( ص ) فرمود : " هر پدری وظیفه دارد که نام زیبایی برای فرزندش انتخاب کند .(2)

امام موسی کاظم ( ع ) فرمود : " نخستین احسان پدر این است که نام زیبایی برای فرزندش انتخاب کند. " (3)

3- انجام مراسم مذهبی :

الف خواندن اذان واقامه در گوش کودک

پس از تولد می بایست در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه خواند و این امر قبل از بریدن ناف برای کودک مستحب است و در روایات اسلامی(4) این امر را پناهی در برابر لغزشات شیطانی ذکر کرده اند , بطور خلاصه باید گفت که این عمل در ایجاد روح دینی در کودک موثر است . (5)

1 و5 " پرورش مذهبی اخلاقی کودکان " ص 109

2- مستدرک , ج 2 , ص 618

3 وسایل , ج 15 , ص 122 , شیخ حر عاملی

4- بحارالانوار , ج 104 , ص 126

ب تراشیدن سر و تصدق :

از سنن اسلامی است که معمولا در روز هفتم تولد کودک تراشیدن موی سر طفل صورت میگیرد و به وزن مویش نقره یا طلا تصدق کنند درباره یکی از علل تراشیدن موی سر امام صادق ( ع ) پاکی طفل از رحم ذکر کرده اند .

ج ولیمه و عقیقه کردن :

پیامبر فرمودند در 5 مساله ولیمه مطرح است جشن عروسی , تولد نوزاد , بازگشت از سفر مکه , در مورد نوزاد توصیه شده است که تا سه روز ولیمه دهند و اطعام کنند و درباره عقیقه کردن احادیث بسیاری می گویند :

( کل مولود مرتهن بالعقيقه ) هر فرزندی در گرو عقیقه است .

که در سنت اسلامی عقیقه گردن یعنی ذبح حیوانی حلال گوشت بنام خدا در روز هفتم ولادت صورت می گیرد .

د - موارد دیگر سنن اسلامی :

در این زمینه دادن غسل مولودیه کودک , سوراخ کردن گوش طفل و ختنه کردن که درباره هرکدام توصیه ها و برای انجام آن فلسفه هایی ذکر شده است

انجام همه این مراسم لااقل یک بعد مساله را که عبارت است از پذیرش کودک در جامعه اسلامی را نشان می دهد . (1)

1 خانواده و تربیت کودک ص 129 و 136

· بخش ششم : وظايف اصلی والدين در تربيت کودک

وظایف والدین در مقابل کودک به دو گروه تقسیم می شود :

1- زمینه ی تن و جسم او که شامل تغذیه , بهداشت و پوشاک و مسکن است .

2- دیگری در جنبه ی روانی و معنوی که شامل پرورش دینی , اخلاقی , عاطفی , اجتماعی و ... است .

انجام این وظایف حق بدیهی کودکان است و والدین در قبال انجام صحیح این مسئولیتها باید در انتظار اجرو پاداشی عظیم و در صورت تخلف , در انتظار کیفر و عقوبتی سخت باشند . در این بخش راجع به هریک از مسائل مذکور به اختصار سخن خواهیم گفت .

وظايف والدين در خصوص پرورش جسمی کودک

1- تغذیه کودک

اصولا رشد و طراوات کودک , سلامت و تندرستی او مرهون محبتها و مراقبتهای والدین است , تغذیه خوب عامل مناسبی برای دادن نیرو و نشاط لازم است و کمبودهای مربوط به غذا در طفل کمتر قابل اصلاح و جبران است . (1)

" دکتر جزایری " یکی از کارشناسان غذایی کشور در کتاب خود می نویسد :

" شیر مادر یگانه غذایی است که طبیعت برای طفل ساخته است و هیچ غذایی نمی تواند جانشین آن شود پس حتی المقدور سعی نمائید که به کودک شیر مادر بدهید " . (2)

1- " خانواده و تربیت کودک " ص 138 , 139

2 " اعجاز خوراکیها " , ص 277

اهميت تغذيه با شير مادر در احاديث

آئین مقدس اسلام نیز شیر مادر را بهترین غذای کودک و حق طبیعی او می داند .

رسول گرامی اسلام ( ص ) درباره اهمیت شیر مادر برای فرزند می فرماید :

" ليس للصبی لبن خير من لبن امه "

" هیچ شیری برای کودک بهترا ز شیر مادر نیست . " (1)

ایشان جهت تشویق مادران در خصوص شیر دادن به کودکان همچنین می فرماید :

" هر زنی اگر کودکی را شیر دهد خدا را در مقابل هر مرتبه ای که کودک از پستانش شیر بمکد ثواب آزاد کردن بنده ای به او عطا می فرماید

و هنگامی که دوران شیر خوارگی به اتمام رسید و کودک را از شیر باز گرفت فرشته بزرگوار الهی دست بر پهلویش نهاده می گوید زندگی را دوباره آغاز کن که خدا گناهان گذشته ات را آمرزید. (2)

1- " بحارالانوار " , ج 23 , ص 76

2- " وسایل الشیعه ", ج 15 ص 175

تبادل عاطفی روانی در تغذيه با شير مادر

" شیر دادن مادر به کودک تنها تغذیه او نیست , بلکه تبادل عاطفی و روحی نیز هست , شیردادن مادر به کودک موجب ارضاء روانی طفل شده و کودک را از لحاظ عاطفی به مادر نزدیکتر می کند .

کودک بهنگام مکیدن پستان , صدای قلب مادر را میشنود و آرامش نسبی پیدا می کند و کودکانی که از مکیدن پستان مادر محرومند این آرامش را ندارند . کودکانی که با شیر مادر تغذیه می کنند , کمتر دچار اختلالات روانی میشوند و حتی از نظر جسمی نیز سالمترند . (1)

· مدت و دوران شير خوارگی

قرآن کریم درباره ی مدت شیرخوارگی کودک می فرماید :

" حمله و فصاله ثلاثون شهرا " یعنی مدت بارداری و شیرخوارگی سی ماه است .

بنابراین مدت لازم برای شیرخوارگی کودک تقریبا 21 ماه خواهد شد. و در جای دیگر قرآن کریم می فرماید :

" در صورتی که مادران می خواهند دوران شیر خوارگی کودکان خود را تکمیل کنند آنها را دو سال تمام شیر دهند . "

" والالدات برضعن اولادهن حولين کاملين لمن اراد ان يتم الرضاعه " (2)

1- مبانی تعلیم و تربیت اسلامی, , ص 146

2-سوره ی بقره , آیه 233

اما باید دانست دادن شیر در مدت کمتر از 21 ماه ناکامی ها و محرومیتها یی را برای طفل پدید می آورد و کودکان را دچار کمبودهای عاطفی می کند لذا امام صادق ( ع ) فرمود :

مدت لازم برای شیرخوارگی کودک 21 ماه است و کمتر از آن ستم بر اوست. " (1)

فطام ( از شير گرفتن )

از شير گرفتن پیش از موقع موجب زیانهایی برای کودک می شود , از جمله بدبینی نسبت به زندگی که اثرش بصورت انزوا و احساس ناامنی در کودک تجلی خواهد کرد . ( نتیجه ی تحقیقات " گلدمن ایسلر " )

استفاده از پستانک برای سرگرمی کودک , موجب پدید آمدن نوعی بدبینی و ارضای کاذب کودک است و در نتیجه عدم ارضای عاطفی طفل میشود. (2)

فطام ( از شیر گرفتن ) کودک نباید ناگهانی و سریع باشد و یا با اعمال خشونت انجام گیرد بلکه ماهها قبل از آن باید جانشین کردن غذا و اعمال راه و روشهای دیگر زمینه را برای فطام فراهم ساخت . (3)

چون مساله از شیر گرفتن تاثیر مهم در رشد عاطفی و روانی طفل می گذارد باید به لحاظ عاطفی و روانی نیز به این مسئله توجه نمود که از شیر گرفتن برای کودک چنین تصوری را بهمراه نیاورد که او از محبت با توجه مادر محروم شده است .

1- وسایل الشیعه, کتاب النکاح , باب 70 ص 131

2 خانواده و تربیت کودک ص 144, 145

3- مبانی تعلیم و تربیت اسلامی , ص 147

تبديل وضعيت تغذيه ای کودک در پايان شيرخوارگی

" بتدریج که طفل قدرت گاززدن و سپس جویدن را پیدا مینماید به کودک باید غذاهای نیمه سفت را ارائه داد تا هم به عنوان غذاهای تکمیلی و هم به عنوان عادت دادن تدریجی کودک به غذاهای جامد او را برای تبدیل وضعیت تغذیه ای که در پایان شیرخوارگی صورت می گیرد او را آماده نمود .

طفل بایدبه تدريج بجای غذاهای مایع از غذاهای سفت و جامد استفاده نماید تا آمادگی تبديل وضعيت تغذيه ای را داشته باشد. بسیار اتفاق می افتد که در نتیجه عادت کودکان به غذاهای مایع و خصوصا شیر تبدیل وضعیت تغذیه ای بسادگی صورت نمی گیرد . "(1)

" کودک از 6 ماهگی به بعد تنها به شیر مادر قناعت نمی کند و ضروری است بمیزان کم غذاهای اضافی زود هضم و مفید بحال رشد او را به او خوراند . از 15 ماهگی که حالت استقلال طلبی کودک در تغذیه تظاهر می کند باید این حالت را پذیرفته ، اما در مواقع مناسب مراقبتهای معمول و آموزشهای لازم به او داده شود و تدریجا مبادی آداب غذا ( گفتن بسم الله الرحمن الرحیم در ابتدا و شکر خدا در انتها ) به او یاد داده شود . 1-روانشناسی تربیتی , ص 89

· نکاتی چند درباره ی تغذيه کودکان

1- بچه ممکن است در روزهای اول که غذایی به او می دهند ابراز سلیقه کند و برخی از غذاها را نخورد در چنین مواردی باید او را آزاد گذارد و مقاومت او را در این زمینه برنیانگیخت , راه اصلاحی این است که نوع غذا را عوض کرده و غذای مورد نظر را باغذای مورد علاقه کودک بیامیزید و آن را مطبوع نمائید .

2- غذای طفل متناسب با نیازهای جسمی و رشد او باشد .

3- اگر کودک غذا نخورد نباید مقاومت کرد ولی اگر خودداری او از غذا خوردن تا چند روز ادامه یافت نشان وجود اختلاف در اوست که امکان دارد اختلال روانی باشد که در این صورت باید به پزشک مراجعه کرد .

4- کودک هر وقت گرسنه شد باید به او غذا داد نه اینکه منتظر ساعات معینی شد ( آمدن پدر از سرکار و رسیدن مهمانها ) .

5- دفعات تغذیه کودک باید بیشتر ولی میزان غذا اندک باشد ( 5 وعده ) , نه بحد افراط واسراف

6- کودکی که بی اشتها به غذاست وحتی شب بدون شام میخوابد او را برای غذا جبراً بیدار نکنیم که زیان این بیدار کردن بمراتب افزونتر از زیان بی شام خوابیدن است . (1)

1- خانواده و تربیت کودک , ص 150

7- تحقیقات و تجارب علمی نشان می دهد که افرا پرخور کم هوش ترند و رشد روانیشان نسبت به دیگران کمتر است و از لحاظ جسمانی باید بدانیم اصولا کودکان هر چه بیشتر بخورند بیشتر استفراغ می کنند و بیشتر رنجور و ضعیف میشوند و بعضی از کودکان نسبت به غذا بی اشتها هستند و این ممکن است در اثر کاهش ترشح غدد تغذیه باشد در اینجا نباید به کودک بروز غذا داد " (1)

· بهداشت کودک

" از دیگر حقوق کودکان که رعایت ان برای والدین الزامی است , دور داشتن طفل از آلودگی ها و برکنار داشتن طفل از عوارض جسمی و روانی و در جمع طولانی تر کردن دوره حیات اوست .

برای وصول به این هدف والدین ناگزیر بررعایت اصول بهداشت جسمی و روانی طفلند و در جنبه جسمی وظیفه نظافت و شتشوی بدن و رعایت نظافت شخصی کودک است که به طور مداوم و مکرر انجام میگیرد . (2)

نوزاد , موجود بسیار ظریف و ناتوانی است و به مراقبتها و مواظبتهای پدر و مادر کاملا نیازمند است سلامتی و تندرستی یا رنجوری و بیماری انسان در دوران کودکی پایه گذاری می شود و مسئولیت این کار بر عهده والدین نهاده شده است .

نوزاد در معرض دهها بیماری خطرناک میباشد , به وسیله واکسیناسیون به موقع میتوان سلامتی کودک را تامین کرد و همچنین باید در بهداشت تغدیه , پوشاک .... نیز اصولی را مراعات کرد .

1- خانواده و تربیت کودک , ص 150 2 آئین تربیت ص 59

" پیامبر اکرم "( ص ) فرمودند :

" تنظفوا بکل ما استطعتم فان الله تعالی بنی الاسلام علی النظافه :

تا می توانید در پاکیزگی بکوشید که خداوند تعالی اسلام را بر پاکیزگی بنا نهاده است . (1)

و نیز فرمودند : " کودکان را از چربی و کثافات تمیز کنید , زیرا شیطان آنرا استشمام می کند , پس کودک در خواب می ترسد و بیتابی می کند و فرشته ها ناراحت می شوند . " (2)

دستورات عملی در مسائل مربوط به بهداشت فردی , بهداشت لباس , تغذیه ,دهان و دندان , مسکن , محیط زیست و آب و هوا و صدها دستور واجب و مستحب که مستلزم رعایت بهداشت و پاکیزگی است .

تعابیری که از پیامبر و ائمه درباره ی پاکیزگی آمده است نشان دهنده ی چگونگی برخورد اسلام با مساله بهداشت و تقدم بهداشت و پیشگیری بر درمان است .

" در جنبه بهداشت روانی توصیه شده است که کودک را از ترس و اضطراب و نگرانیها پرهیز دهیم . امنیت و اطمینان برای اوایجاد کنیم تمرینش دهیم که تابع خواهش دل نباشد از رذایل برکنار و به فضایل آراسته شود از تکبر و خودخواهی پرهیز و توقعات و آرزوهای مادی او محدود باشد در جنبه مغز او مخزنی قیمتی است و باید در آن چیزهای گرانبها قرارداد . "

1 " مکارم الاخلاق "

2- " بحارالانوار " , ج 104 , ص 95

· پوشاک کودک

" در لباس کودک توصیه شده است که، فراخ باشد تا محدودیتی برای رشد او ایجاد نکند . جامه کودک سفید و دیگر لباسهای او بهتر است رنگین باشد تا طفل احساس شادی و سرور کرده ، و خوشایند او باشد.

به پسر جامه ابریشمی نپوشانند و تنش را به نرمی و لطافت عادت ندهند لباسها متناسب با گرما و سرما و وسیله ای برای احساس آسایش او باشد و برعکس لباسها چندان خشن و زبر نباشد که جسمش را بیازارد .

· مسکن کودک

طفل محلی را لازم دارد تا در آن بتواند استراحت کند , تنها باشد و در عالم خود سیر کند , طفل در خانه و کنار والدین زندگی می کند و خواب کودک باید از حدود پایان 6 سالگی از والدین جدا شود .

اگر تهیه اطاق برای او ممکن نیست باید لااقل پرده ای از آنها را از هم جدا کند , در هر حال اختصاص دادن گوشه ای از اطاق مسکونی برای کودک برای قرار دادن اسباب بازیهایش و خلوت در آن یکی از نیازمندیهای کودکانست .

فصل دوم : بخش اول :وظايف والدين در جنبه معنوی و روانی

وظائف والدین در این زمینه متعدد و اهم آنها توجه به جنبه ی دینی , اخلاقی و عاطفی است .

1- پرورش دینی :

آموزش آداب و رفتار صحیح زندگی همان آموزش دین است , یعنی اگر طفل روش صحیح زندگی کردن را آموخته باشد , در حقیقت تربیت دینی پیدا کرده است .

" پیامبر اسلام "( ص ) در مقام اندرز , برخی از والدینی که از زیر بار آموزش و پرورش دینی در آخر الزمان شانه خالی کنند فرموده اند :

" ويل للاولاد و آخرالزمان من ابائهم لا يعلمونهم الفرائض "

" وای بر فرزند آخر الزمان از دست پدر و مادرانشان که به آنها فرائض دینی را می آموزند.

" تعالیم و دستورات دینی کلاً شامل دو بخش می شود :

1- بخشی که شامل اعتقاد و ایمان در رابطه با آفریدگار است . 2- بخشی دیگر که شامل اعمال و رفتار آدمی و روابط با دیگران است و والدین مسئولند هر دوجنبه را به طفل بیاموزند. " · آغاز تربيت دينیتربیت دینی , در حقیقت از روزگاران قبل از تولد و در مرحله انتخاب همسر شروع می شود و مراقبتهای دوران حمل آن را رنگ و صفا می بخشد و پس از تولد والدین مستقیما به جهت دادن و ساختن او می پردازند و از همان لحظات اول تولد قبل از بریدن ناف در گوش راست اذان و در گوش چپ اقامه خوانده میشود (1)

درست است که نوزاد معانی کلمات و جمله ها را نمی فهمد لکن آنها را می شنود و اعصاب و مغزش از آنها متاثر میگردد , کودک تدریجا با آنچه دیده و یا شنیده است , مانوس و آشنا می گردد و همین آشنائی در آینده او موثر است . (2)

بعد ها به همراه رشد در سنین مختلف تکالیف گوناگونی به کودک داده می شود , مثلا از 3 سالگی آموزش جمله تهلیل است ( ذکر لا اله الا الله ) از 5/3 سالگی آموزش شهادت به رسالت محمد( ص ) , از 4 تا 5 سالگی تمرین صلوات , از 5 سالگی آموزش دست راست و چپ , از 6 سالگی آموزش قبله , سجده و رکوع از حدود 7 سالگی تمرین نماز و بیدار شدن برای سحری است .(3)

1 خانواده و تربیت کودک " ص 151 الی 158 2- مبانی تعلیم و تربیت اسلامی

3 خانواده و تربیت کودک

· کودک و عقائد دينی

" توجه به خدا و دین ریشه فطری دارد , هر کودکی طبعا خداپرست است مگر اینکه عوامل خارجی فطرتش را آلوده سازند و از صراط مستقیم منحرف سازند " (1)

پیامبر اسلام ( ص ) فرمودند : " هر نوزادی با فطرت خدائی به دنیا می آید و پرورش می یابد مگر اینکه پدر و مادر او را به سوی یهودیگری و یا مسیحی گری بکشانند . (2)

" پدر و مادر وظیفه دارند که محیط مناسب برای فرزند خویش بوجود آورند تا عقایدی که در فطرت او نهاده شده تدریجا ظهور و بروز نمایند و پرورش و تکامل یابند .

کودک از همان خردسالی به یک نیروی مافوقی که می تواند نیازمندیهایش را برطرف سازد طبعا توجه دارد اما درک او به حدی نیست که بتواند توجهخویش را بیان کند , اما تدریجا به مرحله ظهور و بروز میرسد " تدریجا که کودک بزرگتر می شود و معمولا در حدود4 سالگی ( که اصطلاحاً سن چراها نامیده می شود )

خصوصا اگر در خانواده دین دار زندگی کند به خدا توجه پیدا می کند و گاهگاه نام خدا را برزبان جاری سازد . از حرفها و سئوالاتش پیداست که فطرتش بیدار گشته و می خواهد در این باره اطلاعات بیشتری به دست آورد چه کسی خورشید و ماه و ستاره ها را آفریده است ؟ آیا خدا مرا دوست دارد ؟ خدا کجاست ؟ چه شکلی است ؟ آیا در آسمان است ؟

1 بحار الانوار, ج 3

2 آئین تربیت ص 317

نحوه پاسخگويی والدين به سئوالات کودک اولیاء و مربیان باید به تمام سئوالات کودک پاسخ دهند والا روح تحقیق و کنجکاوی او خاموش خواهد شد . اما پاسخ دادن به سئوالات آنها کار آسانی نیست , پاسخها باید صحیح و کوتاه و قابل فهمبرای کودک باشد . و هرچه درک و فهم کودک ترقی می کند پاسخها نیز به همان نسبت عمیق تر می گردد .

باید از گفتن مطالب سنگین و خسته کننده جدا اجتناب کرد که نه تنها سودی ندارد بلکه برای کودک ملال اور خواهد بود .

آموزش نبوت ،امامت و معاد به کودک

در مورد نبوت و امامت باید تدریجا با کودک گفتگو کرد , ابتدا حضرت محمد ( ص ) را به عنوان پیامبر معرفی نمود و سپس صفات و خصایص آن جناب و شرایط پیامبر را با زبان کودکانه برایش بیان کرد و همچنین درباره امامت .

اما درباره معاد شاید ذهن کودک دیرتر از سایر مسائل برای فهم آن آمادگی پیدا کند , کودک خردسال معنای مرک رابه خوبی نمی فهمد شاید مردن را یک سفر طولانی تصور کند مادام که کودک به مردن توجه نکرده لزومی ندارد یا شاید صلاح هم نباشد که در این باره با او صحبت شود .(1)

1-مبانی تعلیم و تربیت اسلامی , ص 157-158

اما خواه ناخواه حوادثی پیش می آید که کودک متوجه مرگ می شود , در اینجا باید حقیقت رابا کودک صریحا در میان گذاشت و در ضمن , بهشت و دوزخ و حساب و قیامت را برای وی تشریح کرد تا ذهنش برای پذیرش معاد آماده گردد اما جوابها باید حتی الامکان کوتاه و قابل فهم کودک باشد . (1)

نمو نه ای از روايات در باره تربيت دينی کودک

درباره ی کودک و تکالیف مذهبی و روایاتی آمده است که برای نمونه ذکر می شود :

امام صادق ( علیه السلام ) می فرمایند : " وقتی کودک به سن سه سالگی رسید به وی امرکن 7 بار لااله الا الله بگوید , در این وقت کود ک را به حال خود واگذار تا به سن 3 سال و 7 ماه و 20 روز برسد در چنین مرحله ای باید با او تعلیم داد که 7 بار بگوید محمد رسول الله و تا چهار سالگی باید او را آزاد گذاشت , پس از آن به او بگو که 7 مرتبه صلی الله علیه و آله را تکرا رکند . و تا پنج سالگی او را رها کن , در این وقت اگر کودک راست و چپ خود را تشخیص داد او را در برابر قبله قرار ده و به او سجده را بیاموز در شش سالگی به وی بگو نماز بخواند و بالاخره رکوع و سجود و مراتب دیگر نماز را به او تعلیم ده وقتی هفت سال او تمام شد به وی بگو دست و صورت خود را بشوید و پس ا زشستن دست و صورت و فرا گرفتن وضو به او بگو نماز بخواند " (2)

1- مبانی تعلیم و تربیت اسلامی , ص 157-158 2 بحار الانوار , ج 23 ,ص 113-114 چاپ جدید حلیه المتقین , ص 107

تربيت دينی کودک گام به گام و بدون اجبار

" این روایت نشان می دهد که باید رفق و مدارا و پرورش تدریجی را کاملا در مد نظر قرار داد و گام به گام در تربیت کودک کوشید نباید در هیچ مرحله ای مسائل را یکباره بر او تحمیل نمود و استعداد و ظرفیت او رابرای آموزش مسائل دینی مورد توجه قرار داد " (1)

" کودک را از همان دوران خرد سالی باید به آداب دینی آشنا کرد و در او شوق و رغبت لازم برای اجرای برنامه های دینی پدید آورد منتهای والدین باید سعی کنند در انجام برنامه های دینی رنج و زحمتی برای کودک نباشد و در نتیجه وازدگی ایجاد نشود واداشتن طفل به انجام برنامه های مستحبی یا احیاء در جلسات مذهبی موجبات وازدگی از مذهب را فراهم می کند .

در تربیت مذهبی باید والدین مذهبی و عامل بوده و در پرورش دینی عمل و رفتار والدین نقش عمده دارد. " (2)

1 مبانی تعلیم و تربیت اسلامی , ص 166

2 خانواده و تربیت کودک , ص 159-160

خاتمه

در خاتمه لازم به تذکر است که گرچه کودک قبل از سن شرعی بلوغ تکلیف ندارد لکن پدر و مادر حق ندارند بدین بهانه فرزندان خویش را قبل از بلوغ کاملا آزاد بگذارند تا هر عمل خلافی را مرتکب شوند زیرا طبعا به اعمال گناه و خلاف شرع عادت می کند به طوری که بعد از بلوغ نمی تواند از عادتهای زشت گذشته دست بردارد. بنابراین پدر و مادر باید حدود واجبات و محرمات را از همان زمان کودکی به فرزندانشان یادآور شوند وازانجام اعمال حرام و خلاف شرع جلوگیری کرده ودرانجام واجبات و کارهای نیک تدریجا آنان راعادت دهند (1)

بخش دوم : پرورش اخلاقی کودکان

اسلام پدران و مادران را در امر پرورش اخلاقی فرزندان خویش مسئول می داند و یکی از وظائف اساسی و حساس آنها را در تربیت فرزند دانسته است .

رسول اکرم ( ص ) درباره پرورش اخلاقی کودکان فرموده است :

" ادبوا اولادکم فانکم مسئولون ":

فرزندان خود را تربیت نمائید چه در برابرآنها مسئولیت بس بزرگی دارید . (2)

" علی " ( ع ) فرمود : " اکرموا اولادکم و احسنوا آدابهم "

" کودکان خود را بزرگ و گرامی داشته , خوب تربیت نمائید . " (3)

1 " مبانی تعلیم و تربیت اسلامی " ص 167 2- " تربیت کودک از دیدگاه اسلام " ص 14-15 تالیف رشیدپور 3- " بحارالانوار " , ج 22 , ص 114

مفهوم اخلاق : " اخلاق به مفهوم مجموعه اصول حاکم برروابط انسانی و پاسداری این روابط باید از همان ماههای اول تولد به کودک تحمیل شود تربیت بدون اخلاق پرورش جنایتکار زیرک است .

در سایه پرورش اخلاقی است که ، صفتها و قدرتهای خدادادی , فضائل بزرگ عقلی چون امانت , شجاعت , احتیاط , تهور در او بیدار می شود و برای ادامه زندگی خود ضوابطی را برمی گزیند " (1)

" برنامه زندگی و روشهای اخلاقی و رفتاری دوران حیات بسیاری از مردم در طول مدت زندگی به حقیقت چیزی نیست جز مکتسبات و آموخته های دوران کودکی که از والدین و دیگر اعضای خانواده قرار گرفته اند.

تربیتهای اخلاقی صحیح والدین سرچشمه نیکیها ی آینده و تربیتهای نادرست آنان سرچشمه فسادهاو تبهکاری ها ی فرد در جامعه است (2)

· آغاز پرورش اخلاقی

" آغاز پرورش اخلاقی از همان ماههای اول تولد کودک و از هنگامی است که طفل با صدای مهر و خشم والدین آشنامی شود و با لبخند یا گریه به آنها پاسخ می دهد این امر معمولا ازپایان سه ماهگی و اوایل چهارماهگی کودک است این سن آغا ز پایه گذاری است نه آغاز تحمیل جنبه های اخلاقی و تعالیم مربوط به آداب و سنن زندگی.(3)

1- پرورش مذهبی و اخلاقی کودکان- دکتر علی قائمی , ص 112

بخشی از آنچه در این سن راجع به کودک مراعات می شود مساله وقت شناسی و تنظیم زمان غذا , ازاد گذاردنش در رختخواب به نحوی که با خود سرگرم باشد و به مادر وابسته نباشد گریه و فریاد را وسیله ای برای جلب و جذب مادر قرار ندهد .

اهميت تربيت اخلاقی سالهای اول زندگی طفل

سالهای اوليه از دیگر سالهای عمر کودک مهمتر است زیرا کودکان در این سن تاثیر پذیرترند و آنچه به عنوان شالوده رفتارشان در این مرحله ریخته شده , بزودی از میان نمی رود .

از سوی دیگر طفل دائما رو به کمال می رود و به مرحله تمیز استقلال عقلی می رسد ولی آنچه را که بدون آگاهی و اراده در سالهای اولیه فراگرفته , پایه استدلالی و تمیز عقلی او در سنین بالاتر خواهد بود . " (1)

1-خانواده و تربیت کودک , ص 162-163

اهميت پرورش اخلاقی

پرورش اخلاقی کودکان ضروری است از آن بابت که به فرموده امام علی ( ع ) شر در اندرون وجود آدمی لانه دارد " الشر کامن فی طبیعه کل احد " و فضیلت ها باید بر آدمی تحمیل گردد . نفوذهای اخلاقی دارای اثرات طولانی و دراز مدت است و سبب حسن سیرت و رفتارهای کریمانه خواهد بود . " (1)

· در تربیت اخلاقی به کودک چه بیاموزیم ؟

در پرورش اخلاقی کودکان مقصد ما اینست ضوابط و قواعدی را به کودکان القاء کنیم و عاداتی را در آنان پدید آوریم که بر اساس آن زندگی فردی و اجتماعی شان شکل گیرد و همچنین در جنبه طبیعی و غرائز کودک تعدیل صورت گرفته و کودک به تدریج در برابر آنچه وجود دارد احساس تعهد و تکلیف نماید .

در پرورش اخلاقی کودکان , نخست مساله آگاهی مطرح است . کودک باید علل و عوامل انضباطی و راه و رسم حیات و قواعدی که مورد مراعات باید قرار گیرد بشناسد و بداند چه چیزی ضد ارزش است . کودک باید بداند رعایت ضوابط به صلاح او و دیگران بوده و او حق ندارد آنها را نادیده بگیرد . او می بایست رفتار اخلاقی بیاموزد و این آموزش گاهی از طریق القاءو تذکر است , رمانی از راه عرضه نمونه و مدل که کودک از آن تبعیت و تقلید می کند . راهنمائی و هدایت کودک ضمن آشنا کردن طفل به ضابطه ها موجب اعتماد به نفس او می شود . (2)

1و2- قائمی ، پرورش مذهبی و اخلاقی کودکان ص 146و 150 و 151

" نکاتی که باید به کودک آموخته شود بسیار پردامنه و وسیع می باشد که به طور اختصار مطرح می شود :

1- در رابطه با خود :

بخشی از آموزشهای اخلاقی در رابطه باخود کودک و دارای جنبه فردی است , از آن جمله این است که خداوند در نهاد هر انسانی وجدان و فطرت اخلاقی قرار داده و طفل ذاتا امانت و صداقت را دوست دارد.

والدین باید این فطرت را زنده نگاه دارند , مسئله دیگر تسلط نفس کودک است که در سایه تکرار و عادت پدید می آید , کودک را باید ازهمان آغاز طوری تربیت کرد که بتواند در برابر امور و مسائل سرپا بایستد و خود را نباخته و تسلیم نکند , مثلا اگر هوس غذایی کرد صبر داشته و بیتابی نکند و مادر مامور بی چون و چرای کودک نباشد .

کودک باید به تدریج به مرحله ای برسد که کار و مشکل خود را شخصا حل کند و در برابر امور و حوادث سر پا بایستد , باید تدریجا بخشی از امور حیاتی را به تناسب رشدشدر اختیارش قرار داد تاانجام دهد مثل لباس پوشیدن .

باید رعایت تقوا و خود نگهداری را در هر مرحله سنی متناسب رشد و فهم کودک به او فهماند مثلا این که کودک هر حرفی را نزند به هر غذائی دست دراز نکند , هر رفتاری را از خود بروز ندهد که این امر از حدود سه سالگی در کودک امکان پذیر است که علاقه گریز و احتراز از کارهای ناپسند پدید می آید .

2- در رابطه با دیگران :

بخشی از اخلاق کودک در رابطه با دیگران طبعا کودک می بایست ضوابطی را در این زمینه سعی بر این است که کودکان به نحوی بار آیند که به خواسته های دیگران توجه داشته باشند ,از سال چهارم زندگی کودک امکان پذیر است که برای او مساله حق دیگران مطرح کرد , با این که محور زندگی او خواسته های شخصی است دوست دارد حق دیگران را رعایت کند . باید به او تفهیم شود که برای داشتنحیات سالم , ناگزیر است ناسازگاریها را کنار بگذارد و در حد امکان به انسانها خدمت کند که این آموزش از حدود سن 6 سالگی امکان پذیر است آن هم از طریق بازی ها و شرکت در فعالیت های جمعی

از همان کودکی فرزندان را باید عادت داد و تشویق کرد که مثلا اسباب بازی خود را به دوستانش بدهد , مهرورزی و تشویق والدین باعث می شود که روح بخشندگی و عطا در دوران طفولیت شکل پیدا کند و جنبه گذشت و فداکاری پدید آید .

در آغاز کودکی باید او راعادت داد که تمنایش با خوشرویی باشد , حتی اگر با چهره عبوس و گریه چیزی را از شما طلب کرد به او ندهید . بالاخره دیدارش به گونه ای باشد که در آن نشان صلح و صفا و زدودن غم پدیدار گردد و با چهره خوش و با لبخند با دیگران برخورد کند . و دیگر اینکه کودک باید اجتماعی و با دیگران در جوشش باشد ولی حسود و وقیح نباشد , بنای تربیت به گونه ای باشد که فرد نیکی های خود را تا حدود زیادی پنهان کند یا بگذارد آن نیکی به صورت طبیعی متجلی گردد .

3- در رابطه با فضایل :

ادب و اخلاق انسان با فضایل و پاکی ها و امانتهای فطری خداوند ارتباط نزدیک دارد بنابراین بخشی از آموزشهای اخلاقی باید متوجه رشد فضیلتها در انسان و عادات نیکو در این زمینه باشد .

اخلاق مستلزم شهامت و شجاعت است و از جلوه های مهم شجاعت دوستداری حق است . از آغاز زندگی باید چشم و گوش و اعضای کودک را به آن آشنا کنیم و عشق به حق و علاقه به درستی را در دل او استوار سازیم .

از فضایل اخلاقی مبارزه با گناه است ایجاد زمینه برای نفرت از گناه در سنین کودکی امکان پذیر است . اصولا حب و بغض ها نسبت به یک امر در دوران کودکی شکل می گیرد . آن چنان که بعدها ریشه کن کردن آنها کاری در حد اعجاز خواهد بود

والدين باید در درون کودک نفرتی در رابطه با ظلم و تبعیض و منکرات پدید آورند , به گونه ای که او را دائما با این امور سرستیز باشد .

کودک را باید عادت داد تا حقوق دیگران را رعایت کرده و ارزشهای صحیح در جامعه را را در زندگی به کار گیرد کودک را باید عادل تربیت کرد و این امر از همان دوران کودکی او زمانی که مادر خوراکی به کودک می دهد که با خواهر و برادرش تقسیم کند باشد .

مردی در حضور پیامبر فرزندی از خود را بوسید و فرزند دیگرش را نبوسید رسول خدا به او اعتراض کرد که چرا مساوات را رعایت نکردی .

4- در رابطه با وقایع و جریانات و راه و رسم جاری زندگی :

بخشی از اخلاق باید در این رابطه باشد که فرد در برخورد با وقایع وادار به مو ضع گیری درست و اندیشیده شود , از حدود سنین 6 الی 12 سالگی نیروی قضاوت اخلاقی کودکان رشد می یابد , آنچه برای او مفید و لذت بخش باشد دوست می دارد و آنچه برایش زیانبخش باشد را نادرست می داند ولی بعدها قادر می شود از مرز منافع خارج شده و دیگران را به حساب آورد . رفتار والدین شیوه موضع گیری صحیح را به آنها می آموزد . کودک را باید عادت داد که در داوری ها حق را مراعات کند , هرگز دوستی ها و دشمنی ها و روابط خانوادگی سبب آن نگردد که او از حق دوری کند باید او را رشد داد تا در برابر حوادث بایستد و تسلیم هر چه هست نشود بیبیند هر چه واقع شده درست است یا نه , اگر نیست در طریق ریشه کن کردن آن بایستد .

کودک راباید عادت داد روابط خود با دیگران را تنظیم کند , مثلا کودک نسبت به پدر و مادر برخوردی انسانی و همراه ادب داشته باشد , جرات و جسارت و بی ادبی و دست درازی نسبت به آنها نداشته باشد , بزرگتران را مورد احترام قرار دهد ع با خرد سالان مهربان باشد , در برابر هر کس راه و رسم درستی در پیش گیرد .

در روابط اجتماعی آداب و معاشرت سالم و خوشرویی و مسالمت داشته باشد , عادت داشته باشد خواسته هایش را با خوشرویی مطرح سارد , ایجاد مزاحمت نکند , تعارفات معموله را رعایت کند , آداب و رسومی که مخالف تعالیم مذهبی نیست را رعایت کند , مثل دید و بازدید در عید نوروز و صله رحم و ... از همان آغاز کودکی باید به طفل القاءکرد که نتیجه و حساب و کتاب و بازده عمل را هر کس خواهد دید چه خوب و چه بد مثلا نتیجه نافرمانی حرف پدر تنبیه شدن از معلم است به خاطر تنبلی در درسها و...

· عادت های غلط

والدین در سنین اولیه زندگی گودک خصوصا در 6 سالگی اول زندگی باید مراقب باشند که از ایجاد عادات غلط خودداری کنند , مثلا کودک نباید عادت کند که خواسته خود را به زور و از راه لجبازی یا گریه به دست آورد . ممکن است عادت غلط کودک دست درازی , بی ادبی در کلام , توهین و جسارت به والدین , بد غذا خوردن , بد خوابیدن , شرارت , خرابکاری ... باشد.

معمولا پدران و مادران در آغاز کار به حساب اینکه او کودک است و نمی فهمد در برابر رفتار نادرستش موضع نمی گیرند , غافلند که این حالات و رفتار ناموزون در او باقی مانده رشد می کند که در سن نوجوانی قادر به کنترل نخواهد بود .

· تربیت اخلاقی در اینجا از راه و روشهای گوناگون و متعددی استفاده می شود , مثلا در سالهای اولیه زندگی کودک مدح کارهای خوب , دادن جایزه , برای رفتارهای مهم و قابل تقدیر , ثناگویی از کارهای پسندیده , ابراز بی میلی و کراهت درباره کارهای ناپسند مطرح است .

از دیکر طرق , ذکر داستانهای مفید و آموزنده است که در کودک نقش سازندگی فوق العاده دارد و راه دیگر تحسین کارهای پسندیده دیگران یا ملامت راه کسانی که رفتار ناپسند دارند , تهدید , توبیخ و .... راههای دیگر است .

در پرورش اخلاق گاه می بایست خطاها را نادیده گرفت تا کودک جسور نشود گاه توبیخ باشد و زمانی ملامت و سرزنش به شرطی که به افراط کشانده نشود . در بعضی موارد ترس از رسوا شدن باشد و اخطار به طفل .

عظمت و سربلندی جامعه اسلامی بستگی به این دارد که نیروها و ذخایر عظیم انسانی را از آغاز کودکی و جوانی مورد بهره برداری قرار دهیم و از هر عمل مثبت و از هر روش صحیح و از هر گفتار و کردار پسندیده ای تشویق و حمایت کنیم " (1)

بخش سوم : پرورش عاطفه کودکان در بعد جنسی ·

کودکان و مساله جنسی

1 ـ والدین نمی توانند نسبت به غریزه جنسی کودکان بی تفاوت باشند در این باره برنامه صحیحی نداشته باشند زیرا تربیت جنسی یکی از دشوارترین و حساسترین انواع تربیتهاست اندک اشتباه یا غفلتی در این باره ممکن است کودکان را به فساد و تباهی بکشاند .

غریزه جنسی در زمان بلوغ پیدا نمی شود بلکه از زمان کودکی در نهاد انسان نهفته است و به صورت گوناگون بروز می نمایدغریزه جنسی در سنین کودکی کاملا بیدار نبوده و به حالت ابهام می باشد , کودکان قبل از بلوغ از لحاظ رشد بدنی و فکری برای تولید نسل و اعمال غریزه جنسی آمادگی ندارند . بدین جهت خداوند متعال غریزه جنسی آنان را در سنین قبل از بلوغ به حالت خفتگی و ابهام نهاده است (2)

1- " تربیت از دیدگاه اسلام " , ص 190 , دکتر , احمد بهشتی

2- " مبانی تعیم و تربیت اسلامی " , ص 161

بنابراین والدین باید از هر عملی که ممکن است غریزه جنسی کودکان را تحریک و بیدار سازد جدا اجتناب نماید و شرایطی را به وجود آورند که این غریزه بر طبق ناموس خلقت تدریجا پرورش یابد

" اسلام با بیداری نابهنگام غریزه جنسی مخالف است و از والدین می خواهد نظام تربیتی خود را برپایه ای بگذارند که خفتگان در زمینه غریزه , بی موقع بیدار نشوند .

در طریق وصول به این مقصد روابط خانواده باید تحت ضابطه ای باشد , معاشرتها زیر نظر قرار گیرند , در خواب و استراحت کودک , در استحمام و نظافت او , در بهداشت جسمی و روانی طفل توجه کافی مبذول گردد . " (1)

· نکاتی در خصوص تربیت جنسی کودکان

1- از پاسخ به سئوالات کودک در این زمینه بدان گونه که او قانع شود نباید طفره رفت و حتی در خانواده زمینه باید به گونه ای فراهم باشد که طفل جرات کند این مسئوله را از والدین خود بپرسد شک نیست اگر وحشتی ایجاد کنیم که کودک جرات نکند سئوالش را از ما بپرسد و یا پاسخ قانع کننده نباشد سئوال مورد نظر را از دیگران به عمل می آورد , معلوم نیست دیگران همان مقدار دلسوزی و مراقبت را در هدایت کودک داشته باشند که والدین دارند.

2- در پاسخ به سئوالات سن و رشد و احترام به سخنان کودک را فراموش نکنید چون هر سنی مقتضائی دارد و کودک در آن با دنیای دیگری آشناست .

1- " خانواده و مسائل جنسی کودکان " , ص 21

3- در تعبیرات و کنایات دقیق باشید و عبارات را طوری به کار برید که ضمن این که پاسخ سئوال را می دهید مشوق و محرک طفل به آزمایش و تجربه آموخته در این زمینه نباشد و کودکان دچار بلوغ زود رس و گرفتار نتایج ناگوار آن نشوند .

4- در همه حال از راه داستان و تلقین ها از پاکی و پاکدامنی و عفت و شخصیت آدمی بحث کنید و تناسب زندگی جنسی با سن و شغل و مراحل حیات را به او تفهیم نمائید . (1) 5- در بعضی خانواده ها معمول است که به واسطه محرمیت , رعایت پوشش از جانب پدر و مادر و اعضای خانواده صورت نمیگیرد , حال آنکه محرمیت بر جلوگیری از انحراف فکر و تحریک غریزه کافی نیست چه بسا ممکن است عذم رعایت پوشش در محارم , موجب تحریک غریزه جنسی کودک شود .

6- مادران نباید پسرانشان را از چهار سالگی به همراه خود به حمام ( خصوصا عمومی )ببرند ( همینطور پدر در رابطه با دختر ). (2) پیامبر اکرم ( ص ) می فرماید : وقتی کودکان به هفت سالگی رسیدند رختخواب آنها راجدا کنید .(3)

7 اولیاء باید روابط و معاشرتهای کودکان و نوجوانان را تحت نظارت قرار دهند تا از انحرافات جنسی احتمالی جلوگیری شود .

8- از مطالعه کتب و نوشته های تحریک آمیز جنسی برای کودکان جلوگیری به عمل آید , مناظر تهییج کننده از نظر کودکان در سن تمیز دور باشد . (4)

1و4- خانواده و تربیت کودک ص 326 , 327 2- مبانی تعلیم و تربیت اسلامی ص 162 , 163 3- مکارم الاخلاق ج 1 , ص 2568

بخش چهارم :پرورش عاطفی کودکان

والدین باید حالات و احساسات طفل را بسازند و زندگی را بر اساس آن رنگ و معنی دهند , آنها موظفند در او جنبه های عاطفی ایجاد کنند و طفل را به بعضی زمینه ها حساس سازند . عاطفه , حالت روانی است که جلوه و انفعالش به صورت هیجان بروز می کند .

عاطفه زندگی را غنی و قابل تحمل می سازد باعث ایجاد موج در زندگی شده و ان را از حالت یکنواختی بیرون می آورد ,کمبود عواطف عواقب وخیمی را برای جامعه و افراد موجب می شود .

بر اساس تحقیقات انجام شده بسیاری از جرائم کودکان , اضطرابها , بیماریهای روانی دارای منشاء کمبود عاطفی است ( هم جنبه مهر و محبت و هم جنبه خشم و کینه ) . البته باید با بعضی جنبه های عاطفی مثل حسد , یاس , خشم غیر منطقی , ترس غیر منطقی مبارزه شود .

تمرین عاطفه از خانواده شروع می شود و آغوش والدین پناهگاه محکمی است که شادیها , حزنها , تاثرها , غمها و تاسفها همه از خانواده منشاء می گیرد . (1) 1- " خانواده و تربیت کودک " , ص 166 , 167

· رشد عاطفی در کودکان

" خشم محرکهایی که در این دوره باعث خشم طفل می شوند عبارتند از :

جلوگیری از تلاش کودک برای حرکت , بی توجهی به خواسته های طفل , اجازه ندادن به طفل که هر کاری می خواهد انجام دهد و در تعارض قرار گرفتن هنگام بازی ,مورد تهدید واقع شدن نیاز آنها , تهاجم و حمله کودکان دیگر و ...

پاسخهای خشم در این موقعیت ها به صورت فریاد زدن , گریه کردن , لگد زدن , تکان دادن دستها و زدن هر چیزی که در دسترس طفل باشد است و همچنین بالا, پائین پریدن و انداختن خود روی زمین و حبس کردن نفس و ...

ترس : محرکهایی که در این دوره باعث ترس می شوند عبارتند از : صداهای بلند , افراد و اشیاء و موقعیت های نا آشنا , اتاقهای تاریک , مکانهای بلند و حیوانات , ارائه داستانها و عکسها و برنامه های رادیو و تلویزیون که ترسناک باشد .

پاسخهای ترس در این دوره عبارتند از : سعی در کناره گیری از محرکها ترس , ناله و گریه کردن , نگهداشتن موقتی نفس , بی حرکت ماندن , فرار کردن , پنهان شدن .

1- " روانشناسی تربیتی " ص 96 و 97 به بعد

کنجکاوی : هر چیز تازه و غیر عادی می تواند عاملی برای کنجکاوی طفل به شماررود مگر آن که تازگی آن آنقدر زیاد باشد که باعث ترس شود همانطور که ترس دوره طفولیت کاهش پیدا می کند کنجکاوی طفل افزایش پیدا می کند ابتدا آنها کنجکاوی خود را به صورت واکنشهای جسمی , حرکتی نشان می دهند ولی بعدا از طریق سئوال کردن این کنجکاوی را نشان می دهند .

لذت : اگر کودک در این دوره از لحاظ جسمانی در وضع مناسبی باشد احساس خوشی و لذت به کودک دست می دهد و در غیر اینصورت عکس این مساله اتفاق خواهد افتاد .

اطفال در این دوره خوشی و لذت خویش را به وسیله لبخند زدن , خندیدن , حرکت دادن دستها و پاها و سروصداهای ناگهانی و غیر منتظره نشان می دهند . بازیهای شوخی آمیز و انجام کارهای نسبتا مشکل برای کودکان از امور لذت آور است که کف زدن , بالا و پائین دویدن , آغوش باز کردن از امور واکنشهای عاطفی کودکان در هنگام لذت بردن است .

محبت : هر کس که با طفل بازی کند و یا نیازهای بدنی آنها را تامین کند پایه آنها محبت نشان دهد محرکی برای مهر و محبت طفل به شمار میرود . اطفال محبت خویش را از طریق بغل کردن , نوازش کردن و بوسیدن آن چیز مورد علاقه نشان می دهند .

البته باید توجه داشت که در خصوصیات عاطفی اطفال تفاوتهای فردی زیادی می تواند وجود داشته باشد , علت عمده این تفاوتها نیز در شرایط بدنی و روانی طفل است .

به عنوان مثال اطفالی که بیشتر گریه می کنند و با سایر عواطف ناخوشایند را از خود نشان می دهند شاید بیمار باشند یا در محیطی زندگی می کنند که به لحاظ روانی و عاطفی آنها زیاد توجهی نمی شود و یا زیاد مورد تنبیه واقع می شوند .

در مقابل اطفالی که بیشتر عواطف خوشایند از خود نشان می دهند شاید در شرایط جسمی بهتری قرار دارند یا در محیطی زندگی می کنند که با تمرینات عاطفی مناسب و خوشایند روبرو می باشند .

بدیهی است اگر کودک بیشتر دارای عواطف خوشایند باشد تا عواطف ناخوشایند , سازگاری شخصیتی و اجتماعی مناسبتری را در آینده پیدا خواهد نمود .

عواطف در کودکان 5/2 تا 5/3 ساله و کودکان 5/5 تا 5/6 ساله

در مورد کودکان 5/2 تا 5/3 ساله و کودکان 5/5 تا 5/6 ساله عواطف از شدت خاصی برخوردار می شوند . این دوره به لحاظ عاطفی یک دوره عدم تکامل است زیرا کودکان د راین دوره به سرعت تحریک و هیجانی می شوند .

داد و فریاد راه انداختن , حسادتهای غیر منطقی ,ترسهای شدید که برخی از این حالات عاطفی و هیجانی شدید کودکان می تواند در نتیجه بازیهای طولانی ، خستگی زیاد , کو خوابی و کم غذایی باشد .

به طو رکلی باید گفت بسیاری از هیجانات کودکان دراین دوره مبنای روانی دارند تا مبنای بدنی , اغلب کودکان خردسال احساس می کنند که پیش از آنچه والدین به آنها اجازه می دهند توانائی انجام کار دارند .

بنابراین هنگامی که با ممانعت والدین خود روبه رو می شوند دچار حالت عاطفی و جسمانی شدید می شوند حتی زمانی که به آنها اجازه کار نیز داده شود و آنها خود از عهده انجام کار بر نمی آیند باز ممکن است دچار این حالت شوند .

دلیل دیگری که می تواند باعث حالات عاطفی شدید در این دوره باشد انتظارات و توقعات والدین از کودکان خود می باشد که خارج از توانائی سنی آنهاست . (1)

· پایه گذاری عواطف کودک

پایه گذاری عواطف تقریبا از حدود سه ماهگی است که در آن کودک لبخند را می آموزد و حالت پذیرش با طرد والدین را درک می کند , آنچه مایه تقویت عواطف می شود عبارت است از مهر ورزی ها , روبوسیدن , عدم ابراز خستگی از مراقبتش , عدم ابراز ناراحتی از بهانه گیریش ,نداشتن قساوت و بی باکی درباره اش .

1- " روانشناسی تربیتی " 108 , 109

رعایت اعتدال در پرورش عاطفی

" آنچه که در پرورش عاطفی مورد نظر است رعایت اعتدال و تعادل است , طفل در آنچه که در پرورش عاطفی او مورد نظر است باید بدانگونه پرورش یابد که متکی به غیر بار آید نه تکرو و کاملا مستقل و خشن باید سعی شود عواطفش تعدیل گردد .

در طریق وصول به این هدف نقش والدین بسی اساسی و مهم است . والدین از یکسو باید خود الگوی عاطفه باشند و از سوی دیگر نمونه اعتدال و تعادل .

کودکانی که در خانواده از هم گسیخته و متزلزل زندگی می کنند از لحاظ عاطفی نامتعادلند و نمی توانند خود را با موقعیتهای کنونی تطبیق دهند . و اگر افراط در عواطف باشد وضع کودک ناهنجار خواهد بود البته شناخت حد وسط دشوار است " (1)

بخش پنجم: پرورش اجتماعی کودکان" کودک امروز عضو رسمی از اجتماع فردای ماست . ضرورتهای حیات اجتماعی ایجاب می کند که آدمی از مسائل و ضوابط مربوطه آگاه باشد و از آن نیکو سر در آورد و این والدین کودکند که او را باچنین ضوابط و مقرراتی آشنا می سازند " (2)

1- خانواده و تربیت کودک , ص 168و169

2- تربيت و سازندگی ، ص 66

تربیت موظف است از سویی فرد را به عنوان عضوی از جامعه بپروراند و از سوی دیگر انسانی مستقل با شخصیتی متمایز و جدای از دیگران , این طرز فکر ناشی از ملاحظه خلقت است . تربیت باید زمینه ورود طفل را به زندگی اجتماعی فراهم کند .

در سازندگی اجتماعی کودک ضروری است آداب معاشرت , نوع روابطی را که لازم است فرد با دیگران برقرار نماید , مقررات زندگی جمعی , همکاری و تشریک مساعی ,احترام , انسانیت , فهم و پذیرش مسئولیت اجتماعی را به کودک بیاموزند .

اگر قصد آن داریم فرزندان ما در آینده افرادی بشر دوست , خدمتگزار برای انسانیت و در طریق خیر و فضیلت انسانی باشند ضروری است این آمادگی , این آمادگی را هم اکنون در آنها به وجود آوریم . (1)

· شیوه های تربیت اجتماعی

با توجه به مقبولیت والدین در نزد کودکان در سالهای اولیه زندگی و با توجه به آمادگی های ذهنی و جنبه تقلیدی کودک در سنین اولیه نقش والدین در زمینه پرورش اجتماعی فوق العاده مهم خواهد بود " (2)

" والدین کودک را ضروری است که در ضمن عمل و رفتار خود نوع موضع گیریهای لازم و قابل قبول را در برابر گروههای مختلف به کودک و نوجوان بیاموزند , به او تفهیم کنند که همرنگ با جماعت در همه موارد زیبنده نیست گاهی ضروری است در برابر جریانات بایستد و به مخالفت و مقابله با ناروایی هایی که در حال جریان است بپردازد " (3)

1و2- خانواده و تربیت کودک , ص 301 و 307

2- تربیت و سازندگی , ص 66

" در تربیت اجتماعی روش والدین از نظر الگو بودن بسیار مهم است بخصوص از آن بابت که بدانیم طبع کودک آماده پرخاشگری و ستیزه جوئی است و با دیدن آن در برابر والدین تجلی می کند .

نباید منتظر بود که کودک کاملا به سن رشد و تمیز برسد تا بتوان به او کار و ظیفه ای را ارجاع کرد به طور خلاصه هرمقداری آداب آموزی و آماده کردن طفل برای ورود در زندگی اجتماعی از سنین پائین تر آغاز گردد موفقیت والدین در امر تربیت بیشتر و پذیرش با رتربیت برای طفل آسانتر خواهد بود. " (1)

. رشد اجتماعی کودکان

اساس اجتماعی شدن انسان در این سنین پی ریزی می شود , هر چقدر که تماسهای اجتماعی کودک در این دوره زیادتر و لذت بخش تر باشد کودک در ارتباطات اجتماعی آینده موفق تر خواهد بود .

در مقابل کودکانی که در این دوره از تمایلات اجتماعی محدود برخوردارند و وقت بیشتری را با اشیاء سپری می کنند در آینده احتمالا روابط اجتماعی موفقی نخواهند داشت . کودکانی که در دوره طفولیت به شدت گریه می کنند بعدا تمایل به پرخاشگری پیدا می کنند و مشکلات رفتاری دیگری از خود بروز می دهند , در مقابل اطفال صمیمی و شاد معمولا همانطور که بزرگتر می شوند سازگاری اجتماعی بهتری از خود نشان می دهند هرچند که شرایط می تواند بعدها تغییر کند. " (2)

1- خانواده و تربیت کودک , ص 301 , 307 2- روانشناسی تربیتی, ص 97, 110 "رضا نوری و علیرضا مرادی"

. رفتار اجتماعی :

" کودکان دارای رفتار اجتماعی و غیر اجتماعی بطور یکسانی هستند که عبارتند از :

تقلید : کودک در این دوره به راحتی با همسالان و بزرگسالان همانند سازی می کند .

رقابت : میل به برتری جستن و انجام بهتر کارها از 4 سالگی شروع می شود

همکاری : در پایان سه سالگی بازیهای گروهی که مستلزم همکاری کودکان دیگر است شروع می شود .

همدردی : احساس همدردی که توجه به احساسات و عواطف دیگران است تاقبل از 4 سالگی به طور نامنظم در کودک دیده می شود . پذیرش اجتماعی همانطور که دردوره خردسالی به پایان خود نزدیک می شود برای کودک تائید همسالان همانند تائید بزرگسالان اهمیت پیدا می کند .

بخشندگی و سخاوت : کودک به تدریج در این دوره یاد می گیرد که کودکان دیگر را در اموال خود شریک سازد , بخشندگی و سخاوت در این دوره به تدریج جای خود پسندی را می گیرد . (1)

1- روانشناسی تربیتی , ص 111 " رضا نوری وعلیرضا مرادی "

رفتار غیر اجتماعی

" منفی گرایی یا مقاومت : بین سنین 3 و 4 سالگی به اوج خود می رسد و سپس کاهش می یابد.

پرخاشگری : بین سنین 2 و 4 سالگی پرخاشگری کودک افزایش پیدا می کند و سپس کاهش می یابد , حملات بدنی در این دوره به تدریج جای خود را به تهاجمات کلامی می دهد .

رفتار آمرانه : کودک از سه سالگی در رفتار خود حالت آمرانه ای پیدا می کند و به دیگران فرمان می دهد .

خود پسندی : هرچند روابط اجتماعی کودک گسترده تر می شود خود پسندی کودک محدود می شود و برعکس هر چه روابط او محدود شود خود پسندی او بیشتر می شود . هر چه سن کودک بیشتر می شود از حالت خود مرکزی و خود پسندی بیرون می آید و بخشندگی و سخاوت و توجه به دیگران در او بیشتر کی شود ."(1) 1- ر، ک، منبع قبلی

. در تربیت اجتماعی به کودک چه بیاموزیم ؟

1- آگاهی به آداب و معاشرت ، تشریفات و آداب و سنن اجتماعی مثل بدرقه و استقبال 2- پذیرش مسئولیتهای اجتماعی 3- نحوه شرکت در مجامع ، متکلم وحده نبودن درجمعها،

4- مقابله با نیازهای اجتماعی 5- عدم افراط و تفریط در رابطه با دیگران 6- رعایت حقوق دیگران 7- گوش دادن به سخنان و استدلال دیگران ،عدم قطع حرف افراد 8- خوشرویی و خوش رفتاری با مردم, تواضع در برابر مردم 9- تزکیه نفس 10- حفظ بهداشت و آراستن خود برای ورود به اجتماعات 11- به حساب آوردن ارزش دیگران و قبول موفقیت دیگران 12- روحیه مناسب برای همکاری با دیگران( برداشتن روحیه رقابت) 13- احترام به انسانیت 14- گوش دادن به نظرات 15-شرکت در فعالیتهای اجتماعی , پذیرش مسئولیتهای اجتماعی 16- پذیرش مسئولیت رهبری در کارهای گروهی 17-آگاه کردن برای مواجهه با مسائل زندگی , تفاهم ها , تضادها اساس آموزش این گونه مسائل در خانه و از طریق رفتار والدین و گاه آموزش مستقیم است " (1)

1- خانواده و تربیت کودک ص 302و 308

" خواجه نصیر الدین طوسی در کتاب" اخلاق ناصری" به پدران و مادران توصیه می کند که؛ از همان آغاز کودکان خود را به کار و فعالیت وادار سازند تا سردی و گرمی زندگی اجتماعی آشنا شده , در بزرگی از مشکلات اجتماعی نهراسیده راه گریز در پیش نگیرند و برای زندگی اجتماعی آمادگی داشته باشند " (1)

. نیاز کودک به معاشر همسان

کودک در خانواده نیازمند به فردی است که مثل او رفتار کند و چون او بیندیشد و مانند او خواسته و نیاز داشته باشد . بدین نظر وجود لااقل دو فرزند درخانه از ضروریات است .

تجربه نشان داده است که کودکان واحد در خانواده ها اغلب متعادل و بهنجار نیستند , در چنین مواردی والدین باید بکوشند که بخش بیشتر از اوقات خود را صرف او کنند . با او به زبان خود حرف بزنند , داستان بگویند, بازی کنند .

کودک اغلب متکی به خیالات و رویااست و والدین گاه باید کودک شوند ولی نه کودکی خیالباف بلکه کودکی که به جنبه های خیالبافی او آگاه است و ضمن همسانی با او سعی کنند اندیشه های سازنده را در ذهنش وارد نمایند و او را به کنجکاوی و کشف وادارند .

1- تربیت کودک از دیدگاه اسلام ، احمد بهشتی

. نیاز کودک به بازی

از ضروریات زندگی و رشد کودک بازی است در سایه آن طفل با اخلاقیات اجتماع وآداب و معاشرت , قوانین و مقررات اجتماعی , سنتها , آداب و رسوم پرآشنایی می شود , او می فهمد زندگی همیشه موفقیت و پیروزی نیست بلکه گاهی هم شکست است .

با توصیه هایی که درباره بازی شده نباید تمام اوقات کودک را اشغال کند و بر جسم و جان او غالب شود زیرا در آن صورت طفل بدان خو می گیرد و از کارهای اساسی تر و ضروری تر بازمی ماند .

بازی باید سازنده و تقویت کننده روح وفکر و اعضای بدن او باشد , هر بازی باید توام با اهداف و همراه با فنونی باشدو از آنچه که بی فایده و یا موجب انجراف است جلوگیری شود .

. نیاز کودک به تنهایی و خلوت

طفل نیازمند به داشتن محل خصوصی در خانه است که در آن بتواند تنها باشد گاه کودکان چون بزرگسالان بی حساب احساس دلتنگی می کنند و نیاز به جای خلوتی دارند که در آن تنها گریه کنند و آرام گیرند .

البته این عمل نباید به صورت عادت درآید و باید در حالات خلوت ,او را زیر نظر داشته باشیم " ( 1 )

1- " بحارالانوار " و دیگر کتب حدیثی

. نیاز به استقلال

کودک از حدود 15 ماهگی می خواهد مستقل باشد خودش کارهایش را انجام دهد مادام که رعایت استقلال او زیان نداشته باشد دادن استقلال به کودک حق اوست اما نه این که او را به خود واگذار کنیم که خود را آزاد مطلق بپندارد و این استقلال موجب عصیان و طغیان نگردد و زمینه را برای استثمار دیگران فراهم نسازد.(1)

. نیاز به خود نمایی

طفل می خواهد چون بزرگسالان در محافل و در نزد حضار خودی نشان می دهد ولیاقتها و شگفتگی ها ی خود را عرضه کند والدین باید در هر جلسه و جمعیتی او را به حساب می آورند و این نیاز او را ضمن ارضا تعدیل نمایند .

خودنمایی تا حدودی که موجب بروز شخصیت شود و او را آنچنان که هست معرفی کند خوبست ولی وقتی از اندازه گذشت به صورت یک عیب اخلاقی درمی آید که ، باید از آن جلوگیری به عمل آید تا کودک خود را آنچنان که هست نشان دهد و لاف و گزاف نکرده و غلو نکند . موجب تحقیر دیگران و فرار کردن شخصیت غیر نگردد.

نباید خود نمایی به صورت عادت درآمده و در برابر کارهایش تحسین و ترغیب نباشد . زیرا او می خواهد در جامعه نیز چنان باشد و چون جامعه در مقابل او متعهد نیست به جامعه بدبین می شود " (2)

1- خانواده و تربیت کودک , علی قائمی

2- پرورش مذهبی و اخلاقی کودکان , علی قائمی

خودنمايی مخرب کودک و رفتار والدين

ممکن است بعضی کودکان در ابراز وجود دست به کارهای خلاف بزنند مثلا گلها را بشکنند , همبازیهایش را اذیت کنند ..... البته پدر و مادر نمی توانند در این موارد ساکت بمانند و کار آنها را تائید کنند.

اما باید توجه داشته باشند که کودک قصد خصومت و طغیان ندارد بلکه هدفش ابراز وجود است بهترین راه جلوگیری این است که نظر او را به کارهای سودمند دیگری جلب کنند و او را به بازیهای آموزنده کسب مهارتها سرگرم سازند , تا دست از خلافکاریها بردارد .(1)

· نیاز به حمایت : فرزند ما در مواجهه با مسائل و دشواریها احساس ناتوانی می کند, بر اثر عدم تجربه در زندگی گمان می کند بهتر آن است وارد معرکه ای نشوند و دست به امر جدیدی نزنند و در تامین حمایت از کودک توسط والدین ضروری است که در گرفتاریها با او ابراز همدردی کنند ( اما نه حمایتهای افراطی که لطمه بر تکامل روحی او وارد می شود )

· نیازبه تقدیر و تحسین : در طریق تامین جنبه های عاطفی کودک احتیاج دارد که مورد ستایش و تحسین قرار گیرد . این امر موجب یافتن روحیه شاد و بشاشی برای کودک و تائید عملکردهای او و ادامه خدمت و وظیفه در این زمینه خواهد بود .

1- تربیت و بازسازی کودکان , دکتر علی قائمی

چه بسیار اعمالی که طفل انجام می دهد و نمی داند آنچه که انجام گرفته به صواب است یا بر خطا . تقدیر و تحسین نشان می دهد که عملکردشان رواست .البته تقدیر و تحسین نباید به عنوان رشوه ای جهت عمل به حساب آید بلکه اصل باید این باشد که انسانها موظف به انجام وظیف باشند و هر کس وظیفه اش را انجام داد مستحق تقدیر است .

· نیازبه یافتن سلطه : احساس ضعفها و حقارتها اگر تداوم یابد آدمی را در حال ضعف و ناراحتی نگه خواهد داشت و طفل همواره احساس ضعف خواهد کرد . از امور تربیت این است که او را با فنونی , بر ضعفهای خود فائق گردانیم . مثل انجام بازی والدین با کودک و بدون کودک " (1)

· نیازبه انضباط : انضباط یک شیوه مهم برای آموزش رفتار اخلاقی به کودکان می باشد, هدف انضباط این است که به کودکان یاد داده شود چه رفتاری مناسب و چه رفتاری نا مناسب است . در هر انضباطی باید به سه عنصر مهم و ضروری توجه کرد که عبارتند از :

1- قوانین و اصولی که به عنوان راهنما و هادی کودک برای رفتار مناسب ومورد قبول می باشند .

2- تنبیه که برای تخلف خود سرانه و عمومی کودک از قوانین و اصول اخلاقی به کار برده می شود .

3- تشویق و پاداش که در مقابل رفتار مناسب و مورد قبول کودک , به او عرضه می شود .

1 - تربیت و سازندگی , دکتر علی قائمی

در دوره خردسالی , به جنبه تشویق باید بیشترین اهمیت داده شود و تنبیه تنها زمانی باید به کار برده شود که مامطمئن هستیم که کودک از قوانین و اصول اطلاع داشته و عمدا تخلف گرده است و در غیر اینصورت تنبیه وسیله خوبی برای انضباط دادن کودک نیست .

هنگامی که از تنبیه صحبت می شود منظور تنبیهاتی است که در حد توانائی روحی و روانی کودک باشد و ظرفیت محدودجسمی و روانی او در نظر گرفته شود , در عین حال باید توجه داشت که رفتار غلط کودک هیچگاه بدون دلیل نمی تواند باشد .

دلایل رفتار غلط کودکان :

دليل اول : ممکن است آنها از اصول و قوانین اخلاقی موردنظر بی اطلاع باشند یاآن را فراموش کرده باشند یا آن که موقعیتهای مختلفی را که آن قانون اخلاقی را باید به کار برد به درستی نفهمیده اند , مثلا ممکن است در برداشتن اموال دیگران را غلط بدانند اما فریب آنها برای گرفتن اموالشان را غلط ندانند .

دليل دوم : ممکن است که آنها به نتیجه گیری رسیده باشند که اگر به تخلفی دست بزنندبهتر می توانند توجه دیگران را به خود جلب کنند تا آن که رفتار مناسبی از خود نشان دهند .

دليل سوم : زمانی که آنها اوقات بیکاری زیادی داشته باشند و وسیله ای برای سرگرم شدن و بازی با آن در دسترس آنها نباشد ممکن است رفتار غلط و برخورد با والدین به عنوان نوع بازی و سرگرمی برای آنها محسوب شود (1)

1- اسلام و تربیت دختران , دکتر علی قائمی

اهميت نظم وانضباط در تربيت کودک

ناگزیریم تربیت را به کودکان تحمیل کنیم تا هم او را از خطر دور سازیم و هم قادر شویم انسانش با ر بیاوریم . شخصیت افراد در سایه انضباط رنگ می گیرد و هم در سایه انضباط است که فرد و اجتماع می توانند در مصونیت و آرامش زندگی را بگذرانند. (1)

در مساله انضباط شک نیست که ما کودکان را محدود می کنیم , اما این که این محدودیت در چه زمینه است باید گفت در زمینه های مربوط به زندگی او خواهد بود .

ما می خواهیم طفل در زندگی برهمه افعال و رفتارش تسلط داشته باشد گفتارش تحت ضابطه و کنترل باشد , در مسائل مربوط به زندگی خود اهمال روا ندارد, او از همان آغاز زندگیش باید منضبط بار آید ( برخی از دستورات انضباطی مربوط به زندگی شخصی کودک است " (2)

· نیاز به مدافع

در نخستین سرخوردگی که برای طفل در مواجهه با مشکلات و مسائل اجتماعی پیش می آید او به ضعف خود پی می برد , طفلی که اسباب بازیش ربوده شده , شکوه اش را به نزد ما در می آورد , اگر والدین به شکایت او رسیدگی نکنند یا لااقل در دفاع از او به وی دلگرمی ندهند حالت یاس و نومیدی و بدبینی نسبت به همه کس و همه چیز در او پیدا می شود

1- خانواده و مسائل جنسی کودکان ,دکتر علی قائمی

2- روانشناسی تربیتی , رضا نوری , علیرضا مرادی

والدین در برابر طفل باید داور مقتدری باشند که به سخنانش گوش فرا دهند و او را به دفاع و حمایت خود دلگرم سازند , اما وضع به گونه ای نباشد که هروقت برخوردی برایش پیش آمد به والدینش متوسل شود .

کودک نیازهای دیگری هم دارد مانند نیاز تعلق به گروه , نیاز به آموزش و آداب زندگی , تعلق به گروه خانواده و خویشان , و جامعه انسانی و مجامع مذهبی , نیاز به مسافرت , نیاز به داشتن نظم , استقلال اقتصادی , تبعیت انضباطی و ... " (1)

. رابطه ی کودک با اشخاص و اشیا ء

مساله رابطه کودک با افراد و اشیاء از نیازهای اساسی تربیتی کودک و از مسائل مهم و قابل توجه است . نوع این رابطه ها در سازندگی , ایجاد تحول و تغییر و در جهت دادن او تاثیر وفوق العاده دارد.

ارتباط کودک در سنین اولیه زندگی بخصوص با والدین از آن بابت مهم است که ، طفل سریعا تحت تاثیر دیگران و رنگ پذیری از آنان است کودک از والدین و حتی دیگران و همه آنچه که در زندگی حال و آینده او موثر است فرا می گیرد . از اخلاق و آداب , از راه و رسم زندگی , از مهرو انتقام , از دنیای متفاوت زن و مرد ,از امانت و خیانت , از جریانات اجتماعی و بالاخره از همه جیز .

1- مبانی تعلیم و تربیت اسلامی , " محسن شکوهی "

رابطه کودک با دیگران ,از برادر و خواهر و دوستان , همبازیها , کسان و خویشان خانواده نیز از اهمیت بسیاری برخوردار است . چه بسیار کسانی که مکتسبات کودک را تباه کرده و آموخته های او را وارونه ساخته اند .

در همه حال به خود واگذاردن کودک در سنین اولیه و نه در ایام مدرسه به صلاح او نیست , پدر و مادر باید بکوشند تا پیش از هرکس نظر او را به خود جلب کنند و خودشان را محرم راز او معرفی نمایند , این امر در پیشگیری از بسیاری از خطرات محتمل , موثر و سود مند است .

والدین از طریق شناخت کودک و آشنایی با " دنیای او خواهند توانست از ترسها , یاسها , آرزوهای طفل مطلع شده و قادر به ایجاد ارتباط صحیح با او , در نتیجه پرورش نیکوی او خواهند بود.

در پی ارتباط با کودک به طرق محتلف می توان در او سازندگی ایجاد کرد , و در سایه این ارتباطات می توان کودک را با آداب و مقررات زندگی و ابعاد زندگی و در سهای عملی زندگی آشنا کرد . " (1)

. رابطه والدین با کودک

" رابطه بین والدین و فرزندان در طول زندگی به صورت یکسان و ثابت نمی باشد گاهی اوقات این روابط به آهستگی و گاهی به سرعت تغییر می پذیرند گاهی اوقات این روابط بهتر و گاهی اوقات بدتر می شوند .

1- تربیت کودک , محمد صفری ( زر افشان )

در اینجا بطور مختصر به چگونگی تغییر این روابط در دوره قبل از دبستان می پردازیم در طول سال اول زندگی روابط والدین با کودک معمولا بسیار مناسب می باشد , بطور کلی هر کس در این سن کودک را دوست دارد , و از او هیچ توقع و انتظاری ندارد.

اما با ورود کودک به سال دوم به تدریج این روابط نیز تغییرمی کند , برخی از محبتها به تدریج و با ملایمت به ناراحتی و اوقات تلخی و خشم بدل می شود و کودک به تدریج با واکنشهای ناخوشایند والدین روبرو می شود.

شاید یکی از دلایل مهم این مسئله نیز این باشد که کودک کم کم از وابستگی کامل یه والدین رها می شود و نیازها و خواسته های او گسترده تر و متنوعتر میشود , و همین ممکن است موجبات رنجش و ناراحتی والدین را فراهم کند .

کودک با توجه به نیازهای شناختی و حرکتی خود که در سال دوم زندگی بسیار گسترده تر می شود به جستجوی محیط و دستکاری اشیاء موجود در محیط می پردازد و این معمولا چیزی است که با خواسته های والدین سازگاری ندارد .

در دوره خردسالی 3 تا 7 سالگی نیز این روابط با تحولات خاصی روبرو می باشد در این دوره همانطور که کودک بزرگتر می شود رفتار مستقل تری را طلب می کند به کنجکاوی و بازیگوشی بیشتری می پردازد نیازهای جسمی و روانی متنوعتری پیدا می کند مانند ارتباط با همسالان داشتن و وسایل بازی و تفریحی .

اینها همه مواردی است که اگر از طرف والدین هوشیار به آن توجه شود و نیازهای کودک بطو رمعقول برآورده شود , کودک رفتار سازگار و خوبی خواهد داشت و اگر به آنها توجه نشود یا مورد غفلت و مسامح قرار گیرد , در رفتار کودک بصورت ناسازگارانه جلوه می کند " (1 )

1- آئین تربیت " ابراهیم امینی "

روابط کودک با خواهران و برادران

روابط خواهران و برادران اغلب عامل مهم و موثری در رشد شخصیت کودک و سازگاری اجتماعی او به شمار می رود , خواهران وبرادران الگوی بسیار خوبی برای رفتار کودکان بشمار می روند , آنها بیشتر اوقات خویش را با یگدیگر می گذرانند , بر حسب جنس و سن خود یاد می گیرند که هر یک چه نقش معینی را در محیط خانواده باید ایفا کنند .زندگی در خانواده های چند فرزندی معمولا تاثیر بیشتری در رشد و تکامل تک تک فرزندان می گذارد , مجال تفاهم میان فرزندان معمولا سریعتر و آسانتر از تفاهم میان بزرگسالان و فرزندان آنهاست .

معمولا فرزندان یک خانواده زودتر و آسانتر از یکدیگرمی آموزند و حرف شنوی دارند زیرا معمولا مشکلات آنها , امیال و زبان و اطلاعات آنها از یک نوع است

معمولا اگر فاصله سنی بین خواهران و برادران زیاد نباشد تاثیرات آنها بر یکدیگر و تعامل آنها با یکدیگر بیشتر است , در حالی که اگر فاصله سنی بین آنها زیاد باشد تعامل بین والدین و فرزندان احتمالا بیشتر می شود .با افزایش سن ممکن است که بین خواهران وبرادران دعواهای بیشتری به وجودآید که این نزاع ها از یک جنبه ارزشی بازنگری و کسب تجربه برایآنها برخوردار است . اما در عین حال نزاعها اثر منفی دارد , در اثر تسلط و نفوذ یکی از فرزندان , کودکان دیگر دچار ناامنی شده , رفتار گوشه گیرانه یا پرخاشگرانه از خود بروز می دهند .(1)

1- تربیت کودک از دیدگاه اسلام , " رشید پور "

. رابطه ی کودک با دیگران

" شخصیت و اخلاق کودک نه تنها در ارتباط با والدین رنگ می گیرد بلکه افراد دیگری هم وجود دارند که در برخی موارد نه تنها تاثیر فوق العاده در کودک می گذارند , بلکه بسیاری از یافته های والدین در طریق تربیت

نابود و زحمات و تلاش آنها راخنثی می شازند , بدین نظر ضروری است که نقش آنها و میزان اهمیت شان را در تربیت شناخت و تاثیر مثبت و منفی که آنان در ساختن یا ویران کردن بنای اخلاقی و دیگر ابعاد وجود و شخصیت کودک دارند بدانیم .

به تدریج که طفل رشد می کند و پرورش می یابد , با کسان و بستگان خویش از خاله و عمه و دائی و فرزندان آنها درسنین بالاتر با دوستان و همسالان کوچه و محله خویش همینطورو بعدها با فروشندگان سر گذر. ذر تماس خواهد بود و هرکدام از اینها به نحوی در کودک تاثیر می گذارد بر این اساس روابط او باید تحت کنترل باشد و در صورت آلودگی کسان وخویشان از مدت توقف نزد آنها باید کاسته شود , نوع معاشرت زیر نظر قرار گیرد و از بعضی از دوستیها جلوگیری شود . " (1)

. نوع روابط در بین اعضای خانواده

" هر خانواده معمولا در ارتباط با فرزندانخود از یک نوع روش تربیتی معین برخوردار است , منظور از روش تربیت عبارت از شیوه ای است که والدین بر اساس آن به تربیت فرزندان خود می پردازند.

انواع شيوه های تربيت

صرف نظر از تفاوتها ی بسیاری که در ر وش تربیت فرزندان وجود دارد , امروزه می توان از 3 نوع روش تربیت متداول صحبت نمود:

روش تربیت قدرت مدارانه :

این روش , همان روش سنتی قدیم می باشد که بر این استدلال استوار است که برای جلوگیری از لوس شدن فرزند باید از به کار بردن چوب و عصا مضایقه نکرد .

در این روش والدین قوانین و اصول تربیتی ویژ ه ای را در خانواده خود حکمفرما نموده اند , درر این روش تلاش نمی شود تا به کودک توضیح داده شود و در این روش زمانی که کودک از اصول و قوانین خانواده تخطی نماید معمولا مورد تنبیه بدنی قرار می گیرد .

در این روش به تشویق و پادا ش به عنوان یک وسیله تربیتی برای رفتار مطلوب کودک چندان توجهی نمی شود , رفتارمطلوب و متناسب با قوانین بعنوان یک وظیفه به حساب می آید .

روش تربیت آزاد گذارنده:

این برعکس روش بالاست اکثر بزرگسالان تابع کودکان و فرزندان خود می گردند , والدین در این روش به چنین فلسفه ای معتقدند که کودکان خود باید از پی آمدهای عملشان یاد گیرند که چگونه و به چه شیوه ای رفتار کنند .

در این روش تلاش زیادی برای آموزش قوانین به کودک صورت نمی گیرد . در این جا کودکان برای تخلف عمدی از قوانین واصول تنبیه نمی شوند , حتی در مقابل رفتار مطلوب هم تشویق نمیشوند , در این روش که بدترین روشهاست هیچ یک از سه عنصر لازم در اختیار وجود ندارد .

روش تربیت متعادل :

در این روش که بهترین روش است به حقوق کودک توجه زیادی می شود , در این روش به این نکته بسیار اهمیت داده می شود که کودک قبل از هر چیز باید از قوانین و اصول اخلاقی و تربیتی خانواده اطلاع داشته باشد .

در اینجا فرزندان فرصت ابراز عقیده داشته و حتی کودکان خردسال کورکورانه وادار به اطاعت نمی شوند, اگر کودک مرتکب کار خلاف شد به او به عنوان یک مجرم نگاه نمیشود, کودکان برای رفتار مطلوب مورد تشویق و پاداش قرار می گیرند .

در این روش والدین در مواجهه با فرزندان به صورت مشترکی عمل می کنند و فرزندان از آنها واکنش های یکسانی را انتظار دارند و والدین به نیازهای دوران کودکی و نوجوانی بخوبی آگاهی داشته و در ضمن برقراری انضباط و محدودیت در مورد کودکان نیازهای عاطفی آنها را نیز تامین می کنند (1)

در چنین خانواده هایی والدین سرمشق زندگی کودک بوده , تمامی رفتار آنها به عنوان یک زیربنا در سازندگی کودک موثرند, مثلا رفتار مذهبی والدین , نظم و ترتیب موجود در زندگی آنها , مهرو محبت و عواطف خوب آنها نبست به همدیگر , رعایت حق وعدل در همه جوانب زندگی , پذیرش مسئولیت در چنین خانواده هایی , تناسب رشد و استعداد و امکانات و راه و رسم زندگی و آداب آن و طرز برخوردها و رفتار اخلاقی والدین , همه این موارد جنبه الگویی والدین را برای کودکان نشان می دهد " (2) 1- روانشناسی تربیتی , ص 117 2- خانواده و تربیت کودک

اصلاح معایب کودک

طفل نیازمند است با اصول و مقررات احکام الهی خو گیرد , و راه و رسم زندگی انسانی را بیاموزد وصول به این هدف از راه اجرای تشویق و تنبیه به معنای عام امکان پذیر است , اما قبل از اعمال هر برنامه ای نخست باید به طفل آگاهی داد , به خوب و بد آموز آشنا کرد و سپس از او حساب خواست .

نقش پدر در خانواده نقش مجری انضباط و فرماندهی و امریت است و نقش مادر نقش تسکین بخش و آرامش دهنده ,بدینسان هر خطایی که کودک مرتکب شود از قانون پدر ترسانده می شود , اگر نخواهد تسلیم نظم و انضباط شود . اما در عین حال مادر کسی است که از شدت و خشونت جنبه انضباطی می کاهد .

پنددهی و تذکر : کودک خطایی را عمدا مرتکب شده و براساس مقررات باید اصلاح یاتنبیه شود این که گفتیم عمدا بدان نظر است که اگر طفل چیزی را به خطا یا سهوا مرتکب شد به هیچ وجه مستحق تنبیه نیست . اگر عمداً هم مرتکب شد , نباید فورا تنبیهش کرد بلکه در مراحل اولیه باید به مذاکره و راهنمایی او پرداخت.

در صورتی که مذاکره و پنددهی سود نبخشید طفل باید تحت فشار ملامت و سرزنش قرارگیرد , آنهم نه ملامت مداوم و فشار سخت ومستمر, میزان و نحوه فشار به گونه ای باشد که در طفل حالت تسلیم و توسری خوردن پیش نیاید و درصورتی که این رفتار موثرنباشد مساله تنبیه پیش می آید,آنهم به میزان حداقل درحد مصرف دارو برای یک بیما ردر اجرای انضباط و اعمال فشار باید فواید و زیان عمل او به او تفهیم گردد (1)

1- خانواده و تربیت کودک , ص 228-226

. رابطه ی کودک با وسایل و ابزار

" وسایل و ابزار در ساختن و پروراندن و یا ویران کردن بنای زندگی اخلاقی کودک نقش موثر و اساسی دارد و نیز از جهت خطر آفرینی ممکن است موجب صدمات و لطمه هایی برای کودکان باشد این نوع وسایل باید تحت کنترل و مراقبت قرار گیرند .

وسایل و ابزار و اسباب بازیها و اشیاء در سازندگی و پرورش ذهنی و ایجاد مهارت در کودک نقش اساسی دارند , بدین نظر نباید آنها را از کودک دور داشت بلکه باید مورد مراقبتش قرار دهد .

وسایل و اشیا موجوددرخانه می توانند از یکسو مفید و از یکسو مضر باشد که می توان موارد زیررا نام برد:

1- رادیو و تلویزیون و تاثیر آن در کودک : رادیو و تلویزیون از وسایلی است که می تواند نقش سازندگی و یا ویرانی و تباهی در کودک داشته باشد . این خطاست که والدین کودکان خود را در استفاده از هربرنامه با هر محتوایی آزاد گذارند , شاید برنامه ای برای فردی بزرگسال با معنی باشد ولی کودک از آن برداشت غلطی کند , بدین نظر کنترل تماشای بنامه ها ضروری است .

2- کودک و تلفن : هر چند که تلفن وسیله خوبی برای ایجاد ارتباط و انجام کارهای ضروری است در عین حال زیانهایی دارد مثل تماسهای نادرست با افراد ناباب که از سوی افراد مزاحم با کودکان برقرار می شود . زمینه را برای ملاقاتهای نادرست و ویرانگریهای اخلاقی فراهم می سازد و به همین نظر دخالت مستقیم والدین باعث کنترل روابط می شود " (1)

1- خانواده و تربیت کودک , ص 282-276

3- کودک و کتاب : کتاب عامل میراث علمی و فرهنگی گذشتگان و نسل حاضر است و نقش عظیمی در زندگی انسان دارد , کتاب بهترین معلم بشر است . ولی درعین حال فراموش نکنیم که کتاب نا مناسب خطرناکترین دزدها ست زیرا به جای مطالب و اندیشه های خوب مسائل ویران کننده در مغز می گذارد . بدین نظر بر والدین لازم است که نخست آن را مطالعه و ارزیابی کنند و آنگاه در اختیار کودک بگذارند . در رابطه با مجلات و روزنامه ها هم همین شیوه باید اعمال شود . (1)

4- کودک و اسباب بازی : بازی و ورزش مانند نفس کشیدن برای کودک ضرورت دارد . در سالهای پیش از دبستان بزرگترین سرگرمی و مشغله کودک بازی است . کودک یک موجود زنده است و هر موجود زنده ای باید فعال باشد , بازی برای کودک یک نوع فعالیت است و بازی نکردن کودک علامت بیماری و ناتوانی اوست . اسلام نیز به نیاز طبیعی کودک توجه داشته و دستور می دهد او را آزاد بگذارند تا بازی کند .

حضرت صادق ( ع ) فرمودند :

" بچه را تا 7 سال بگذارید بازی کند " (2) پیامبر اکرم ( ص ) بر کودکان عبور کرد که مشغول بازی بازی و خاکبازی بودند بعضی از اصحاب آنان را از بازی نهی کردند , پیامبر ( ص ) فرمودند :

" بگذارید بازی کنند , خاک چرا گاه کودکان است " (3)

1 اسلام و تربیت دختران

2- وسایل الشیعه , ج 15 , ص 193

3- مجمع الزواید , ج 8 , ص 159

اگر چه کودک احتیاج به بازی دارد و باید بازی کند اما مدت بازی باید محدود باشد تا کم کم کودک به کارهای سودمند دیگری علاقمند شود و اجازه نباید داد که خوی بازیگری و بطالت بر کودک غلبه کند .

حضرت علی ( ع ) فرمودند : " کسی که شیفته بازی باشد سعادتمند نخواهد شد " (1)

در کلیه مراحل , بازی سهم عمده ای را ایفا می کند , همانطور که " برونر " گفته است بازی یک کار جدی است ,از طریق بازی فرصتهای بسیاری برای یادگیری به وجود می آید که در این میان دو چیز اهمیت بیشتری دارد یکی حل مسئله و دیگری خلاقیت .

بدون بازی پایه خلاقیت و حل مسئله پی ریزی نمی شود . اگر طفلی در این مرحله بتواند از طریق بازی خود را سرگرم کند به نوعی خودکفایی رسیده و باعث می شود که طفل اعتماد به نفس بیشتری پیدا کند . (2)

" اکثر مردم عادی تصور می کنند که بازی کودکان اتلاف وقت است , در حالی که می توانند آنها به کارهای مفیدتر دست بزنند و به یادگیری چیزهایی بپردازند که در بزرگسالی به کار آید این طرز فکر صحیحی نیست .

بازی کودکان هرچند بظاهر و در منطق بزرگسالان ممکن است بی هدف و بی فایده باشد ولی یک نوع آماده سازی برای کودک محسوب می شود و وسیله خوبی برای سازگاری شخصی , اجتماعی کودک است (3)

1- غررالحکم , ص 854

2و3 روانشناسی تربیتی

انتخاب اسباب بازی مناسب

" برای طفل باید آنگونه اسباب بازی تهیه شود که موجب فعالیت بدنی او گردد و او را به کار و تلاش ارزنده و سازنده تحریک کند , عضلات او را به کار اندازد و هوش و فکر او را بسازد . طفل را به فعالیت مثبت وادارد , زمینه رشد اجتماعی او را فراهم آورد , فرصتی برای پرورش ذهن و ابداع باشد .

وسایل و اسباب بازی کودکان در همه سنین از یک نوع نمی تواند باشد به تناسب رشد سنی باید اسباب بازیها ی مختلف و متنوع برای طفل تهیه شود و سعی شود اسباب بازیها بی خطر بوده درصورت دستکاری موجب صدمه به طفل نشود ارزان قیمت و ساده و سازنده باشد , اطلاعاتی از جهان خارج به کودک داده و امکان تغییر و تصرف در آن باشد . (1)

فایده بازی کودک برای والدین : اقل فایده برای بازی کودک این است که وسله ای برای شناخت طفل و رفتار خود والدین است اما در جنبه شناخت طفل باید یادآور شویم که کودک در حین بازی ناخود آگاه شخصیت خود را بروز می دهد و حتی بسیاری از آنچه که قادر نیست بیان کند عیان می سازد.از طریق بازی کودک می توانیم ربان کودکان , افکار و عواطف آنها , طرز برخورشان , تمایلات فردی , زندگی جمعی آنان را دریابیم و با آنها تفاهم کنیم , در جنبه شناخت والدین باید بگوئیم که کودک از طریق بازی با عروسک آنچه را که از والدین دیده بروز می دهد ,با آن مدارا , مهربانی , پرخاش , دوروئی , حیله گری ..... و این همه از آن باب است که طفل مقلد ماهری است . (2)

1و2 خانواده و تربیت کودک , ص 250-248 , ص 285

خاتمه

" اصولا مباحث مربوط به خانواده آنقدر وسیع است که از هر بعد آن وارد شویم باز موضوع برای گفتن وجود دارد . ما در این بحث ها سعی داشتیم از فایده و لزوم تربیت و نقش والدین سخن گوئیم اهمیت خانواده و صفات و خصایص آنها را بررسی کنیم , نیازهای کودک , مراقبتها و کنترل های کودک , پرورشهای همه جانبه کودک جزء وظایف والدین محسوب می شود .

والدین در همه حال باید مراقب کودکان باشند ,از هر جهت و جنبه ای , زیرا به گفته یکی از بزرگان , کودک پدر یا مادر دنیای آینده است . و بررسی چنین مسائلی احتیاج به ژرف نگریها ی بیش از این دارد . امید است خداوند توفیق عمل و رعایت اصول اسلامی تربیت را نصیب همگان سازد. " (1)

خلاصه

خانواده نقش اساسی در زندگی فرد و جامعه دارد . و والدینند که به کودکان جهت فکری و عملی می دهند . خانواده اولین و مهمترین کانون پرورش صحیح و احیاء و شکوفایی استعدادهاست . هرگونه تحول و تغییر اجتماعی باید ازخانواده شروع شود .

دوران کودکی دوران حساس , دوران نقش پذیری , پایه گذاری و رشد شخصیت , دوران اقتباس و تقلید , دوران کسب عادت و پی ریزی خلقیات و دوران سازندگی عاطفی است هرگونه لغزش و مسامحه و بی توجهی موجب خطر آفرینی است . هفت سال اول زندگی که دوره ای است زیر ساز و مهم به دو مرحله جدای از هم قابل تقسیم است .

1- خانواده و تربیت کودک , ص 86

مرحله اول : دوره پرستاری و اهم ويژگيهای آن : سه سال اول زندگی دوره پرستاری نام دارد و اهم ویژگیهای کودک در این دوره عبارت است از : دوران نیاز شدید به والدین به حدی که طفل بدون آنها هرگزبزرگ نخواهد شد .

- دوران پایه گذاری شخصیت است و عادتی که در این دوره پایه گذاری می شود .

- دوران واگذاری شدید به مادر است , به گونه ای که کودک با مادرغیر قابل تجزبه به نظر می رسد

- دوران خطر است برای طفل که در معرض بیماریها و آسیبهای گوناگون قراردارد .

- دوران خوروخواب است و استراحت .

- دوران گنگی و ابهام است . نه او از همه کارهای والدین سر در می آورد نه والدین از همه کارهای او

- دوران فعالیت عضلانی و حرکتهای غیر ارادی است

مرحله دوم : دوره نوباوگی وطفوليت و ويژگيهای آن :

در چهارسال سوم زندگی یعنی سنین 4-7 ویژگیهایی برای کودک می شناسیم که اهم آنها عبارتند از :

دوره تطبیق با واقعیت است و می خواهد حقایق را از راه لمس , دیدن , چشیدن بشناسد .

1- دوره عادت پذیری است و این امر خود عاملی برای تربیت است .

2- دوره شدید احساس شخصیت اوست و در صورت عدم توافق به امری موضع می گیرد .

3- دوره خودنمایی و اثبات ذات است و دوره اصرار به تمایز خود با دیگران

5- دوره رقابت , سبقت , حسادت است و این امر در او ناخود آگاه وجود دارد

6- دوره کنجکاوی است و این امر در او فوق العاده قوی و نیرومند است

7- دوره خواستاری کشف روابط علت و معلولی است از طریق جنبه های حسی و تجربی

8- دوره پر گوئی , خندیدن بی جهت , دویدن بی حساب و جست و خیز هاست

· اصول تربیت در سه سال اول

1- تکیه و توجه به تربیت فردی کودک 2- توجه به تغذیه صحیح طفل بویژه در جنبه شیر

3- اشباع از محبت و صفا و صمیمت 4- تحریک و تشویق به انجام اعمال خوب

5- ایجاد عادات نیکو ستایش راه و روش درست او 6- معرفی و شناساندن جهان اطراف

7- حفظ امنیت و حمایت از او , مراقبت از خطرات گوناگون 8- ایجاد زمینه برای آرامش و استراحت

9- تنظیم اعمال و عادات دادن به نظافت 10-ایجاد سرگرمی و اشتغال برای او

11-به راه انداختن اعضاء از راه بازی و بسته و باز کردن اشیاء 12-انتخاب اسباب بازی برای دویدن و جهیدن

13-منع از اعمال روش مستبدانه 14-منع از دستکاری با خود 15-منع از خسته کردن کودک 16-منع از تنبیه بدنی

17-سازندگی اخلاقی و عاطفی 18-منع از لجبازی و وسیله قرار دادن آن 19-منع از نوازشهای افراطی 20-زمینه سازی برای کشف ها

اصول تربیت در سن 4- 7 سالگی

1- توجه دادن به واقعیتها و پدیده ها 2- تحریک کنجکاوی کودک 3- پرورش اعضای کودکان و قدرت مشاهده او

4- زمینه سازی برای لمس , تجربه 5- جهت دادن او به بازیهای اجتماعی 6- تکیه به پرورش حواس , تخیل , شخصیت او

7- افزایش مهارت از طریق کارهای دستی 8- تکیه به آموزشهای مهم ازراه بازی و داستان 9- واداشتن به تمرینهای عضلانی مثل شنا

10- توجه به یگانگی عاطفی کودک11- تشویق او به کارهای هنری 12- بهره گیری از توان همانندی 13- ایجاد جرات در او از راه تشویق و تحسین 14- واداشتن او به تجزیه و تحلیل مسائل 15- رعایت اصل اعتدال در زندگی 16- منع و خود داری از تبعیضها 17- نجات او از تخیل و اشباح , خودداری از آموزش مجردات 18- ایجادروجیه نظم و انضباط در کودک . 1 تربیت و سازندگی ص 90-86

. آموزشهای لازم برای هفت سال اول

1- آموزشهایی در زمینه کلیات مربوط به اشیائ و پدیده ها

2- آموزشهایی در جنبه نوع معاشرتها و برخوردها و آمد و شدها

3- آموزشهایی در جنبه آداب ورسوم تشریفات گوناگون

4- آموزشهایی در جنبه کسب استقلال در خوردن غذا , لباس پوشیدن , طهارت , نظافت

5- آموزشهایی در جنبه مذهب و تعالیم مذهبی

6- آموزشهایی در جنبه خطراتی که او را تهدید می کند .

. کنترلها و مراقبتها

در هفت سال اول براساس برنامه تعالیم اسلامی , آموزش رسمی نداریم تعلیمات به صورت غیر رسمی و مستقیم یا غیرمستقیم است . این سن را دوره آزادی گذاشته اند ولی در عین حال این آزادی به سه شرط در اختیار کودک قرار می گیرد :

1- موجب وارد آمدن صدمه ای به او نشود .

2- مخالف با ضوابط و تعالیم شرعی نباشد

3- کنترلهایی برای رفتار کودکان باشد و این کنترلها دربرگیرنده رفتار و کردار کودک و گفتار و روابط و طرز برخوردها ی او باشد . اعمال خشونت ها , جبرها , اضطرابها , لجبازی های کودک باید تحت نظر قرار گیرد . (1)

1- ر.ک. منبع قبلی

 

آخرین بروز رسانی در چهارشنبه, 05 آبان 1389 ساعت 08:53
 
برای نوشتن نظر خود باید در سایت عضو باشید
 
 

هیات هفتگی ساجدین

بنر روز

دانشمندان اسلامی

حاضرین در سایت

ما 5 مهمان آنلاین داریم

حدیث روز

آمار سایت

اعضا : 3099
محتوا : 1164
لینک وب ها : 8
بازدیدکنندگان : 845717

اوقات شرعی


 

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه امام مبین می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

Design by : ehsan| گروه طراحی و تبلیاتی باغ بهشت | Tel:09139656885 | Copyright © 2009-2010