امروز شنبه, 05 تیر 1395 - Sat 06 25 2016

منو

فاطمه شناسی و فمنیسم (ازدیدگاه دانشمندان)اسلامی و غربی

نویسنده فرشته توکلی

یا أَيُّهَا الْنَّبِيُّ قُلْ لاِءَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ

مِن جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلاَ يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِيماً

اى پيغمبر (گرامى) با زنان و دختران و زنان مؤمنان بگو كه خويشتن را به چادر بپوشانند كه اين كار براى اين كه آن‏هاشناخته شوند تا از تعرض و جسارت(هوسرانان) آزار نكشند بسيار بهتر و خدا (در حق خلق آمرزنده و مهربان است.گفته‏اند سبب نزول آيه فوق اين بوده است : زن‏ها به مسجد مى‏رفتند و پشت سر پيامبر نماز مى‏خوانند. شب‏ها كه از نماز مغرب و عشاء باز مى‏گشتند، جوان‏ها سر راه آنها مى‏نشستند و مزاحم آن‏ها مى‏شدند. از اين رو، آيه فوق نازل گرديد.

 

 

چکیده :

 فمنیسم به عنوان جنبش اجتماعی وفکری در وسیع ترین معنای آن به ارتقا ء موقعیت اجتماعی زنان به عنوان یک گروه در جامعه میاندیشد . از فمنیسم همچون هر جنبش اجتماعی وفکری انتظار میرود موقعیت فرودست گروه پایه خود (یعنی زنان ) را تبین کند وعلل وعوامل موثر برآن را توضیح دهد ، تصویری از حامعه مطلوبی که در آن زنان از موقعیت مساعد ومناسبی بر خود دارند ارائه کند ، مجموعه مطالباتی را برای رسیدن به این هدف در دستور کار خود قرار دهند .سرانجام با تعیین راهبرد عملیاتی خود به سازماندهی وبسیج منافع بپردازد وروشهای مشروع یا موثر مورد نظر خود را برای نیل به اهداف مشخص سازد .فمنسیم از این نقطه آغاز میکند که زنان سرکوب میشوند و این سرکوبی مسئله مهمی است . اقتدار مردان آزادی عمل زنان را محدود میکنند چون مردان امکانات اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی بیشتری را دراختیار خود دارند . سنگ بنای فمنیسم دفاع از حقوق زنان است . تمامی صور فمنیسم این را تصدیق میکنند که زنان انسان هستند نه عروسک ، برده  ویا حیوان .به عقیده فمنیسمها اولا همه امور شخصی سیاسی است . یعنی عاملانی مرتکب ستم کاری میشوند که اختیار این کار به ایشان تفویض شده است وثانیا باید برای تجربیات عینی زنان از این ستم ، که در برخوردهای روزمره شخصی ویا در روابط اجتماعی به دست آمده اند اعتبار قائل شد . مرد وزن ستمگر وتحت ستم در زندگی هر روزه خود با یکدیگر تعامل دارند ونقش آفرینانی در حال اجرای سناریویی از پیش آماده شده نیستند  این بازیگران نمایش ممکن است در زمینه اجتماعی خاص با یکدیگر مخالفت داشته باشد ودر عمل هم دارند . در این گونه موارد مردان زور خود را به کار میگیرند وزنان دچار رنج وتحقیر می شوند . البته اقتدار مردان فردی نیست ، فرضیات جنس پرستانه جامعه به سود مردان است . ایدئولوژی های مردسالار از اقتدار مردان بر زنان حمایت میکنند وآن را مقدس جلوه می دهند . بنابراین تکلیفی که جامعه شناسان فمنیست برعهده دارند بررسی رابطه فرد با ساختار اجتماعی ، ارتباط تجربیات زندگی روزمره زنان با ساختار جامعه‌ای که در آن به سر می برند وارتباط اقتدار مردان در مناسبات شخصی با شیوه نهادینه شدن این اقتدار در جامعه است

 

 

 

 

 

 

مقدمه:

اسلام ، اولين مكتبى است كه زن را به عنوان مسئله مهم زندگى و متمّم حيات انسانى در مسائل اجتماعى و اخلاقى و قانونى خود جا داده است. درست در همان موقعى كه دنيا در آتش جهل و ستم مى‏سوخت، و جوامع مختلف بشرى گرفتار انحرافهاى گوناگون بوده‏اند، گروهى از افراد زن را معبود خويش و جمعى از او را حيوانى مى‏پنداشتند و هر گونه تعدى را بر او روا مى‏داشتند؛ پيامبر گرامى اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم براى خاتمه بخشودن به انحراف‏ها، كجى‏ها و كجروى‏ها، پندارهاى غلط، تجاوزات از جانب خداوند متعال مبعوث، و خط بطلان بر روى غلط‏هاى بشرى كشيد و همه راه‏هاى فضيلت و رستگارى را به او نشان داد . خداوند ، حضرت محمد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم را در روزگارى مبعوث نمود كه جهان بشريت دستخوش تيرگى‏ها و سقوط بود، و در درياى حيرت و سرگردانى دست و پا مى‏زد، در چنين زمانى بود كه ظهور اسلام بسان باران نيروبخش بهار ، زمين عبوس بشريت را خرم و شاداب ساخت، و يوغ‏ها و زنجيرها را از گردن‏ها و دست و پا برداشت و تجاوزات و خرافات را چون دزدان صبح شده رسوا گردانيدند و عقل‏ها و استعدادها و تفكرات زندانى شده، باشكوهى خاص از زندان آزاد كرد و طومار جاهليت را دريد و اين حقيقت را به دنياى بشرى اعلام داشت كه زن و مرد، از نظر دارا بودن روح كامل انسانى و روح باقى براى حشر و نشر در قيامت، مساوى هستند، و هر دو، به كردارهاى زشت و زيباى خود كيفر يا پاداش داده مى‏شوند و به همان نيت كه مردان جزئى از پيكر جامعه انسانى محسوب مى‏شوند. شكى نيست كه اسلام ، احترام ويژه‏اى براى زنان قائل است. زيرا اگر آيات قرآن را مورد بررسى قرار دهيم، به مقام و منزلت زن در اسلام پى خواهيم برد . مقام زنان در اسلام چنان است كه در قرآن مجيد ، سومين سوره مفصل ، به نام آنان (النساء) ناميده شده است، و در ده سوره ديگر از قرآن مجيد مسائلى مربوط به حقوق و منزلت زنان هست، و همه جا در خطابات عام قرآن، زنان مورد خطابند و غير از اين مورد، از بسيارى از مفاهيم قرآن مى‏توان مطالبى درباره حقوق و منزلت زنان استنباط نمود. قرآن مجيد اين اتهام دروغ و مغرضانه را، كه اسلام براى زن ارزشى قائل نيست، به كلى منتفى مى‏سازد. پيش از اسلام ، هيچ قانونى از قوانين اجتماعات متمدن و بزرگ، درباره ارزش واقعى زن، و اثر وجودى او، و حفظ كرامات و حقوق او تفصيلات فلسفى و روانى و مواد قانونى وجود ندارد.مقام و منزلت زنان در فرهنگ اسلامى بر همگان آشكار است. دفاع از حقوق زنان، اعطاى مقام كوثر به دخت پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم ، سخن از زنان و مردان نيكوكار در سرتاسر قرآن و اعطاى حق رأى به زن نمايانگر اهميت تقريبا مساوى زنان و مردان در اين فرهنگ مى‏باشد.  اسلام ، زن را به عنوان عنصر مؤثر جامعه پذيرفته و او را در امر مهم و سرنوشت‏ساز بيعت شريك ساخته است؛ اسلام وقتى از زن بيعت گرفت، در حقيقت به او اعلام كرد . كه تو يكى از خشت‏هاى بناى اسلامى و بايد سهم خود را در استوارى و نگهدارى اين بنيان ايفا كنى همچنين شركت زنان در جنگ‏ها در صدر اسلام، نشان دهنده مشاركت زنان آن عصر در امور سياسى است. دو بانوى نمونه اسلام، حضرت فاطمه عليهاالسلام و حضرت زينب كبرى عليهاالسلام نمونه‏اى از زنانى هستند كه نسبت به سرنوشت سياسى جامعه خويش حساس بوده و رسالت خود را به خوبى انجام داده‏اند.

 

تاریخچه ای از  جایگاه زن در اسلام و غرب

از قرن هفدهم به بعد در غرب، نهضتی در زمینه مسائل اجتماعی و در قالب «حقوق بشر» پدید آمد، كه در آن نویسندگان و متفكران غرب افكار خویش را در قالب دفاع از حقوق طبیعی و فطری بشر با دو محور «آزادی» و «تساوی» حقوق زن و مرد مطرح كردند و حتی مدعی شدند كه بدون تأمین آزادی زن و تساوی حقوق او ، سخن راندن از آزادی و حقوق بشر بی معنی است. آنها كلید تمام مشكلات اجتماعی و خانوادگی زنان را در حل این مسئله دانستند. اما این سخنان به ظاهر فریبنده و پوچ در راستای اهداف مادی و استثماری جامعه غرب است نه احقاق حقوق واقعی زن.  حقیقت این است كه در فلسفه غرب سالهاست كه انسان از ارزش و اعتبار افتاده است. سخنانی كه در گذشته درباره انسان و مقام ممتاز وی گفته می شد و ریشه همه آنها در مشرق زمین بود، امروز در اغلب سیستم های فلسفه غربی مورد تمسخر و تحقیر قرار می گیرد. انسان از نظر غربی تا حدود یك ماشین تنزل كرده است و روح و اصالت آن مورد انكار واقع شده است. اعتقاد به علت غایی و هدف داشتن طبیعت، یك عقیده ارتجاعی تلقی می گردد. نكته مهمی كه بی توجهی به آن سبب شد تا نه تنها مشكلات زنان حل نشود، بلكه سختی ها و بیچارگی های مضاعفی بر زن تحمیل شود، مربوط به حقیقت تساوی و آزادی افراد بشر است از جهت بشر بودن، نه زن یا مرد بودن، زیرا زن و مرد مساوی هستند از آن جهت كه انسانند اما از جهت طبیعت، آفرینشی متفاوت با یكدیگر دارند كه این آفرینش متفاوت، خصوصیات، روحیات، توانایی ها و نیازهای متفاوتی را اقتضا می كند. این مسئله به قدری روشن است كه نمی توان بی توجهی به آن را به حساب غفلت گذاشت ، بلكه عواملی در كار بود كه می خواست از شعار آزادی و تساوی حقوق زن و مرد به سود خود بهره برد. همان طور كه در جامعه امروز غرب می بینیم این شعار سبب بیرون كشیده شدن زن از خانواده و تبدیل شدن به ابزاری برای بهره وری اقتصادی نظام سرمایه داری شده؛ در واقع سردادن شعار تساوی حقوق زن و مرد بدون توجه به طبیعت و فطرت متفاوت او زهری در جام زرین بود كه باعث استثمار زن و نادیده گرفتن حقوق طبیعی و ابتدایی او شد.

اسلام احیاكننده حقوق زن

حضرت امیرالمومنان علی (ع) در وصف زن، خطاب به امام حسن مجتبی(ع) می فرمایند: ) فان المراه ریحانه و لیت بقهرمانه( مطلب مهمی كه بیش از هرگونه حقوق و مزایای اجتماعی ارزشمند است و جزو تفاوت های اساسی نگاه اسلام و غرب به زن به شمار می آ ید ، محوریت زن در پرورش نسل آینده و جامعه ساز بودن آن است؛ مسئله ای كه غرب با نادیده گرفتن آن روز به روز بیشتر به سمت انحطاط و نابودی پیش می رود. در واقع آنها ارزش زن را در كارهای اجرایی و مسئولیت های بیرون از خانه می دانند. با اینكه در اسلام انجام بسیاری از كارهای اجرایی جایز است اما این امور به خودی خود مقام و ارزش به شمار نمی آید و تنها آنچه كه مایه تقرب می شود را تعبد می داند.

 

 

 
قرآن به اتفاق دوست و دشمن، احیاكننده حقوق زن است. مخالفان لااقل این اندازه اعتراف دارند كه قرآن در عصر نزولش گام های بلندی به سود زن و حقوق انسانی او برداشت. ولی قرآن هرگز به نام احیای زن به عنوان «انسان» و شریك مرد در انسانیت و حقوق انسانی، زن بودن زن و مرد بودن مرد را به فراموشی نسپرد و زن را همان گونه دید كه در طبیعت هست. از این رو هماهنگی كامل میان فرمان های قرآن و فرمان های طبیعت برقرار است؛ در واقع زن در قرآن همان زن در طبیعت است. این مسئله درخور توجه است كه اسلام علاوه بر در نظر گرفتن طبیعت متفاوت زن و مرد از یكدیگر و با قائل بودن به تساوی در انسانیت؛ عنایت ویژه ای به زن داشته است

غرب و پایمال كردن حقوق طبیعی زن


غرب با شعارهای فریبنده فمینیستی و در قالب تساوی حقوق زن و مرد، بزرگترین ظلم و خیانت را در حق زن روا داشته است. اتفاق مهمی كه از این شعارها برمی آید این است كه مقام و ارزش والای زن بودن و مادر بودن به دست فراموشی سپرده شده و مدیریت خانواده و تربیت انسان ها و به تبع آن جامعه به نابودی كشیده می شود. در واقع نادیده گرفتن نقش واقعی زن مسئله ای است كه غرب را روز به روز به نابودی نزدیك تر می كند. مسئله جدی تر اینجاست كه صدای این شعار به كشورهای اسلامی هم رسیده اما با هوشیاری، نه تنها نباید به این شعارها گوش فرا دهیم بلكه باید با تكیه بر آموزه های اسلامی و با الگو گرفتن از بانوی دو عالم و سرور زنان جهان فاطمه زهرا(س( الگوی واقعی زن و مقام و جایگاه حقیقی او را به كشورهای دیگر بشناسانیم.  حقیقت این است كه باید در همه مسائل حقوقی، اعم از حقوق خانواده، حقوق جامعه، به جای مردسالاری یا زن سالاری، والی و ولی سالاری یا نظایر آن، عنوان حق مداری و حق سالاری مطرح شود تا هیچ خیال خام ربوبیت را چه در محل زندگی و كار و چه در حوزه های كوچك و بزرگ در سر نپروراند و هرگز معارف حقوقی اسلام را كه در مدار حق فطری تدوین شده است و دست غیر معصوم آن را لمس نكرده و فكر غیرطاهر آن را به ارمغان نیاورده است، با امیال عده ای كه همه ارزش ها را در قدرت ظاهری می دانند و همان را معیار تفاوت یا تساوی انسانها می نگرند، مشوب نسازند.

نظریه های فمینیستی


واقعیت این است که فمینیسم افراطیِ غربی هدفی جز ایجاد اختلاف و ناسازگاری ما بین دو جنس و تشدید بحران عدم تفاهم بین آن دو ندارد. فمینیست ها با نادیده گرفتن نقش ها و ماهیت متفاوت زنان و مردان، سعی در ایجاد یک همانندی مصنوعی و بعضا انقیاد مردان توسط زنان دارند.بعضی از فمینست ها با تقسیم ارزش های مطلق اخلاقی به زنانه و مردانه، خواهان رد کامل تمام ارزش های مردانه هستند. عده ای از فمینیست ها نیز با ردّ کامل ارزش های اعتباری و ذهنیت مردانه، دنیا و زندگی آن را بر اساس ارزش های زنانه طلب می کنند.در واقع می توان گفت: اساسا مبنای نظری فمینیسم که مبتنی بر تقسیم ارزش ها به زنانه و مردانه است، دیدگاهی اومانیستی است. این دیدگاه نوعی رابطه مبتنی بر تضاد خصومت و رقابت در دو جنس برقرار می کند.
بنابر آنچه گذشت، می توان گفت که در حقیقت، نظریه فمینیستی از دو منظر به مسائل زنان می نگرد:
1. نگرش آسیب شناسانه: در طول تاریخ و در ضمن این آسیب شناسی بسیاری از نظریات فمینیستی شکل می گیرد که مهم ترین آن، نظریات «تفاوت»، «نابرابری» و «ستمگری» است که در روند آن فمینیست های مارکسیسم و لیبرالیسم نگرش آسیب شناسانه خود را از زن بیان می کنند و هسته مرکزی این آسیب شناسی، نظام پدرشاهی است.                                                                            
2. نگرش راه حل طلبانه: که مبتنی بر ارائه طریق فمینیست های مارکسیسم و لیبرالیسم، رادیکالیسم و سوسیالیسم برای رهایی زن از قیود نظام مردسالاری است. این روش ها بر محور «آزادی»، «بی قیدی» و «لاابالی گری» زن نسبت به هر گونه توصیه ای است که طبیعت، دین، ساختارهای جامعه، خانواده و روابط بین زن و مرد ارائه می دهد. در حقیقت، نقطه آسیب پذیر فمینیسم از همین جا شکل می گیرد؛ زیرا نقش مادری، همسری، روابط طبیعی جنسی و ساختاری مذهب و خانواده را به عنوان نمودهای پدرشاهی و بی اعتبار معرفی می کند و کلیه ارزش های جامعه و خانواده را نفی می نماید. در میان نظریه های گوناگون فمینیستی، سه نظریه مهم و گسترده قابل توجه است که بر «تفاوت جنسی»، «نابرابری جنسی» و «ستمگری جنسی» تأکید دارد و هر یک با توجه به موقعیت و شرایط خاص اجتماعی صاحب نظران و پیروان آن بوجود آمده است.

1.نظریه تفاوت جنسی: جایگاه و تجربه زنان در بیشتر موقعیت ها با جایگاه و تجربه مردان در همان موقعیت ها تفاوت دارد.

2. نظریه نابرابری جنسی: بر اساس این نظریه، نه تنها جایگاه زنان با مردان متفاوت است که کم ارزش تر و نابرابر نیز هست و لذا زنان در مقایسه با مردانی که از جایگاه اجتماعی برابری برخوردارند، از منابع مادی، منزلت اجتماعی، قدرت و فرصت های کمتری برخوردار می باشند.                                                  
3. نظریه ستمگری جنسی: در این دیدگاه، زنان علاوه بر تفاوت و نابرابری جنسی با مردان، تحت ستم نیز قرار دارند؛ یعنی تحت انقیاد، تابعیّت، تحمیل و بدرفتاری مردان به سر می برند.                                                              

 

 

 

از دیدگاهامام خمینی

 به زنان نه تنها حق رای دادن و انتخاب كردن داد ، بلكه حق انتخاب شدن را هم به زنان جامعه ایران بخشید  او بر زنانی درود می فرستد كه در سیاست حضور دارند و نصیحت ، نظارت ایشان را عامل پیشرفت و منحرف نشدن از مسیر مستقیم می داند و همانگونه كه اسلام ، دین عدالت خواهی و رها شدن از زیر بار ظلم و ستم زنان را تایید و تشویق و روزی را به بزرگداشت مقام والای زن تعیین می كند. پس می توان گفت كه موجهای جدید فمینیسم مبتنی بر قدرت طلبی ، بر پایه جنسیت است در حالیكه در گفتمان اسلام و دیدگاه امام خمینی قدرت بر مبنای ارزش است ، نه مؤید جنس مرد و نه مؤید جنس زن . از این منظر فمینیسم اثبات گرا و فمینیسم گرا مساوات طلب از آن حیث كه به موضوع از دیدگاه سیاسی اجتماعی نگاه می كنند . توسط امام خمینی پاسخ منفی نمی گیرند اما در خصوص بعد قدرت طلبی آنچه از دیدگاه امام برمی آید ، نشان می دهد كه ایشان با معیار قرار دادن جنسیت چه اثباتاً و چه نفیاً در تخصیص قدرت سیاسی مخالف هستند .                                                                                                                                                                 
امام قائل به" مشاركت همه جانبه " بودند و این مشاركت را اعم از زن و مرد می دانستند و می گفتند : " زن باید در سرنوشت خویش دخالت داشته باشد " امام خمینی به زن اجازه ورود به جامعه و بازی قدرت را داد ولی زن به عنوان یك انسان نه یك كالا و به مردان هم این حق را نمی دهد كه به زن به چشم یك شئ بیندیشد و حتی به خود زن هم اجازه نمی دهد كه شان بالای خود را به این حد تنزل بخشد . امام حضور در مسائل سیاسی روز را برای همه مردان وهمه زنان لازم می داند و می فرمایند: " خواهر هایی كه تا كنون داخل مسائل روز نبودند ، در مسائل داخل شوند ." امام خمینی این حضور و داخل بودن زنها را به گونه ای معنا دار می داند یعنی حضور در دانشگاه ، ادارات و مجلس و غیره

امامخمینیازدوحیثایدئولوژیكومصادقیمیفرمایند

حكومتاسلامیتكالیفرامشخصمیكند . حضرتامامدرمقامیكعالماسلامیآگاهبهشرایطمقتضیاتزماندرمواجهبامسئلهحضورسیاسیزندرجامعهوسیاسیزندرجامعهومشاركتشدرهرمقدرترویكردی (تحلیلی ) پیشهنمودهاند . بدینمعنیكهقایلبهتفكیكمدعیاتمختلفجنبشزنانوارائهپاسخهاییمتمایزبودهاند .ازاینحیث (موافقت ) ویا (مخالفت ) حكومتاسلامیمطابقاندیشهسیاسیامام (ره) باجنبشیزنانبطوریكجانبهوكلیقابلطرحنیستوبایدبهشكلموردیطرحوبررسیشود.از این منظر دیدگاه امامخمینی(ره)  در سه سطح قابل توجه می نماید.


 

 

 

سطح اول: اثباتی


اثبات شان زن در جامعه ، مبنای كلیه جنبشها ی زنانه است كه امام آن را مورد تایید قرار می دهد و نه تنها بر جایگاه سیاسی زن تاكید دارد بلكه آن را امری ضروری برای جامعه می داند كه این مورد قبول فمنیسم مدرن است . ولی دربستر تفكر غربی ، افرادی مانند هگل وروسو، زن را موجودی پست در زمینه سیاسی می دانند كه این گونه نظرگاه نقطه مقابل دیدگاه امام خمینی به مقوله زن است. و این در حالی است كه اسلام سالها پیش از هگل و روسو ، به زن مقام والایی بخشیده بود وقرآن حقوق زن و مرد را مساوی می دانست .


سطح دوم : حقوقی

 
دغدغه اصلی جنبش زنان ، رفع موانع حقوقی است . دیدگاه لیبرالی و سوسیالیستی در این میان پا به عرصه گذاشتند ولی همان طور كه در بخش های پیش این دو مكتب توضیح داده شده تمام فعالیتهای آین دو مكتب جنبه نظری داشته و از واقعیت غافل است.اسلام می گوید: (ان اكرمكم عند الله اتقیكم ) یعنی زن و مردی به خدا نزدیكتراند كه با تقوا ترند و معیار جنسیت در این میان هیچ ردپایی ندارد.


 
سطح سوم: برتری زنانه


ادعای فمینیسم مبنی بر جوهره زنانه قدرت سیاسی ، با نفی و رد آشكار از سوی امام خمینی مواجه می شود . امام قدرت سیاسی را نه تنها زنانه ، مردانه هم نمی داند و می گوید : زن و مرد از دیدگاه اسلام بر اساس تكالیف الهی باید درتصدی قدرت سیاسی حاضر باشند و از ان جهت هیچكس بر دیگری برتری ندارد.یعنی قدرت از حیث جنسیتی ماهیتی عام دارد. امام خمینی در باب حضور همه اقشار و گروهها در رابطه با مشاركت همه جانبه می گویند  این آشفتگی ها بـاید به دست ما و شما و به دست ملت و دولت درست شود ، هیچ كدام نمی توانند این كارها را درست بكنند . اگر خانم ها خیال كنند كه كنار بروند و مردها این كار را انجام دهند یا هر دو خیال كنند دولت انجام بدهد و یا هر سه خیال كنند كه روحانیت انجام بدهد ، آین خیال ، خیال صحیحی نیست.

فمنیسم از دیدگاهرهبر فرزانه  انقلاب  

نظام جمهوری اسلامی نظام دین‌مدار یکی از بزرگترین اقلام عمل به قرآن است که این را انقلاب برای ما تأمین کرد از این غفلت نکنیم بله در داخل این چهارچوب بزرگ جدولهای زیادی است که باید پر بشود کارهای زیادی است که باید انجام بگیرد اما کار اصلی کار اساسی این بود که این نظام به وجود بیاید ایجاد یک نظام مبتنی بر دین که مسئولان این نظام هویتشان اهدافشان خصوصیاتشان عملکردشان ارتباطشان با مردم عملکردشان برای مردم بر اساس دین باشد بر اساس دستور دینی و دستور اسلامی باشد این همان بزرگترین قلم از اقلام عمل به قرآن است یعنی همان کاری که پیغمبر اکرم در آمدن به مدینه و هجرت به مدینه انجام دادند تا وقتی جامعه‌ای نباشد نظامی نباشد تمرکز اقتداری نباشد که بتواند بر روی همه‌ی فعالیتهای اجتماعی سایه بیفکند.اگر در نظامى ارزشهاى معنوى حاکم نباشد خدا در دلها نباشد مرد با تکیه بر قدرت جسمانى راه خود را براى ظلم و تعدّى به زن باز مى‌بیند.چیزى که مانع است دو چیز است یکى ملاحظه‌ى خدا و قانون و ایمان و امثال اینها و یکى هم خودِ زن که حقوق انسانى و الهى خود را درست بشناسد و از آن دفاع کند و خود را به معناى حقیقى کلمه بطلبد. در این مورد اسلام یک حدّ میانه و بدون افراط و تفریط را ارائه مى‌دهد. نه به زن اجازه‌ى ظلم کردن مى‌دهد و نه طبیعت زن و مرد را نادیده مى‌گیرد.

فمنیسم  از  دیدگاه استاد  شریعتی

دکتر شریعتی برخلاف بسیاری از متفکران ناسیونالیست، با برجسته کردن شخصیت ها و الگوهای مونث صدر اسلام هم چون فاطمه و زینب، دخالت زنان در سیاست را به مثابه عنصری لاینفک از آموزه های اسلامی تلقی می . قبل از  شریعتی هیچ یک از نویسندگان معتبر معاصر دیگر از سرعت غرب گرائی زن های ایران شکایت نکرده بود  شریعتی برخلاف بسیاری از متفکران ناسیونالیست، با برجسته کردن شخصیت ها و الگوهای مونث صدر اسلام هم چون فاطمه و زینب، دخالت زنان در سیاست را به مثابه عنصری لاینفک از آموزه های اسلامی تلقی می کند . از نظر علی اکبری هدف شریعتی بیش از آن که سیاسی کردن عامه زنان باشد، اجتماعی کردن آنان بود. او می خواست متن مردم و به خصوص زنان را از گوشه خانه و نقش بی نقشی به میانه اجتماع بکشاند و آنان را نسبت به سرنوشت خود حساس سازد. این است که نفس طرح چنین مسئله ای مهم می شود چرا که در آن وهله تاریخی، پرداختن مستقل به مقوله زن از اهمیت ویژه ای برخوردار بود .  او توانسته بود با آگاهی همه جانبه از الگو های موجود به یک تیپولوژی و بافت شناسی زن ایرانی دست یابد و الگو " زن ایرانی " را تدارک ببیند. الگویی که مبتنی بر سه اصل واقعیت پذیری اجتماعی، معقولیت تاریخی و مقبولیت عرفی است. همین است که طیف وسیعی از زنان به خود جذب می کند از زن خانه و زن شب جمعه گرفته تا یک زن تحصیل کرده مبارز. از یک زن سنتی تا یک زن مدرن، از زن مسلمان تا زن مارکسیست. این آگاهی و شناخت شریعتی را مجهز به زبانی ارزشی کرد که ارزش های اجتماعی و انسانی زن را جایگزین ارزش های جنسیت مدار او می ساخت . علی اکبری در اهمیت " فاطمه فاطمه است" می نویسد که این اثر در سال های دهه 50 توانست بیش ترین و گسترده ترین تاثیر را در تقویت جنبش اجتماعی زن ایران داشت باشد، تاکید آگاهانه و عامرانه او بر جنبه اجتماعی اسطوره فاطمه سبب شد که جنبش دینی جامعه با جنبش زنان عمیقا پیوند خورد  نگاه ایدئولوژیک و غیر جامعه شناختی شریعتی زمانی پررنگ تر می شود که با نگاهی ستایش برانگیز ( و محافظه کارانه ) خانواده اسلامی را موجه و سایر اشکال خانواده را فاقد ارزش تلقی می کند. علاوه بر این زمانی که اصرار دارد اساس خانواده اسلام مبتنی بر اصالت خانواده است ونه اصالت فرد، در حالی که در غرب اصالت با فرد است نه خانوده و این خود عامل متزلزل ساختن خانواده است، باید با تعمق بیش تری بررسی شود.

اگر نگاهی به مسائلی چون " اصل تمکین "، " اصل ولایت مرد " و... در خانواده اسلامی، که با تفسیر سنتی از احکام فقهی تداوم خود را حفظ  کرده ، نظر بیافکنیم، باز هم می توانیم اصالت را با خانواده بدانیم یا این که تفسیر مردمدارانه از دین و اسلام است که اصالت مرد را پشت اصالت خانواده پنهان داشته است ؟و نیز کاشی خاطر نشان می سازد که شریعتی به روایتی سنتی که در مقابل آن ایستاده بود، زن را عامل شروری می دانست و او را در دنیای متجدد، متهم می کند که با مصرف پرستی و سکسوالیته موجب می شود روشنفکران و کارگران و کارمندان به معضلات اجتماعی و سیاسی نپردازند. و زن در جامعه های اسلامی نیز، به دلیل احساساتی بودن در بسط مناسبات استعماری و رخنه ی استعماری در قلعه ی غرور این جوامع، نقش مهمی به عهده می گیرد. سویه دیگر این سخن آن است که زن از وسوسه آفرینی و معرفت پرستی دست بکشد و احساست خود را کم تر بروز دهد تا اوقات فراغت روشنفکران و کارگران به تئوری پردازی و مبارزه با سرمایه داری و استعمار اختصاص یابد. هرمانسن نیز اشاره دارد که ابعاد زندگی زن از نظر شریعتی بی ارزش تلقی می شود، در واقع نسبت به جنبه های مذهبی و زندگی اجتماعی زن که از نیازهای اجتماعی، فرهنگی و مذهبی او ناشی می شود، بیگانه و بی اعتناست. مثلا شریعتی روضه و حمام را به عنوان مکان هائی برای برخورد اجتماعی او با دیگر زنان، و انجمن های زنانه را به طور کلی رد می کند. و ضرورت شبکه های ارتباطی زنان و ارزش آن ها در محیط اجتماعی آن ها را نادیده می گیرد. به علاوه در گفتمان سیاسی شریعتی و زن انقلابی وی، زن را در حاشیه است. چرا که زن آفریده شده در گفتار وی تابع اقتضائات سیاسی و رویکرد مردانه از مسائل جدی و مصالح عمومی ساخته و پرداخته شده است. این زن مشتاق حضور در عرصه سیاسی است بی آن که از سهم خویش مطالبه ای داشته باشد. او از حاشیه خانه به حاشیه تظاهرات خیابانی علیه نظام پهلوی گریخت. اما با خلوت شدن خیابان ها، بار دیگر خود را در حاشیه خانه یافت. گویی زنان را صرفا فراخوانده بود تا به جای مسائل کم اهمیت تر به معضلاتی همگانی توجه کنند که در صورت حل آن، همه مشکلات ریز و درشت دیگر نظیر اختلافات قومی، صنفی و گروهی نیز حل می شد. برای همین است که همه باید دل به اهداف انقلاب سپارند و دفع شر دشمن را موجب شوند که مادر همه شرور است.در ارزیابی نهایی می توان چنین نتیجه گرفت که در ابتدا به نظر می رسد تعریفی که جایگاه زن را در انقلاب روشن می نمود و تکلیف و مسئولیتی بر عهده اش می نهاد. تعریفی که گویی شق جدیدی در جنبش زنان ( که آن روز ها به خاطر شرایط انقلابی کم فروغ شده بود ) باب می کرد اما در این امر ناکام ماند زیرا گفتمان غالب شریعتی در مورد زنان گفتمانی انقلابی بود و برای انقلاب، و نه گفتمانی فمینیستی و برای زنان.شریعتی به خاطر بینش ایدئولوژیک خویش ونیز نگاه مردانه که نسبت به زن دارد نمی تواند بنیان گذار فمینیسم ایرانی به شمار رود. هر چند که سهم بسازی او در آن دوره تاریخی غیر قابل انکار و حتی ستایش برانگیز است.

 

تساوى حقوق زن و مرد در پيشگاه خداوند:

از جمله شبهاتى كه در زمينه حقوق زن و مرد مطرح مى‏كنند، اين است كه اسلام حقوق زن و مرد را به طور مساوى مطرح نكرده است. برخى چنين تصور مى‏كنند كه اسلام كفه سنگين شخصيت را براى مردان قرار داده و زنان در برنام اسلام چندان جايى ندارند. از جمله نكاتى كه بايستى در اين‏گونه مباحث بدان توجه نمود، اين است : بين تساوى و تشابه تفاوت وجود دارد. سؤال ما اين است: آيا لازمه تساوى حقوق، تشابه حقوق هم هست يا خير؟ «تساوى به معناى برابرى و يكسانى است، ولى تشابه به معناى يكنواختى و يك‏گونگى است.

 

از دیدگاه  استاد مطهرى

ايشان مى‏فرمايد: ممكن است پدرى ثروت خود را به طور مساوى ميان فرزندان خود تقسيم كند، اما به طور مشابه تقسيم نكند؛ مثلاً ممكن است اين پدر چند قلم ثروت داشته باشد، هم تجارت‏خانه هم ملك مزروعى و هم مستغلات و بى‏نظر به‏اين كه قبلاً فرزندان خود را استعداديابى كرده، و بر اساس استعدادشان ثروت خود را تقسيم نموده است، با در نظر گرفتن اين كه آن‏چه به همه فرزندان مى‏دهد، از لحاظ ارزش مساوى با يكديگر باشد و ترجيح و امتيازى از اين جهت در كار نباشد. آرى بايد بين كميت و كيفيت تفاوت قائل شد بين برابرى و يكنواختى نيز. آن‏چه مسلم بوده و مورد تأييد همه بزرگان دين است، اين است كه اسلام حقوق مشابه و يكنواختى براى زن و مرد قائل نشده است؛ ولى زن را برتر از مرد و يا مرد را برتر از زن، از لحاظ حقوق نمى‏داند؛ چرا كه اسلام اصل مساوات انسان‏ها را درباره زن و مرد نيز رعايت كرده است. براى كسانى كه اندك آشنايى با دين مبين اسلام و كتاب آسمانى آن داشته باشد، تساوى زن و مرد به خوبى نمايان است. از ديدگاه اسلام، تنها معيار برترى و امتياز، براى كسانى است كه از تقواى بيشترى برخوردار باشد، و نزد خداوند جنس برتر مطرح نيست. يعنى زن و مرد هر دو به يك اندازه انسان مى‏باشند و در انسانيت بينشان تفاوتى نيست. «تفاوت در جنسيت پس از اشتراك در ذات و نوع است. به تعبير منطقى آنها دو صنف از يك نوع مى‏باشند، يعنى حقيقت و گوهر آنها يك چيز است، در انسانيت يكى را بر ديگرى تفاضلى نيست، آنها فرزندان يك والدين مى‏باشند، و از ارزش يكسان برخوردارند، تنها ملاك تفاوت در ارزش تقوا است كه امرى اكتسابى است و ربطى به جنسيت ندارد، چنانكه ربطى به نژاد، جغرافيا، طبقه اجتماعى، ثروت، زيبائى و غير آن ندارد.در اين بخش با ذكر نمونه‏اى از آيات قرآن كريم، به عدم برترى زن و مرد از لحاظ انسانى و جنسيتى اشاره مى‏كنيم.

و اَوحينا الى اُمّ موسى اَن ارضعيه فاذا خفت عليه فالقيه فى اليم و لاتخافى و لاتحزنى انا رادوه اليك و جاعلوه من المرسلين»و به مادر موسى وحى كرديم طفلت را شير ده چون آسيب فرعونيان بر او ترسان شوى او را به تو بازگردانيم و هم از پيامبران مرسلش قرار دهيم اين آيه به عظمت زن اشاره دارد؛ اين كه زن نيز مى‏تواند به مقامى برسد كه مورد الهام خداوند واقع شود.و از خدا براى مومنان (آسيه) زن فرعون را مثل آورد هنگامى كه از شوهر كافرش بيزارى جست و عرض كرد بارالها (من از فرعونى و عزت و نبوى او درگذشتم) تو خانه‏اى براى من در بهشت بنا كن و مرا از شر فرعون و كردارش و از قوم ستمكار نجات‏بخش.در آيه فوق تصرح شده كه خداوند، زن فرعون را نمونه قرار داده است كه خود به منزلت و مقام زن عظيمى كه زن در پيشگاه خداوند مى‏تواند داشته باشد ، اشاره مى‏كند.

إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيراً وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً .  همانا كليه مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان باايمان و مردان و زنان صابر و مردان و زنان خداترس و خاشع و مردان و زنان خيرخواه و مسكين‏نواز و مردان و زنان روزه‏دار و مردان و زنان باحفاظ و خوددار و مردان و زنانى كه ياد خدا بسيار كنند بر همه آنها خدا مغفرت و پاداش بزرگ مهيا ساخته است.آيه فوق، براى زنان و مردان،  در صورت انجام كارهاى نيك ،پاداش مساوى در نظر گرفته شده است؛ و اين‏گونه نيست كه چون مرد برتر است، به او پاداش ويژه‏اى داده شود.

يَاأَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ . اى مردم همه شما را نخست از مرد و زنى آفريديم و آن‏گاه شعبه‏هاى بسيار و فرق مختلف گردانيديم تا قرب و بعد نژاد و نسب يكديگر را بشناسيد و بدانيد كه اصل و نسب و نژاد مايه افتخار نيست بلكه بزرگوارترين شما نزد خدا باتقوى‏ترين مردمند و خدا (بر نيك و بد مردم) كاملاً آگاه است. در آيه فوق با اشاره به آفرينش زن و مرد، تصريح شده است كه ملاك برترى، تقوا و پرهيزگارى بيشتر است.                           
مَنْ عَمِلَ صَالِحاً مِن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ.
هركس از مرد و زن كار نيكى به شرط ايمان به خدا آورد ما او را در زندگانى خوش و باسعادت زنده (ابد) مى‏گردانيم و اجرى بسيار بهتر از عمل نيكى كه كرده به او عطا مى‏كنيم .در آيه فوق ، خداوند بين پاداش زن و مرد تمايزى قائل نشده است.

وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجاً لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لاَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ  .و باز يكى از آيات لطف الهى اين است كه براى شما از جنس خودتان جفتى بيافريد كه در بر او آرامش يافته با هم انس گيريد و ميان شما رأفت و مهربانى برقرار فرمود.در آيه فوق ، خداوند به اصل ازدواج اشاره نموده و تصريح كرده كه زن و مرد، هركدام مكمل يكديگرند و هركدام بدون يكديگر ناقص است؛ و اين‏گونه نيست كه مرد يا زن برتر از ديگران باشد                                                                                          


دیالكتیك فمینیسمی از دیدگاه جامعه شناسی

 جامعه شناسی می خواهد بداند مردم با واقعیت های اجتماعی چگونه برخورد می كنند ، آنها را چگونه درك و توجیه می كنند ، تعامل مردم با پذیرش آن در جامعه چگونه است. جامعه شناسان فمینیستی به خوبی از این حقیقت آگاهی دارند كه دیدگاههای مسلط در هر جامعه زاده و پرداخته افكار حاكم یا طبقه حاكم آن عصر است . افكار حاكم عصری " افكار طبقه حاكم آن عصر است . جامعه شناسان فمینیستی قصد دارند تا شرایطی را بوجود آورند تا گروههای نا برابر از نظر قدرت ضعیفتر هم بتوانند دیدگاههای خود را مطرح كنند .پس می توان گفت حقیقت و واقعیت اجتماعی زمانی حادث می شود كه گروههای اجتماعی بتوانند چشم انداز و نقطه نظرهای خود را مطرح كنند .دانش و معرفت موجود در جامعه همیشه ساخته و پرداخته موقعیتهای اجتماعی و منافع اجتماعی سازندگان آن است . به عبارت دیگر انسان بنا بر موقعیتها و تجارب و منافع گوناگون ، جهان بینی متفاوتی (نسبت به دیگران كه دارای موقعیت تجارب و منافع متفاوت است ) دارد. واقعیت اجتماعی از دیدگاه فمینیستی سعی در درك معرفت مربوط به واقعیت اجتماعی دارد . واقعیت اجتماعی كه همواره جنبه كلی ندارد ، بلكه همواره قسمتی از واقعیت است كه خود را نمایان می سازد . واقعیتی كه نیرو و قدرت حامیان آن ، برنده استدلال را تعیین می كنند . حقیقت از نقطه نظرهای فمینیستهای جامعه شناس درست در نقطه تقاطع دیدگاههای رقیب قرار دارد و دست یابی به این حقیقت تنها در یك نظام مباحثه كه در آن نظرهای گوناگون بصورت برابر تبادل شود، امكان پذیر می گردد.جامعه شناسی فمینیستی به دیدگاه ، افكار و عقاید محرومان جامعه اهمیت می دهد . آنها به ترتیب تمایل دارند تا برای كشف واقعیت در كنار دیدگاههای مسلط بر جامعه كه ارزشهای پذیرفته در سراسر جامعه را تشكیل می دهد ، افكار وعقاید محرومان كه زنان هم جزء آنها هستند را بهتر و كاملتربا واقعیت های اجتماعی باز نمود كنند . از زنها انتظار می رود و هم چنین خود از خود انتظار دارند كه در جامعه نقش میانجی گری و تعدیل كننده در قبال واقعیت و معرفت اجتماعی را كه از طرف دیگران با نقطه نظرات مختلف به آنها تحمیل می شود را بازی كنند . به این صورت می توان گفت هر چند مردم در ساختن واقعیت اجتماعی سهم برابر ندارند ولی در ساخت اجتماعی حتی به صورت منفعل و نامرئی سهیم هستند .

 

 تاریخ فمینیسم و سه موج اصلی فمینیسم


فمینیسم در سه مقوله زمانی گنجاند .

اولین موج فمینیستی به گوش رساندن صدای زنان در تحقیقات قوم نگاری و مطرح كردن دیدگاه زنان در قبال امور مختلف بود . چنین كوششی افق كاملا جدید را در زمینه تحقیقات قوم نگاری باز كرد چون تا آن زمان این تحقیقات توسط مردانی صورت می گرفت كه در جوامع مختلف دسترسی بهتر و آسانتر به مردان آن جماعت داشتند . لذا آنچه را كه آنها درباره زنها می نوشتند محدود به مشاهدات آنها درباره زنان و یا درباره انتظارات مردان از زنان بود ( كه زنها چه باید باشند و چه باشند یا چه كنند و چگونه عمل كنند بهتر است


دومین موج فمینیست حدودا از سال ۱۹۲۰شروع و تا سال ۱۹۸۰ ادامه پیدا كرد . در این موج دو واژه جنس,  جنسیت (Gender) كاملا از هم مجزا و منفك شد، چرا كه تا قبل از این تاریخ دو واژه جنس و جنسیت به جای یكدیگر به كار گرفته می شد و مرز مشخصی نداشت .در این موج جنست یا (gender) چیزی بود كه بر اثر فرهنگ شكل می گرفت.

موج سوم فمینیسم از سال ۱۹۸۰ شروع و تا به امروز ادامه دارد .طبقه بندی دیگری هم برای تاریخ فمینیست ها می توان به شرح زیر در نظر گرفت                                                       :
ـ از سال ۱۶۳۰ تا ۱۷۸۰ اعتراضهای جسته و گریخته و دائمی زنان نسبت به وضعیت خود و جامعه كلان
ـ از سال ۱۷۸۰ تا ۱۷۹۰ دوران آزادی خواهانه تاریخ زنان غرب
ـ از سال ۱۷۹۰ تا ۱۸۴۰ كوشش سازمان یافته تر زنان برای بهبود وضع اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی
ـ از سال ۱۸۴۰ تا ۱۹۲۰ حركت حرفه ای زنان برای احقاق حقوق خود از جمله حق رای
ـ از سال ۱۹۲۰ تا ۱۹۶۰ اوج اعتراضات فمینیستی در قالب نظریه پذیری
ـ از سال ۱۹۶۰ تا كنون ، طرح پرسشهای فمینیستی از طرف زنان فعال و دانشمندان و ارائه راه حلها و پیشنهادها .

 

 

 

معرفی مكاتب شاخص فمینیسم

 
 
لیبرال فمینیسم: فمینیست ها ی اولیه كه از فرد گرایی لیبرالی متاثر بودند در قرن هجدهم معتقد بودند كه سرشت مردانه و زنانه كاملا یكسان است و نقش جنسیت را به كلی و به نحو متعصبانه و علی رغم علوم زیستی و تجربی منكر می شوند .


فمینیسم ماركسیستی:ازنظر ماركسیسم ، مفهوم( طبقه) كلید درك تمام پدیده های اجتماعی از جمله ستم بر زنان است . جامعه مطلوب ماركسیسم جامعه بدون طبقه است و برخورد ماركسیسم با مقوله و مساله زن طبیعتا در پیوند باروش ماتریالیسم تاریخی است . از این رو سرشت زن را متشكل ازرابطه متقابل دیالكتیكی بین عمل او praxis و ساختمان زیستی و شرایط اجتماعی او می داند . انگلی می گوید : " تابعیت زن " شكلی از ستم است كه زنها در جامعه طبقاتی سرچشمه گرفته و چون در خدمت منافع سرمایه قرار دارد ، تا امروز دوام آورده است . لكن از آنجا كه ماركسیسم پایه مادی ستم زنان را در تقسیم جنسیتی (كار) می جوید و اولین شرط رهایی زن خانه دار را در آن می بیند كه جنس مونث خانه را ترك كنند . روشن است نمی كند كه چرا از زمانهای اولیه تقسیم كار طبیعی وجود داشته كه مردان را به تولید لوازم كار و معاش و زنان را بیشتر به كار خانگی مشغول می كرد . فمینیسم لیبرال ، ماركسیست و رادیكال با هم دارای تفاوتهایی هستند . مثلا ماركیست ها ، فمینیسم لیبرال و رادیكال را اشكال نادرست آگاهی می دانند كه زنان خارج از طبقه كارگر ، خلق كرده اند.


 
فمِنیسم رادیكال: این گرایش با تلاش از بین بردن ساختار هر گونه تمایزات و تفاوتهای جنسی گونگیقصد دارد تفاوت دو جنس را نه تنها در عرصه های قانون را اشتغال ، بلكه در روابط شخصی ، در خانه و حتی در تصورات درونی مورد تعرض قرار می دهد . این نظریه با تشخیص جنس گونگی به عنوان مساله اصلی هدف خود را محو آن وتثبیت وضعیت  و نفی انتساب هر گونه خصوصیت رفتار و یا نقشی را كه بر پایه جنسیت استوار باشد اعلام می كند و هیچ توضیحی برای تفاوتهای طبیعی و غیر تحمیلی زن و مرد وجود ندارد

 

 سوسیال فمینیسم :   این جریان می كوشد با استفاده از روش ماتریالیسم تاریخی ، مسائل مورد توجه رادیكال فمینیسم را بررسی میكند به گفته" ژولیت میچیل " این گرایش روایتی فمینیستی از روش ماركسیستی است برای آنكه بتواند به سئوالات فمینیستی ، پاسخ های سوسیالیستی بدهد ." در این نظریه كه تلفیقی از دیدگاههای دو نظریه اخیر است ، سوسیالیستها معتقدند كه هم نظام جنسیتی و هم نظام اقتصادی ، در ستم بر ضد زنان نقش دارد. و بسیاری عوامل علمی دیگر را انكار می كنند و یا نمی بینند .

 

فمینیسم پست مدرن:از دهه هفتاد به بعد، گروهی متاثر از دیدگاههای پست مدرنیستی با تكیه بر روانشناسی رفتارگرایانه بر حفظ ویژگی زنانگی تاكید ورزند . آنان باورهای فمینیست ها ی رادیكال را قابل دسترسی می دانند. اما به نحوی كه خود می تواند اشكال جدیدتری از ستم را بیافریند . اینان معتقدند كه زن نیازمند خانواده وهمسر است . نه نقش ازدواج و مادری ، بلكه نوع روابطی كه از بدو تولد میان دختر و پسر، تفاوت و تقارن ایجاد می كند . موجب سلطه بر زنان است. این گروه، نظریه " مردان و زنان با تعاریف جدید" را پیشنهاد می كنند و معتقد به تشابه صد در صد حقوق زن و مرد در خانواده و محیط اجتماعی و حتی بر حذف نمادهای جنسی از كتب درسی اصرار دارند

 

آسیب شناسی فمینیسم

در مطالعات جامعه شناختی و روان شناسی اجتماعی نحله های متنوعی چونان لیبرال فمینیسم، فمینیسم ماركسیستی، سوسیال فمینیسم ، فمینیسم روانكارانه، اگزیستالیستی ، فمینیسم رادیكال و بالاخره فمینیسم پسا مدرنی پدید آمده اند اگر ادعا شده : " در قرون وسطی فلسفه كنیزدیانت " بود به نظر ما در عصر جدید ، علم نیز خدمتكار و ایدئولوژی ها شده است . اكنون به جای آنكه معرفت شناسی زیر ساز نظریه های حقوقی و سیاسی گردد این نظامهای سیاسی و حقوقی اند كه معرفت شناسی با خود جعل می كنند. امروز فمینیسم سعی می كند همان تجربه های شكست خورده را به نام دفاع از حقوق حقه ی زنان را به تحریف علوم و انكار یا به دیگر نمایی واقعیتهای طبیعی و انسانی نیاز ندارد. افراط و تفریط همیشه تاریخ ، بزرگترین قربانگاه حقیقت بوده است . روزگاری انسان را مساوی با مذكر می پنداشتند و زن را در عداد سایر جانوران می انگاشتند و این بینش ضد دینی ، ضد انسانی و ضد علمی، منشاء ظلمهای بی شمار در حق زنان گردید ، امروز فمینیسم رادیكال با توجهات غیرعلمی افراط آمیز به صفات زنانه و تفاوتهای فیزیولوژیك زنان بر برتر انگاری زنان پای می فشرد . به نظر ما یك انگاره غلط را به انگاره غلط دیگر نمی توان زدود.یكی دیگر از پیش گمانه های ناصواب فمینیسم افراطی " سیاسی تلقی كردن " همه شؤون حیاتی آدمی حتی زناشویی و رفتارهای شخصی جنسی و مناسبات خانوادگی است. مقوله سیاست و بازی قدرت كه روزگاری فقط به حوزه مناسبات خانوادگی است. مقوله سیاست و بازی قدرت كه روزگاری فقط به حوزه مناسبات عمومی تعلق داشت با شعار " امر شخصی ، امر سیاسی است " ، از سوی فمینیستهای موج دوم مطرح شد ، به حوزه روابط خصوصی مناسبات خانوادگی (زن و شوهر، والدین و فرزندان ) نیز تسری یافت و بسی روشن است كه چنین نگرشی ، تخاصم و تعارض را جایگزین صفا و خلوص عشق و تعاون میان اعضا خانواده می كند و چنین نیز شد

 

فمینیسم كلاسیك و فمینیسم مدرن :فمینیسم كلاسیك به دنبال تغیر شرایط زنان و مدعی تغییر جهان است كه بصورت تلاشهای تك افتاده با اعراض سیاسی اجتماعی صورت می گرفته است. و به دنبال پذیرش چار چوبی برای بهبود مؤلفه های سیاسی و اجتماعی بوده اند . در نوع كلاسیك فمینیسم بیشتر به گشایش در كار زنان توجه می كردند و كمتر به قدرت سیاسی زن می پرداختند و به قدرت سیاسی مردانه گردن نهاده بودند ولی در فمینیسم مدرن كه فراتر از بهبود وضعیت زنان به احقاق حقوق اساسی می پرداختند و زن را به یك مقوله تاریخی بدل كردند . فمینسیتهای پیروی سبك مدرن چشم انداز تازه ای به جهان داشتند و به دنبال جهانی بودند كه باز تولید شده است.یعنی دوباره تولید كردن نهادهایی مثل خانواده از نظر فرهنگی ، جنسیتی و نظام حقوقی یعنی یك هویت سازی دوباره . در این بازتولیدها مهرورزی در كنار قدرت قرار می گیرد .گفتمان فمینیسم مدرن مبتنی بر آگاهی جنسیتی است و این بود آغاز مطرح كردن ادعای مساوات سهم سیاسی زن و مرد.۶) فمینیسم در غرب و ایرادات وارد برآنآنچه در غرب در پرتو این دیدگاه حاصل شده ، همانا برابری كامل در آزادی فردی لیبرالی بوده اما در حاكمیت خواهش ها بر نفس انسانی ، انهدام خانواده جامعه و نابودی شخصیت " فرد - زن " پیامدهای طبیعی آن بود.


دو نكته اساسی در نگاه اجمالی به فمینیسم

الف) تلاشهای فمینیسمی با هر نام و عنوان ، سرنوشتی یكسان داشته است، چه در نظریه و چه در عمل ، بگونه ای كه میعادگاه (نفسانیت ) ، مكان ملاقات همه آنها با یكدیگر است و به كرامت زن، توجهی نشده است   

ب) گرایشهای مختلف فمینیستی اساسا دارای آبشخوری غیر انسانی شده و به گردانندگان محركان اصلی آن، درردیف معتقدین به( اصالت سود) قرارگرفته اندكه پس از انقلاب فرانسه تا كنون مساله را در نظریه های گوناگون به اجرا درآورده اند این گرایشات در نظام های كاپیتالیستی ، با سیری صعودی و در نظامهای سوسیالیستی ، با سرعتی بالا با بی رحمی و خشونت هر چه بیشتر ، بردگی زنان را نتیجه دادند . در این بستر ارزشهای نو و شعارهای نو با قابی فریبنده تر اززمانهای دور ، آزادی زن را به یغما برده است . جدایی از مذهب و بی اعتنایی به احكام اسلامی سرلوحه اساسی كار آنان قرار گرفته و هر نوع گرایش به دین و اخلاق را موجب تضییع آزادی فرد دانسته اند و البته (زن) در این میان صدمات بیشتری از مرد را متحمل شده است.

 


فمینیسم در ایران و جایگاه زن قبل و بعد از ورود اسلام به ایران از حیث فرهنگی و اجتماعی :

از حیث فرهنگی، فمینیسم در ایران را می توان در دو مقوله ملی و مذهبی بررسی كرد . فرهنگ ملی به فرهنگ اسلامی ربطی ندارد و در این فرهنگ ما شاهد فرامین ضد زن هستیم . از جمله ، تحقیرزن، حذف زن از عرصه اجتماعی ، نگرشی ابزاری به زن و ظلم به زن و غیره . در فرهنگ مذهبی و اسلامی در ایران نگرش فمینیسم با احتیاط كامل مباحث حقوقی و مبانی حقوق و تكالیف را در نظام جمهوری اسلامی مورد تعرض قرار می دهد.در ایران قبل از اسلام زنان شخصیت اسلامی و صلاحیت معاملات حقوقی نداشته اند و رای مرد در باره آنها نافذ بوده است. زنان حق رای و اختیار و تشخیص خیر و شر در زندگی خود نداشتند و نفوذ مطلق العنان مرد، طاقت فرسا بوده است .اما با ظهور اسلام ، نگرش به زن و حقوق او متحول شده است و حقوق و موقعیت زن به هر كلی تغییر پیدا كرد . پس از اسلام مقررات نكاح ، ازدواج با محارم ، میراث زن، طلاق، مشاركت، زن در امور اجتماعی و اقتصادی همگی دچار تحول به نفع زنان شده و زن به عنوان عنصری اصیل در جامعه، حق مشاركت اجتماعی و اقتصادی همگی دچار تحول به نفع زنان شده و زن به عنوان عنصری اصیل از جامعه ، حق مشاركت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در تعیین سرنوشت خود را می یابد . این تغییر را به ویژه در دوره قانون گذاری می توان به عینه مشاهده كرد .از حیث اجتماعی، نگرش فمینیسم متاثر از فرهنگ ملی و فمینیسم مدرن خواستار نقش مؤثر سیاسی زن شده است و با تركیب آموزه های دینی و فرهنگی ، آینده ای روشن را برای خود ترسیم می نماید. و در این باره می گویند: " تردیدی نیست كه در آینده ای نزدیك، زن از حاشیه و سایه به متن و روشنایی آید. و این گونه بر نیمه تاریك تاریخ نقطه پایانی را خواهد گذاشت. " با انقلاب اسلامی ایران ، مطالبات اسلامی و مطالبات فمینیستی هر دو در ایران زمینه روز یافتند.

 

اصول اسلامی در مقایسه با مبانی غربی      

1-انسان خلیفه خدا:  قرآن بر جایگاه والای انسان چنان تاکید می ورزد که شاید نظیری برای آن در هیچ یک از مکاتب بشری نتوان یافت .انسان خلیفه خدا و جانشین حق تعالی بر روی زمین است .این ویژگی تنها به انسان داده شده و به این وسیله او را از سایر مخلوقات ممتاز کرده است  انسان همین هستی جمادی و حیوانی نیست او خلقتی دارد که خداوند به آن افتخار کرده  و از آن به روح تعبیر می شود و سجده فرشتگان را بر آن لازم می شمرد.

2-هستی هدفمند:  فرهنگ غرب جهان هستی را بی مبدا و منتها می خواند که آغاز و انجامی ندارد و انسان جزء فهم نکته های اندک از این جهان راه روشنی در پیش ندارد و تنها نقطه روشنش آن فشار غرایز و خواسته های بشری است .اما در اندیشه اسلام نظام آفرینش و خلقت انسان و جهان بر یک طرح قبلی وبرنامه هدفدار استوار گشته استجهان از مبدائی خرد مند آفریده شده و به سوی غایتی حکیمانه در حرکت است و هیچ موجودی گزاق و بی حساب خلق نشده ووجود تنوعها وتفاوتها در راستای اهداف حکیمانه آفرینش است.

3- تناسب میان تکوین و تشریع:  غایتمندی آفرینش یکی از اصول اساسی اندیشه اسلامی است که به 2نکته مهم اشاره دارد :   از یک سو بیانگر این مطلب است که انسان و جهان به سوی مقصد ومقصود از پیش تعیین شده در حرکتند و حوادث هستی عبارت از یک سلسله وقایع کور و نافرجام نیست و   از سوی دیگر دلالت دارد بر اینکه واقعیت موجود در جهان وانسان با آن هدف و غایت مطلوب تناسب و هماهنگی کامل دارد پس همگونی یا ناهمگونی موجودات همچنین اختلاف در ظرفیتها و امکانات همگی در آن نقشه کلی جایگاه ویژه دارنداز همین جاست که نقش و جایگاه تشریع و قانون گذاری الهی معلوم می شود.

4- نقش دین در قانون گذاری:  احکام و شرایع بر خاسته از مصالح و مفاسد واقعی و ناظر به حقایق است بابراین هیچ یک از احکام گزافه و بدون حکمت نیست.نکته مهم اینجاست که دامنه قانون گذاری الهی به امور فردی و عبادی محدود نمیشود بلکه به همان سان درامور اجتماعی نیز جریان دارد بنابر ابن بر خلاف سکولاریزم ٬ امور اجتماعی و دنیوی نیز در محدوده دخالت دین قرار می گیرد .این دیدگاه ریشه در این اصل دارد که دنیا واخرت یا مادیت ومعنویت در پیوند تنگا تنگ با یکدیگر قرار دارند و مناسبات اجتماعی می تواند در کمالات انسانی و قرب الهی تاثیر گذار باشد.

5- معیار ارزشمندی و ارزش گذاری:  در فرهنگ اسلامی بر این نکته تاکید شده است که هدف از آفرینش انسان عبودیت و بندگی خالصانه است و یگانه ملاک  برتری میزان قرب و بعد (دوری) انسانها نسبت به پروردگار هستی است .قرب وبعد ونشانه هدایت یافتگی بشرعبارت است از:  ایمان ٬تقوی و عمل صالح.در حالی که در مکاتب مادی غرب ارزش گذاری انسان تنها در ارتباط با حقوق مادی و منزلت او انجام می شود.

6- جایگاه فرد در جامعه در شریعت اسلامی:  فرد گرایی اسلامی از دو جهت با فرد گرایی غربی تفاوت  بلکه در تضاد است.

نتایج وراهبردها  

 

نتایج

- بیداری اسلامی، از وعده های صادق الهی و حقیقتی گرانبهاست و حضور گسترده مردم به ویژه زنان به عنوان عامل محرک جنبش در میدان عمل و صحنه مبارزه و جهاد یکی از مهمترین مؤلفه های نهضت بیداری اسلامی به شمار می آید.

- قرن حاضر قرن اسلام و معنویت است و بشریت از تمامی مکاتب و ایدئولوژیهای مادی عبور کرده و در آغاز دوران جدیدی است که مشخصه آن توجه به خدا، مکتب وحی و استمداد از قدرت لایزال الهی است و در ادامه راه، اعتماد و حسن ظن  به خداوند و حفظ وحدت ضامن تداوم جنبش اسلامی است .

- انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی احیاگر بزرگ اسلام درتاریخ معاصر، الهام بخش حرکت های اسلامی بوده و موجب تعمیق اندیشه اسلامی گردیده است.

- استقلال طلبی،آزادی خواهی، عدالت طلبی،حفظ کرامت انسانی،مقاومت در برابر استبداد و استعمار، نفی تبعیض های قومی، نژادی و مذهبی، از جمله مشخصه های اصلی جنبش بیداری اسلامی به شمار می رود.

 

- پیشتازی زنان در خیزش مردمی و ضرورت حفظ و استمرار جنبش بیداری اسلامی ایجاب می کند  نیروی  عظیم جوانان در روند  توسعه  اقتصادی و  پیشرفت های علمی و فن آوری و در اداره جوامع اسلامی نقش مؤثر و متناسبی ایفا نماید.

-  جنبش بیداری اسلامی که برگرفته از آموزه های اسلامی می باشد،جوامع اسلامی را به اهمیت این جنبش در نظام سازی و وحدت جهان اسلام رهنمون ساخته و آینده روشن و درخشانی را نوید می دهد.

   -نقش قدرت های جهانی در سرکوب خیزش های مردمی و تلاش آنان برای مهار حرکت اسلامی و نیز به انحراف کشاندن جنبش بیداری اسلامی در جهت منافع نامشروع خود امری شناخته شده می باشد، از این رو، هوشیاری در برابر توطئه ها، رصد هوشمندانه، تشخیص به موقع دسیسه ها و سیاست های استکبار جهانی و صهیونیسم بین المللی از اولویت ها و الزامات جنبش بیداری اسلامی به شمار می آید.

-شکست امریکا و نیروهای اشغالگر در عراق و افغانستان و پیروزی مقاومت لبنان و فلسطین بر ضد رژیم صهیونیستی قدرت ایمان و پایداری مردم مسلمان منطقه را اشکار ساخت و جنبش بیداری اسلامی بر ضد دیکتاتوری و دخالت خارجی را امید تازه ای بخشید.

-خشم و انفعال دشمنان اسلام از جنبش بیداری اسلامی نشانه قدرت و موقعیت تأثیرگذار اسلام در جهان می باشد.

-تبلیغات رسانه ای غرب در ایجاد اسلام هراسی و ارائه تصویری مبهم و مخدوش از ارزش های دینی و جنبش بیداری اسلامی و بزرگ نمایی توان و قدرت صهیونیسم بین المللی ابزار شناخته شده ای به منظور مرعوب ساختن افکار عمومی جهان اسلام به ویژه جوانان می باشد و باید با هوشیاری و تدبیر نسبت به خنثی کردن این توطئه اقدام شود.

-  موضوع فلسطین و مقاومت شکوهمند اسلامی فلسطین در برابر رژیم صهیونیستی به عنوان اصلی ترین مسأله جهان اسلام آن را به یکی از ارکان جنبش بیداری اسلامی مبدل ساخته و در مسیر تکاملی آن نقش اساسی داشته و در عین حال خود از دستاوردهای این جنبش فراگیر در جهان اسلام تأثیر پذیرفته است.

- اختلاف در صفوف انقلابیون و درگیری های قومی، فرقه ای، قبیله ای و مرزی، امت اسلامی را تضعیف کرده و به دشمنان اسلام فرصت می دهد تا توطئه های خود را علیه مسلمانان عملی سازند. ضروری است آحاد مردم به ویژه جوانان ضمن به رسمیت شناختن و مدیریت تفاوت ها، از فرو افتادن در دام اینگونه درگیری ها و تکفیر و تخطئه یکدیگر پرهیز نمایند.

  - اعتدال و عقلانیت از جمله عوامل مهم پیروزمندی های اخیر جریانات اسلامی در کشورهای منطقه بوده و ضامن گسترش و استمرار آن میباشد. بدیهی است تندروی ها و طرح اندیشه های افراطی موجب مخدوش شدن چهره واقعی اسلام گردیده و زمینه را برای دخالت قدرتهای بیگانه فراهم ساخت.

  - رعایت موازین و اصول حقوق بشر و پاسداری از آن از جمله برخورداری  از حاکمیت مردم سالاری اسلامی یکی از خواسته های برحق امت اسلامی به ویژه جوانان می باشد. پای بندی به اصول و موازین واقعی حقوق بشر با بی بند و باری اخلاقی موجود در جوامع غربی منافات داشته و ضرورت دارد جوانان دنیای اسلام از تبعات بنیان برافکن آن برحذر باشند.

 -  اکنون که جنبش بیداری اسلامی در برخی از کشورهای منطقه به پیروزی  دست یافته ضروری است از نیروهای مؤمن و انقلابی در اداره امور جامعه بهره گیری شده و از بکارگیری عناصر وابسته به قدرتهای بیگانه و رژیمهای گذشته در نهادهای حساس کشور جلوگیری به عمل آید.

- زنان مسلمان با برادران و خواهران شهید خود در تمامی جهان اسلام عهد می بندند که با تکیه بر ایمان و دینداری راستین و حق طلبی، با امید و ابتکار، همت مضاعف و تلاش مستمر، در راه پیشرفت و استقلال علمی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و هنری جهان اسلام اهتمام ورزند.

- انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی سلام الله علیه نسبت به نقش زنان در تعالی جامعه نگاه جدیدی ارائه داد که این نگاه موجب شد که زنان در ابعاد مختلف جامعه بخصوص در بیداری اسلامی و شکل گیری انقلاب اسلامی حضور چشمگیر و تعیین کننده ای داشته باشند. و این نگاه تحول عظیمی در تحولات متعالی اجتماعی و حاکمیتی در جامعه پدید آورد.، بطوریکه در زمانهائی درصد و کیفیت تاثیرگذاری زنان از مردان پیشی می گرفت و افزایش می یافت.

- زنان باید به جامعیت نیازهای نقش آفرینی   را مورد توجه قرار دهند. اگر امروز منحرفین  عربستان، قطر، ترکیه،  بحرین و کشورهای دیگری در جهت خواست منافع ضد ارزش متعالی آمریکا و صهیونیست عمل می نمایند باید  با دایره وکلای قانونی به آ»ها تفهیم شود که جنایتکاران مزدور سفسطه و توطئه صهیونیست و شیاطین شده اند حتی کوفی عنان هم در راستای نقشه های شوم صهیونیستها قرار گرفته است و فرصت و مجال را به نفع تروریستهای فریب خورده صهیونیست پیش می برد و دولت و ملت سوریه را در وضعیتی مظلومانه قرار داده است.

 

راهبردها:

 

-امروز صهیونیستها در حال دست و پا زدن در لجن مرداب تفکر اشتباه خود هستند و به دسیسه های آخر خود می خواهند از جمعیتهای یا افراد فریب خورده در دولتها و جوامع استفاده سوء نمایند، غفلت از دسیسه صهیونیستها و انحرافات و ظلمهای صورت گرفته باید افشاگری گردد تا افراد بیشتری در دام انحرافات جدید صهیونیستها و عوامل آنها گرفتار نیایند.

- زنان در همه مسائلی که در توانشان هست ائم از مسائل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، هنری باید با بهرهمندی از دانش ناب اسلامی به اندازه توان متعالی نقش آفرینی متعالی داشته باشند تا تأثیرات متعالی آنها جوامع را از هر گونه انحرافات و کجرویها در امان دارد و به جهت متعالی تاثیرگذاریهای خود در حد لازم بگونه ای داشته باشند که جوامع آنها محتاج جوامع و فریبکاران صهیونیستی نگردد.

- خانواده سالم و متعالی نقش اساسی در پیشبرد اهداف متعالی اجتماعی دارد و رشد و شکوفائی نسل بعد در خانواده و اجتماع اتفاق می افتد، ، لذا زنان در یاری و هدایت متعالی خانواده باید بگونه ای مؤثر واقع شوند که نسلهای آینده تاثیر متعالی و قابل ملاحظه ای در پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی داشته باشد .

 - زنان باید در افشاگری و روشنگری و بهره وری از قوانین و ساختارهای قانونی به نفع مظلومین و در جهت ارزشهای متعالی اسلامی و تحقق دولت و امت فاضله  اسلامی بهره مند شده و موثر واقع شوند.

- زنان باید در  رسانه ها و جامعه و دولتها در تعاملی استدلالی  و جهانی در بیداری اسلامی با بهره مندی از ولایت متعالی اسلام  و ولایت متعالی مقام معظم رهبری مدیریت  متعالی و منسجم و حکیمانه و هوشیار داشته باشند.

- زنان در حرکت بیداری اسلامی باید نقشه ها و توطئه ها و دسیسه های صهیونیستی و شیطانی را با استناد و مستدل افشاگری نمایند و نقش هدایتگری متعالی را خود را بیش از پیش افزایش  دهند.

  -زنان باید به دور از افکار فمنیستی و غربگرائی منحرف به یاری تعالی رهنمودهای  تفکر متعالی اسلام جوامع خود را از کجرویهای منحط نظام غرب مصون و محفوظ بدارند و توجه داشته باشند که اسلام دین جامعیست و توجه قابل ملاحظه ای به مسائل مختلف فردی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و حاکمیتی دارد و برای رشد متعالی هر گونه بندگی تفکرات منحرف غرب نمودن، امکان انحراف را ایجاد می نماید. بنابراین باید زنان در کنار مردان به رهنمودهای متعالی اسلام توجه قابل ملاحظه ای داشته باشند و برداشت از اسلام باید مبتنی بر ذهنیت پاک و با اخلاص باشد و هر گونه برداشت جیره خوران منحط صهیونیست و آمریکا و غرب از هر دسته و فرد و جمعیتی باشند مردود و باطل می باشد.

-با وجود دسیسه ها و تحریمها و ترورها و فتنه ها و جنگ و شرارتهای آمریکا و غرب و صهیونیستها انقلاب اسلامی ایران گام متعالی در جریان بیداری اسلامی و مقاومت متعالی در برابر ظلمها و شرارتهای دشمنان انقلاب اسلامی و به فیض خداوند و به مدد الهی  رحمت بیداری اسلامی شامل سایر کشورهای جهان گردیده است که آنها هم در برابر مظالم دولتهای صهیونیستی و غربی و آمریکائی خود ایستادگی نمایند و  هر گونه انحراف و دسیسه دشمنان اسلام را در جامعه خود باطل نمایند و با هوشیاری و بیداری اسلامی با دسیسه های دشمنان اسلام مقابله ای هوشمندانه و حکیمانه و متعهدانه داشته باشند.

- سیره زنان نمونه و الگویی چون حضرت خدیجه و حضرت زهرا  و حضرت زینب سلام الله علیهما چهرهای متعالی و برجسته از یک زن  مسلمان انقلابی دوستدار خانواده متعالی هستند که حضور الگوی اینچنین بارز و شاخص در میان زنان مسلمکان می تواند راه تعالی و کمال و تکامل جامعه اسلامی را به متعالی ترین شکل مدیریت نموده و به مقصد سعادتمندی و رستگاری دنیوی و اخروی برساند، لذا الگو گرفتن از آنان می تواند راه را بر همه زنان متعالی که می خواهند جامعه خود را از ظلم و ستم نجات دهند با روشنبینیهای متعالی هموارتر نماید. و مبارزه ای باشد بر علیه جهالت و ظلمت و استکبار و امپریالیسم و رذیلت و ظلم و راهگشالی راه  تعالی و دانائی و کرامت و علم و حکم

 

نتیجه گیری

در مواجهه با جریان فمینیسم بیم ها و امیدهایی وجود دارد. مهم ترین بیم در مواجهه با فمینیسم از یک سو غفلت از وجود و تأثیرگذاری هر چند اندک- این جریان است و از سوی دیگر غفلت از جریانات آسیب زای دیگر در حوزه مسایل زنان و خانواده می شود. بسیاری از آسیب ها و انحرافات در مسایل فردی و اجتماعی زنان در حوزه ادبیات داستانی و سینما روی می دهد که اگر چه عمده آن را می توان در راستای تفکرات فمینیستی ارزیابی کرد؛ اما اکثراً با تابلوی غیر فمینیستی عرضه می شود. اما هشدار اصلی در این میان باید به غفلت از تفکر مدرنیته و برنامه های توسعه دانست. در حالی که مهم ترین آسیب اجتماعی مسایل زنان در ایران ریشه در عینیت یافتن آموزه های مدرنیته و برنامه های توسعه دارد، جدی ترین توجه ها و نقدها هر چند ناکافی- به جنبش فمینیسم است.  به برخی از بایسته های مقابله با جنبش فمینیستی اشاره می شود،  تبیین ناخرسندی ها و انتقادات جامعه غربی از جنبش فمینیسم،بعد از طی یک دوره اوج و تأثیرگذاری، اکنون دوران حاشیه نشینی و قترت را طی می کند و در کنار آن جریانات انتقادی علیه فمینیسم و گروه های خانواده گرا، به نقد دیدگاه های افراطی و پیامدهای منفی این جنبش در سال های حیات این جنبش می پردازند. بازتاب و ترجمه این دیدگاهها در فضای جامعه ایرانی از اقتدار یافتن گفتمان فمینیسم ایرانی پیشگیری می کند. این امر علاوه بر روشنگری داخلی نسبت به اهداف و غایات فمینیسم غربی، تاکتیک فمینیسم ایرانی مبنی بر اجماعی بودن گفتمان فمینیسم در جهان را خنثی می کند. اخیراً در سال های گذشته اقدامات نویدبخشی در راستای انعکاس دیدگاه های ضد فمینیستی و خانواده گرای غربی صورت گرفته است که به نظر می رسد در عین تأثیرگذاری، کافی نیست و باید نسبت به توسعه کمی و کیفی این حرکت اقدامات جدی تری صورت گیرد.  تلاش در جهت نقض وحدت تاکتیکی فمینیسم ایرانی:فمینیسم ایرانی به تبع جنبش فمینیسم جهانی گرایش های متنوع و متکثری را نمایندگی می کند. از آن جا که فمینیسم جنبشی انتقادی و اعتراضی است، بیشترین چالش ها را با نهاد مذهب و نظام های سیاسی دارد. در کشور ما پیوند نهاد مذهب و سیاست در درازمدت به رادیکال تر شدن حرکت های فمینیستی خواهد انجامید. در عینحال برخی از حاملان جنبش فمینیسم ایرانی، از مواجهه مستقیم با نهاد مذهب و نظام سیاسی اجتناب می ورزند و همین امر در سال های اخیر باعث تضعیف کلیت حرکت فمینیسم ایرانی گردیده است. تبیین دیدگاه ها و اهداف ضد مذهب و ضد نظام جنبش فمینیسم ایرانی و به چالش کشیدن گروه های فمینیستی نزدیک تر به نظام سیاسی، باعث می شود وحدت تاکتیکی و غیر واقعی جنبش های فمینیستی در عمل مخدوش شود.

 

 

 

n  منابع و ماخذ

n     مجتهد شبستری ،محمد ،زنان وسنت ،مجله زنان ،ش57 سال هشتم ، 1384

n     مطهری،مرتضی ،تعلیم و تربیت اسلام ،چاپ حهاردهم ،نشر صدرا ،1373

n     مطهری،مرتضی ، نشر صدرا،مجموعه آثار ، نشر صدرا ، 1378

n     مطهری،مرتضی، ده گفتار ، نشر صدرا ، 1372

n     مهریزی ،مهدی ،گزیده مقالات درباره فمنیسم ،انتشارات بین المللی الهدی ،1388

n     کریس بیسلی، چیستی فمینیسم، ترجمه محمدرضا زمردی، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، 1389  

n     حمیرا مشیرزاده، از جنبش تا نظریه اجتماعی، تاریخ دو قرن فمینیسم1390

n     پاملا آبوت و کلر والاس، جامعه شناسی زنان، ترجمه منیژه نجم عراقی، نشر نی، 1387

n     ساندرا هاردینگ، جنسیت و علم، ترجمه بهروز جندقی، فمینیسم و دانش های فمینیستی، دفتر     مطالعات و تحقیقات زنان، 1387

n     کریستان دولاکامپانی، تاریخ فلسفه در قرن بیستم، ترجمه باقر پرهام، نشر آگه، 1386

n     روث سیدل، به سوی جامعه ای نوع دوست تر، در نگاهی به فمینیسم، ترجمه مؤسسه فرهنگی طه، قم، انتشارات معاونت امور اساتید و دروس معارف اسلامی، چاپ اول، 1377

n     حمیرا مشیرزاده، از جنبش تا نظریه، تاریخ دو قرن فمینیسم، 1389

n     ویلیام گاردنر، جنگ علیه خانواده، ترجمه معصومه محمدی، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، 1381،

n     مانوئل کاستلز، عصر اطلاعات، ترجمه حسن چاوشیان، جلد دوم، نشر نی، 1380

n     ویلیام گاردنر، جنگ علیه زنان، 1380

n     مانوئل کاستلز، عصر ارتباطات، جلد دوم،1390

n     حمیرا مشیرزاده، از جنبش تا نظریه اجتماعی، تاریخ دو قرن فمینیسم،1387

n     نورما کلرموروتزی، مسئله فمینیسم در ایران بعد از انقلاب اسلامی، گفتگو، شماره 26، آبان 1378.

n     اریک ماتیوز، فلسفه در قرن بیستم، ترجمه محسن حکیمی، نشر ققنوس 1378 و مایکل پین، فرهنگ اندیشه انتقادی، ترجمه پیام یزدانجو، نشر مرکز، چاپ سوم، 1388

n     حمیدرضا جلالی پور، حاملان بی نشان، چرا مدافعان زنان از فمینیست نامیدن خود بیم دارند؟ زنان، شماره 105 دی 1384،

n     به نقل از حسین بستان، نابرابری ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، مؤسسه پژوهشی حوزه و دانشگاه، 1389،

n     رابرت. اچ، بورک، در سراشیبی سقوط به گومورا، ترجمه الهه هاشمی حائری، انتشارات حکمت، 1387 ، مانوئل کاستلز، عصر اطلاعات، جلد دوم انتشارات حکمت، 1387 

n     پاملا ابوت و کلروالاس، جامعه شناسی زنان، ترجمه منیژه نجم عراقی، تهران، نشر نی، چاپ اول، 1389

n     پاملا ابوت و کلروالاس، حقوق زنان و آزادی زنان  ، ترجمه منیژه نجم عراقی، ، نشر نی، چاپ اول، 1389

n     مایکل پین، فرهنگ اندیشه انتقادی، از روشنگری تا پسا مدرنیته، ترجمه پیام ایزدجو، تهران، نشر مرکز، چاپ سوم، 1388

n      مایکل پین، فرهنگ اندیشه فمنیستی ، ترجمه پیام ایزدجو، تهران، نشر مرکز، چاپ سوم، 1389

n       محبوبه عباسقلی زاده، حرکت از سازمانهای غیر دولتی به شبکه های شناسنامه دار، 17 اسفند 1386

n     سارا لقمانی، تحول در آرایش کمپین، محتاج فداکاری و هوشمندی، 26 اسفند 1389،

n     مشیرزاده، حمیرا ، از جنبش تا نظریه اجتماعی: تاریخ دو قرن فمنیسم، تهران: نشر و پژوهش شیرازه 1388

n     قادری، حاتم اندیشه سیاسی در قرن بیستم تهران انتشارات سمت 1386

n     بورک، رابرت اچ در سراشیبی به سوی گومورا- لیبرالیسم مدرن و افول امریکا ترجمه: الهه هاشمی حائری تهران نشر حکمت 1389.

n     ابوت، پاملا / والاس کلر- جامعه شناسی زنان ترجمه،  خانم منیژه نجم عرانی تهران نشر نی.1388

n     وینسنت، اندرو ،ایدئولوژی های مدرن سیاسی ،  ترجمه، مرتضی ثاقب فر ،  تهران نشر قوقنوس8 138.

n     وینسنت، اندرو ،ایدئولوژی های فمنیسم  ،  ترجمه، مرتضی ثاقب فر ،  تهران نشر قوقنوس 1389.

n      

n     بیلیس، جان/ اسمیت ، استیو جهانی شدن سیاست: روابط بین الملل در عصر نوین جلد دوم- تهران: موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر 1383.

n     لش، اسکات جامعه شناسی پست مدرنیسم ترجمه حسن چاووشیان تهران نشر مرکز 1383.

n     رک: فرانکلین لوفان بومر، جریان های بزرگ در تاریخ اندیشه غربی، ترجمه حسین بشریه، مرکز بازشناسی اسلام و ایران، چاپ دوم، 1382.

n     حمیرا مشیرزاده، از جنبش تا نظریه اجتماعی، تاریخ دو قرن فمینیسم . تهران، نشر تیراژه، 1382

n     نیکلاس دیویدسن، نقایص نظریه فمینیسم، در نگاهی به فمینیسم، ترجمه مؤسسه فرهنگی طه، قم، انتشارات معاونت امور اساتید و دروس معارف اسلامی، چاپ اول، 1377، صفحه 57.

n     پل روزنبرگ، پیروزی ناکام فمینیسم در گذشته و حال، در سیاحت غرب، شماره 15، صفحه 27.

n     یکی از منتقدان فمینیسم، ویلیام گاردنر است که در عین دفاع سرسختانه از لیبرال دموکراسی، دستاوردهای فمینیستی را به چالش می کشد. رک: ویلیام گاردنر، جنگ علیه خانواده، ترجمه معصومه محمدی، قم، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، 1386.

n     ایولین رید، فمینیسم و مردم شناسی، ترجمه افشنگ مقصودی، تهران، نشر گل آذین، 1384،

n     ایولین رید، فمینیسم و مردم شناسی،1388

n     سوزان آلیس واتکینز و دیگران، فمینیسم؛ قدم اول، ترجمه زیبا جلالی نائینی، نشر شیرازه، 1384،

n     رک: کریستین دوپیزان، شهر زنان، ترجمه نوشین شاهنده، انتشارات قصیده سرا. 1388

n     شیلا روباتم، زنان در تکاپو، فمینیسم و کنش اجتماعی، ترجمه حشمت الله صباغی، تهران، نشر شرازه، 1385.

n     رک: حمیرا مشیرزاده، از جنبش تا نظریه اجتماعی، تاریخ دو قرن فمینیسم، 1389

n     هریت بردلی، دگرگونی ساختارهای اجتماعی: طبقه و جنسیت، ترجمه محمود متحد، تهران، نشر آگه، چاپ اول، 1386

n     حمیرا مشیرزاده، از جنبش تا نظریه اجتماعی، تاریخ دو قرن فمینیسم، صفحه 189 تا 200.

n     جین فرید من، فمینیسم، ترجمه فیروزه مهاجر، نشر آشتیان، چاپ دوم، 1383

n     ناصر فکوهی، سازوکار«تبعیض مثبت» به مثابه ابزار محرومیت زدایی با نگاهی به موقعیت زنان در ایران، در پژوهش زنان، شماره 1390،

n      

n      ناصر فکوهی، سازوکار«تبعیض زنان » به مثابه ابزارتوسعه   با نگاهی به موقعیت زنان در ایران،

n      پژوهش زنان، 1391،

n     ، فرهنگ نظریه فمینیستی، ترجمه فیروزه مهاجر، پروین اردلان و نوشین احمدی خراسانی، تهران، نشر توسعه، 1382

n     حسین بستان، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، (قم انتشارات پژوهشگاه حوزه، جلد دوم1390

n     توحیدی ،نیره ، از فمنیسم ،دموکراسی و اسلام گرایی ،مرکز پخش کتاب سرا ،لس آنجلس 1996میلادی

 

abstract

Feminism is a collection of movements and ideologies that share a common goal: to define, establish, and

achieve  equal political, economic, cultural, personal, and social rights for women. This includes seeking to

establish equal opportunities for women in education and employment. A feminist advocates or supports the

rights and equality of women. Feminist movements have campaigned and continue to campaign for women's rights, including the right to vote, to hold public office, to work, to fair wages or equal pay, to own property, to education, to enter contracts, to have equal rights within marriage, and to have maternity leave. Feminists have also worked to promote bodily autonomy and integrity, and to protect women and girls from rape, sexual harassment, and domestic violence. Feminist campaigns are generally considered to be the main force behind major historical societal changes, particularly in the West, where they are near-universally credited with having achieved women's suffrage, gender neutrality in English, equal pay for women, reproductive rights for women (including access to contraceptives and abortion), and the right to enter into contracts and own property. Although feminist advocacy is and has been mainly focused on women's rights, some feminists, including bell hooks, argue for the inclusion of men's liberation within its aims because men are also harmed by traditional gender roles .Feminist theory, which emerged from feminist movements, aims to understand the nature of gender inequality by examining women's social roles and lived experience; it has developed theories in a variety of disciplines in order to respond to issues such as the social construction of sex and gender.  Some forms of feminism have been criticized for taking into account only white, middle-class, educated perspectives. This led to the creation of ethnically specific or multi cultura  list forms of feminism

What is Feminist Theory?

In simple terms, feminist theory is a theory on women’s rights and gender equality. It involves the study of women’s roles in society which include their rights, privileges, interests, and concerns. It serves as an extension to feminism which evaluates the rightful place of women in the society .Various feminist eories already came out as early as 1792. Many publications during that time featured the limited rights and privileges of women because of wrong perceptions against them. There were also accounts on women being able to perform tasks that were deemed only for men. Some women of the past also argued that government laws were biased against women and that these same laws could punish them but are not able to protect them. Part of history also documented women’s struggle to fight for their right to vote. Over the years, more and more women published their concerns regarding women’s issues and continued to fight for equality .There are various disciplines wherein feminist theories can be applied to. One such discipline is in the field of languages. In this area, feminists argue that much of literature only represented masculinity. The Bible itself is somewhat questioned because of references to God as a “He”. Others also insist on changing some masculine-based words into more gender-sensitive words. Examples of these are those that pertain to positions or rank in the workplace. The words “chairman” and “mailman” are changed to “chairperson” and “mail carrier” respectively. Feminism is a multi-disciplinary approach to sex and gender equality understood through social theories and political activism. Historically, feminism has evolved from the critical examination of inequality between the sexes to a more nuanced focus on the social and per formative constructions of gender and sexuality. Feminist theory now aims to interrogate gender inequalities and to effect change in areas where gender and sexuality politics create power imbalances. Intellectual and academic discussion of these inequalities allows our students to go into the world aware of injustices and to work toward changing unhealthy gender dynamics in any scenario .Feminist political activists campaign in areas such as reproductive rights, domestic violence, gay marriage, and workplace issues such as family medical leave, equal pay, and sexual harassment and discrimination. Anytime stereotyping, objectification, infringements of human rights, or gender- or sexuality-based oppression occurs, it's a feminist issue

 

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد