کپی از بنیاد خیریه امام مبین

بنیاد خیریه امام مبین

جستجو

مرکز مشاوره سلیم وابسته به گروه آموزشی خانواده سلیم موسسه تخصصی دینی امام مبین این مرکز با موضوعاتحقوقی،تحصیلی،اعتقادی و خانواده آماده خدمتی نو در جهت بهتر زندگی کردن می باشد.جهت کسب اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.http://www.meftahnews.com/wp-content/uploads/2013/10/meftah-logo1.jpg
 
 
 
نقش حضرت فاطمه زهرا (س) در دفاع از ولایت مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط mahdi   
چهارشنبه, 15 تیر 1390 ساعت 06:20

چکیده :

حضرت زهرا دخت نبی اسلام در خانه‌ی وحی متولد شد و در دوران کودکی سختی‌های فراوانی از جمله زندگی در شعب ابی‌طالب و هجران مادر را متحمل شدند و بعد از رحلت مادر، مونس پدر شدند تا جایی که ام ابها لقب گرفتند و بعد از ازدواج هم تمام وظایف خود از جمله همسرداری و تربیت فرزندان را به نحو احسن انجام می‌دادند.

بعد از رحلت پیامبر عواملی از جمله انکار مقامات معنوی اهل بیت، تغییر نظام امامت به نظام شورا سالاری، شورایی نمودن خلافت، پدید آوردن بدعت‌ها و شعارهای دروغین، ضربه‌ی اقتصادی به اهل بیت، ترور شخصیت علی(ع)، شکستن حرمت فاطمه و... باعث شد که مردم بصیرت خود را از دست دهند.

حضرت زهرا در مقابل غصب فدک و خلافت ساکت نماند و جهاد علمی، عملی، لسانی و بدنی را آغاز کردند. و به حمایت از ولایت پرداختند تا جایی که جان خود را در این راه گذاشتند.

مقدمه:

همیشه در طول تاریخ بشر افراد دنیا پرست زیادی بوده و هستند و خواهند بود که عشق به دنیا آن‌ها را کور کرده و نمی‌گذارند حق را ببینند، از این رو همواره و به هر قیمتی که هست می‌خواهند جلوی اجرای حق را بگیرند.

در مقابل آنان افراد پاک و مخلص هستند که برای اجرای حق و قانون خدا از عزیزترین کس خود و حتی جان خود را در راه خدا می‌گذارند. اولین قربانی راه حق در اتمام رسالت آخرین رسول الهی، محمد مصطفی (ص)، دختر عزیزشان حضرت صدیقه‌ی طاهره، زهرای اطهر است. که پیغمبر بارها در مورد ایشان فرمودند: « فاطمه بضعه منی، فمن آذاها فقد آذانی[1]» . « فاطمه پاره تن من است، پس هرکس او را اذیت کند مرا اذیت کرده است»

قدر و منزلت بی‌کرانه‌ی این ناموس الهی چنان غریب و ناشناخته است که حتی دوستان و دلسپردگانش هم از تقریر و تفسیر خدمت‌های بی‌نظیر او در جامعه اسلامی عاجزند و این را باید به حساب غربت حضرت زهرا گذاشت.

ما در این تحقیق مختصر سعی کرده‌ایم گوشه‌ای بسیار کوچک از نقش ایشان در دفاع از ولایت و مقام حضرت علی(ع) و تداوم شیعه را به تصویر بکشیم، باشد که مورد پسند ایشان واقع شود

.

چگونگی منعقد شدن نطفه‌ی الگوی بانوان جهان :

فرشته‌ی وحی (جبرائیل امین) روزی بر پیامبر(ص) فرود آمد و پیغام وحی را ابلاغ کرد که: « ای محمد، از امشب به مدت چهل شبانه روز از خدیجه فاصله بگیر و در غار حراء، روزها را به روزه و شب‌ها را به عبادت و راز و نیاز با خدا بپرداز»

پیامبر (ص) بعد از اتمام وحی الهی منزل خدیجه را به قصد غار حراء ترک کردند و بعد از چهل شیانه روز راز و نیاز با خدا و دوری از دنیا و نعمت‌های دنیایی در آخرین شب، یک سیب بهشتی برای پیامبر آورده می‌شود. به پیامبر وحی می‌شود که این میوه ی بهشتی را بخور و به خانه پیش خدیجه برگرد و با او هم بستر شو که نطفه‌ی حضرت زهرا (س) از این میوه‌ی معطر و بهشتی منعقد می‌شود. بعد از به دنیا آمدن حضرت زهرا(س) پیامبر اکرم (ص) فاطمه را در آغوش می‌گرفتند. و بو می‌کشیدند و می‌بوسیدند و می‌فرمودند: « هروقت دلم برای بهشت تنگ می‌شود فاطمه را می‌بویم»

دوران کودکی حضرت فاطمه(س):

فاطمه ی زهرا (س) در بیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت دیده به جهان گشود و جهان را به قدوم مبارکش مزین ساخته، ازملک تا ملکوت، نورافشانی کرد. او فرشته‌ای بود که به قامت انسان درآمده بود و بوی بهشت می‌داد.خدیجه کبری از تولدش بسیار خوشحال بود؛ چرا که غم جانکاهش در آن اجتماع ظلمانی به شادی و غربت تنهایی اش به همنشینی با خیرالنساءتبدیل شد. روزی که حضرت خدیجه(س) پا به خانه‌ی رسول خدا گذاشت، جامعه‌ی شرک آلود آن روز، او را طرد کرد و زنان قریش با او قطع رابطه کردند. و با سخنان نیش‌دار وی را آزرده می کردند. اینک با تولد زهرای اطهر خدیجه دیگر تنها نبود ولی بازهم جامعه‌ ‌ی شرک آلود و جاهلی دست از سرزنش و طعنه برنداشتند و پامبر را با نیش زبان می‌آزردند و او را ابتر( مقطوع النسل) خواندند.

خدایی که که حافظ نبی خود است، در جواب سرزنش کنندگان سوره‌ی مبارکه ی کوثر را نازل کرد و نزول این سوره باعث دلگرمی رسولش شد و این گونه رسم غلط جاهلی(زنده به گور کردن دختران) را از ریشه برانداخت. آری او آمد و روی فصل‌های سیاه پرده ای از بهار سبز کشید و بعد از آن هیچ دختر زنده‌ای طعم تاریک و تلخ خاک را نچشید. زهرا از همان کودکی با وحی آشنا گشت.هربار که جبرائیل نازل می‌شد رازهایی می‌شنید و از لبان پرمهر پدر، تفسیر هستی را فرامی‌گرفت، کودکی‌اش با اوج بحران ها و اختناق ها مصادف بود از جمله: شعب ابی طالب و غم هجرام مادر

الف- شعب ابی طالب 

مشرکان در سال هفتم بعثت، پیمان محاصره‌ی اقتصادی مسلمانان را امضا کردند و پیامبر(ص) و یارانش همراه بنی هاشم به ناچار به دره ای به نام «شعب ابی طالب» پناهنده شدند. زندگی در شعب با مشکلات و سختی های فراوانی روبه رو بود. خورشید در تابستان حجاز، آتش می‌بارید و سوز سرما در زمستان، بر استخوان می نشست و آن ها نه سایبان مناسب داشتند. و نه پوشاک ضخیم. علاوه بر این از نظر آب و مواد غذایی نیز با مشکلات روبه رو بودند. زهرای عزیز، سه سال از بهترین دوران کودکی اش را در این دره‌ی خشک با آن شرایط سخت، سپری کرد، دو سالش تمام بود که پا به شعب گذاشت، او در دامن مادر به سختی ها و مشکلات شعب نمی‌اندیشید.

ب- غم هجران مادر

محاصره‌ی شعب پایان یافت و به نظر می‌رسید که دوران رنج و سختی رو به اتمام است، ولی دریغا که قضای الهی، چنین نبود و روزهای خوش فاطمه(س) این کودک پنج ساله- همان گرما، سرما و سنگلاخ‌های شعب ابی‌طالب بود. صدیقه ی طاهره، تازه می‌خواست در محیط امن خانه به دور از گرسنگی و تشنگی و رنج آن دره‌ی دور افتاده از شهر، در دامن مادر بنشیند. شیرین زبانی کند و قصه‌های دوران سخت گذشته را بازگو کند. لکن دست تقدیر حادثه‌ی تلخی آفرید که غنچه‌‌‌‌‌ی باغ رسالت پژمرده کرد. ابتدا عموی مهربان پدر، ابوطالب را از دست داد و سپس بعد از سه روز مادر عزیزش( خدیجه کبری) چشم از جهان فرو بست.

مرگ مادر چنان قلب نازک فاطمه(س) را پژمرده ساخت و روح لطیفش را آزرد که گویی جهان در مقابلش تیره و تار گشت. گاه بهانه‌ی مادر را می گرفت. در دامن پدر می نشست و با شیرین زبانی خود، مادر را طلب می‌کرد و رسول خدا(ص) در اندیشه‌ی پاسخی مناسب برای روح لطیف این عصاره‌ی خلقت بود که جبرئیل امین بر رسول(ص) نازل شد. و عرض کرد: خدایت امر می‌کند که به فاطمه سلام برسان و بگو که مادرت در قصری که از مروارید و طلاو نقره ساخته شده و ستون‌هایش از یاقوت است، بین « آسیه» و « مریم» با آسایش زندگی می‌کند. در این هنگام فاطمه گفت : « ان الله هو السلام و الیه السلام»

خداوند خود سلام است و سلامتی از اوست و سلامتی به سوی اوست.

آری خداوند نیز نمی‌توانست فاطمه را غمگین ببیند، به او درود می‌فرستد و جایگاه مادرش را به وی خبر می‌دهد.

مونس پدر:

زهرا ، پاره‌ی تن رسول الله در منزل، مونس پدر بود. بعد از فوت خدیجه، هم مادر پدر بود و هم دختر پدر و این گونه بود که لقب ام ابیها گرفت.

دشمنان اسلام در آن موقع بر شکنجه‌ و آزارهای خویش افزوده بودند. آنان وقیحانه، معترض رسول خدا می‌شدند، به آن حضرت سنگ می زدند، بر سرش خاک می‌پاشیدند و ناسزا می‌گفتند. ابولهب- عموی پیامبر- علیه او شعر می‌سرود و زن ابولهب بر سر راه رسول خدا هیزم می ریخت. حضرت زهرا این حوادث را می‌دید و خود را آماده‌ی مقابله با آن‌ها می‌کرد.

روزی مردی از قریش برسر رسول خدا خاک ریخت. آن حضرت با سر و لباس خاک آلود وارد منزل شدند. فاطمه به استقبال پدر دوید و با دیدن وضع پدر اشک ریخت و خاک از سر و صورت و لباس پدر پاک می‌کرد. پیامبر به او فرمودند: « دخترم گریه نکن خداوند پشتیبان پدر توست» صدقه کبری با این که کودکی خردسال بود و غم هجران مادر را به دل داشت. هوشیار و بیدار، مسائل و توطئه های دشمنان اسلام را پی می‌گرفت.

روزی وارد مسجدالحرام شد، مشرکان را دید که برای کشتن پیامبر(ص) نقشه می‌کشند به سرعت و با چشمان اشکبار به خانه برگشت و بعد از توطئه‌ی آنان آگاه ساخت.

در خانه‌ی علی(ع):

سرانجام بر اثر آزار و اذیت مسلمانان توسط مشرکان، پیامبر به مدینه مهاجرت کرد و چند روز بعد فاطمه(س) با چند زن دیگر به همراه حضرت علی(ع) راهی مدینه شدند. زهرا (س) بزرگ شده بود و افراد فراوانی از بزرگان و شخصیت های ثروتمند، گاه و بی‌گاه خواستگاری از وی را زمزمه کردند. ولی پیامبر خوش نداشت که این گونه افراد که نسبت به شخصیت حضرت زهرا جاهلند، سخن ازدواج با زهرا (س) را بزنند. از این رو یا پاسخ نمی دادند و یا به گونه ای جواب می‌دادند که می‌پنداشتند رسول خدا از آنان رنجیده شده است.

روزی« عبدالرحمن بن عوف» به پیامبر اکرم(ص) پیشنهاد ازدواج داد که اگر فاطمه را به عقد من درآوری، حاضرم ثروت فراوانی را در راهش خرج کنم و مهریه‌ی زیادی بپردازم. پیامبر اکرم (ص) از این سخن برآشفت، مشتی سنگریزه از زمین برگرفت و به دامن ریخت، که همه در و جواهر شدند. به این وسیله رسول خدا(ص) پاسخ دندان شکنی به عبدالرحمن دادند، که تو می‌خواهی فاطمه را با پول بخری و ثروتت را به رخ من میکشی.

زهرای مرضیه برای ولی الله الاعظم آفریده شده بود و همتایی جز علی (ع) نداشت. از این رو وقتی علی(ع) از فاطمه خواستگاری کرد، رسول گرامی(ص) شاد شدند و فرمودند: « عقد شما زوجین در آسمان بسته شده است»[2]

به این صورت فاطمه (س) به خانه‌ی علی(ع) پاگذاشت و زندگی جدیدی را آغاز کرد. زهرا با صفای روحی و ایمان سرشار از علم و معرفت؛ خانه را برای علی(ع) محل امن و آسایش قرار داده بود. امیرالمومنین (ع) با وجود زهرا (س) تنها نبود. بالی یافته بود که می‌توانست تا بی نهایت پرواز کند. وقتی رسول خدا (ص) روز سوم ازدواج به خانه‌ی علی(ع) پا نهادند، از او پرسیدند: فاطمه را چگونه یافتی؟ حضرت علی(ع) پاسخ دادند: «بهترین یاور و پشتیبان در فرمانبرداری خداوند است.»

هرگاه علی(ع) با تنی خسته از غوغای نامردمی ها به منزل می‌آمدند، با دیدن زهرای اطهر، خستگی از تنش بیرون می‌رفت. پیامبر از همان روزهای اول کارهای خانه را تقسیم کردند، کارهای داخل خانه با حضرت زهرا و کارهای بیرون با حضرت علی(ع) بود. در عین حال، زهرای اطهر(س) بسیار کار می‌کردند. علاوه بر کار خانه زمانی که حضرت علی(ع) برای مدت طولانی در جنگ بودند، ایشان کارهای بیرون خانه را نیز انجام می‌دادند.

امیرالمومنین(ع) به یکی از یارانش فرموند: فاطمه(س) در خانه ی من چندان آب با مشک آورده است که آثار مشک بر بدنش دیده می‌شود، چندان دستاس می‌کرد که دست‌هایش تاول زده بود، در تمیز کردن خانه و پختن غذا زحمت می‌کشید طوری که لباس‌هایش ژولیده می‌شد.

تربیت فرزندان :

ثمره‌ی وجود علی(ع) و زهرا (س) پنج فرزند بود: حسن و حسین، زینب و ام کلثوم و نوزادی به نام محسن که قبل از تولد شهید راه ولایت شد. دخت رسول خدا در تربیت این نوگلان باغ رسالت تلاش بسیاری می‌کرد. و فرزندانی تحویل جامعه داد که مردم از فیض وجودشان تا قیامت بهره می‌برند. ودر پرتو نورشان هدایت می‌شوند. فرزندان زهرا ثقل قرآن شدند. هرکس به ولایت آنان درآمد راه نجات را پیمود.

نقش سیاسی و اجتماعی :

کارهای زهرا(س) به خانه داری، بچه داری و شوهرداری خلاصه نمی‌شود، بلکه در مسائل سیاسی، اجتماعی و نظامی نقش بسزایی داشت. گاه در جبهه نبرد، حضور می یافت و به مداوای مجروحان و آب رسانی به رزمندگان می‌پرداخت. و گاه به یاری خانواده های شهدا می‌شتافت. و برای پیروزی رزمندگان به نیایش می‌پرداخت. آن حضرت در نبرد احد، خندق و فتح مکه حضور داشت. وجود « مساجد سبعه» در خندق که یکی از آن ها به نام حضرت زهراست یادگار حضور آن حضرت در روزهای سخت محاصره و نبرد خندق است.


تحلیل حوادث اجتماعی زندگی حضرت زهرا (س):

رسول خدا در آستانه ی رحلت در بستر آرمیده بودند، فاطمه (س) در کناربستر پدر اشک می‌ریخت، پیامبر فرمودند: دخترم گریه نکن وناراحت نباش که مژده‌ای برایت دارم، بعد از من اولین کسی از خاندان من هستی که به من ملحق می‌شوی. با گفتن این سخن از زبان رسول خدا (ص) فاطمه ی زهرا (س) آرام گرفت.

بعد از رحلت رسول الله ایجاد شک و تردید و یأس و ناامیدی در مردم در برابر دفاع از حقوق اهل بیت بنا به دلایلی که در ذیل ذکر می‌کنیم تحقق یافت و نااهلان بر کرسی خلافت تکیه زدند. آن عوامل عبارتند از:

الف- انکار مقامات معنوی اهل بیت (علیهاالسلام)

یکی از توطئه‌های شوم فرهنگی پس از پیامبر، انکار مقامات قدسی و ملکوتی اهل بیت عصمت و طهارت و انکار شب قدر و صاحبی برای آن، انکار نیاز قرآن به مفسر و حافظ و بالاخره عادی جلوه دادن مقامات اهل بیت و یکسانی شئونات و حقوق آن و در نهایت ربودن خلافت از آن‌ها بود.

در بحار الانوار مرحوم مجلسی آمده است که هنگامی که پیامبر از دنیا رحلت فرمودند، مخالفین شایع کردند امر خداوند با پیامبر اکرم در شب قدر با پایان عمر پیامبر تمام گشت.(فیها باذن ربهم من کل امر) پس این فتنه و بلوای فکری بود که خواص مردم به آن دچار گشتند و به واسطه‌ی همین دچار ارتجاع و ارتداد شدند چراکه اگر قایل به شب قدر و نزول امر در آن شب می‌شدند، ناچار می‌شدند که برای آن به صاحبی اقرار کنند. که در آن زمان صاحب امری جز امامعلی ابن ابی طالب نبود. 

ب- تغییر نظام امامت به نظام مردم سالاری و شورا سالاری

یکی از بهترین شیوه های سیاست بازان صدر اسلام ارزش دادن بیش از حد به نظام شورایی و آراء و نظرات مردم بود به شکلی که با این تلاش موفق شدند شورا و آراء مردم را بر خواست خدایی پیامبر و امام معصوم حکم سازند، به عبارت دیگر آراء مردم و بیعت مردم را به جای تأیید و پشتوانه برای نظام اسلامی، ارزش استقلالی به آن دادند. و آن را در برابر خواست پیامبر(ص) و به همراه آن موجی ایجاد نموده و خود سوار بر آن امواج شدند و با این وسیله اقبال عمومی مردم را از وظیفه ی بحق مسلمین که بحق شده لازم برای حکومت برای مردم بود تضعیف نموده و رهبر واقعی مردم را تنها گذاردند و این اولین قدم و اقدام برای جدایی سیاست از دیانت در صدر اسلام بود.

ج- شورایی نمودن انتخاب خلیفه

عده‌ای از افراد صاحب نفوذ، جامعه را در برابر علی(ع) قرار دادند و رأی شورا و بیعت مردم را تحمیل بر او نمودند.

د-شعار دروغین حسبنا کتاب الله را حاکم بر جامعه و اذهان عمومی کردند.

یکی از شعارهای جذاب برای مردم روی آوردن به قرآن و قرآن را حَکَم و قانون زندگی قرار دادن بود. اما قرآن و گرایش به قرآن بنایی بود برای حذف قرآن و پشتوانه‌ی انسانی آن یعنی علی(ع). طرح این شعار از طرفی نفی عملی حدیث متواتر ثقلین بود چراکه پیامبر اسلام در این روایت قرآن و عترت را در کنار هم و برای سعادت جامعه ی اسلامی با یکدیگر قرار داده بودند. واز طرفی بهانه‌ای سودمند برای باند نفاق جهت شکست اهل بیت عصمت و طهارت بود. همین شعار یعنی طرح قرآن و قانون در برابر امام معصوم و پیشوای به حق و بعد از آن در جنگ با معاویه با امیرالمومنین(ع) نیز کارساز افتاد. و آنجا که علی(ع) در چند قدمی فتح بود با شعار قرآن گرایی و قرآن محوری جنگ را به صلح تحمیلی تبدیل کردند و پیروزی علی(ع) را عقب انداختند.

ه- بدعت گذاری های پی در پی

یکی از توطئه های صدر اسلام پس از نفی امام معصوم از صحنه‌ی سیاست و حذف او از صحنه‌ی دین و مرجعیت دینی برای مردم بود. اما چون با این عمل خود احساس خلأ نموده و مردم را سرگردان می‌دیدند. شعار نوگرایی و ایجاد قانون‌های نو از طرف خود را مطرح کردند و تنها ثابت شد که شعار حسبناکتاب الله دروغین و اگر واقعی بود کافی نیست. بلکه خود را وارد صحنه‌ی قانون سازی هم شدند. و به جای رسول خدا و امام معصوم طرح دادند و تصویب نمودند و سپس عمل کردند.

و- ضربه ی اقتصادی به اهل بیت (علیها السلام) غصب فدک

برای جلوگیری از نفوذ اهل بیت و شکست آنان یکی از توطئه‌ها وارد نمودن ضربه‌ای اقتصادی و غصب حقوق مالی و ثروت شرعی و یا شخصی آنان بود.

حکومت خاندان رسول خدا نیاز به اقتصاد و نظام اقتصادی و پشتوانه ی مالی داشت. لذا برای جلوگیری از حکومت اهل بیت، پشتوانه‌ی مالی حاکمیت اهل بیت(فدک) را غصب کردند.

ز- وارد نمودن ضربه‌ی سیاسی به اهل بیت

همه‌ی زمینه‌ها آماده شده بود تا در عمل ضربه‌ی منافقین، شوکت سیاسی و اقتدار سیاسی اهل بیت را بشکند و لذا پس از آماده کردن شرایط با اعمال زور و ایجاد رعب و وحشت، ضربه‌ی سیاسی خود را وادار نمودند. وعلی را کنار زده ودیگران را به جای او معرفی کردند.

ح- ترور شخصیت علی(ع)

شخصیت علی(ع) همچو آفتابی درخشان بود که براحتی در حجاب نمی‌آمد. به همین دلیل یکی از اقدامات منافقین و ستمگران در حق او و فرزندانش، بی اعتبار نمودن شخصیت خاندان رسول خدا و به ویژه حضرت علی(ع) بود.

ت- شکستن تقدس و حرمت فاطمه(س)

یکی از مسائل لازم برای ایجاد تغییر دلخواه و رأی و دیدگاه مردم، از بین بردن مقدسات و اشخاص محترم و امور مقدس در نظر آنان است و به اصطلاح امروزی برداشتن همه‌ی حدو مرزها و نفی هرگونه خط قرمز است. 

قرآن مقدس، پیامبر و امام مقدس، خانه‌ی مقدس و قابل احترام و فاطمه مقدس و... همه و همه یکباره تقدسشان شکسته شد و هیچ چیز و فردی دیگر مقدس نبود. و کم کم تقدسی را که باید برای امام معصوم باشد را به نااهلان غاصب سپردند.

ی- استفاده از زور برای ایجاد ترس در مردم

عُمر به عنوان یک چهره خشن و متعصب به عنوان یکی از سران سقیفه با تشکیل و ترویج باندی برای ضرب و شتم مردم و با تشویق و تطمیع قبیله ی بنی اسلم، خشونت و ترس را به مردم تحمیل کرده. دراین بین افرادی همچون قَنفذ و خالدبن ولید از عواملی بودند که در رأس این باند بودند و همینان به خانه‌ی فاطمه (س) یورش بردند. وبزرگترین ستم را در حق دختر پیامبر روا داشتند.

گویاتر از این در بیان شیخ مفید در کتاب جهل است که او از قول ابومحنف نقل می‌کند که: گروهی از اعراب بادیه نشین بودند که برای تهیه‌ی آذوقه و خوار و بار داخل مدینه شدند. اما مردم مدینه به علت فوت پیامبر به آن‌ها اعتنایی نکردند. آن‌ها هم با خلیفه‌ی جدید بیعت کردند و امراو را گردن نهادند. آن گاه عمر آن‌ها را طلبید و گفت: در ازای بیعت با خلیفه آنچه نیاز دارید به شما بدون هیچ عوض می‌دهم. آن را برگیرید و به سوی مردم درآیید و آن‌ها را وادار کنید تا بیعت کنند. وهرکه امتناع کرد بر سر و پیشانی‌اش بکوبید. راوی می‌گوید: به خدا قسم آن قبیله‌ی بدوی کمربندها را محکم کردند و با چوب به سوی مردم حمله کردند و ابوذر و سلمان و مقداد را آن‌گونه زدند که سلمان می‌گوید: گردنم همچو غده‌ای ورم کرد.و بالا آمد اگر علی(ع) به فریادش نرسیده بود او را کشته بودند.

آری پس از رحلت رسول خدا با چنین وضعیتی که برای مسلمانان به وجود آمده بود، وظیفه‌ی حضرت زهرا(س) سنگینتر شد. او که زحمات رسول خدا را بر باد رفته می دید و مظلومیت ولدیت را مشاهده می کرد برای دفاع از وحی و مقام ولایت قیام کرد ولی شیوه‌ی مبارزاتی ایشان بسیار نادر و منحصر به فرد است.

جهاد (شیوه‌ی مبارزاتی فاطمه):

در اسلام جهاد دارای تقسیمات مختلفی است: جهاد بنیادی، جهاد بدنی، جهاد نظامی و جهاد مالی

در زندگی فاطمه(س) وجود انواع این جهادها قابل مشاهده است که ما به نقل مختصر آن می‌پردازیم 

الف- مبارزه علمی وجهاد لسانی

1- ایراد خطبه در مسجد مدینه و استقبال برای اثبات حقانیت خود و علی و دفاع علمی و استدلالی از فدک:

وقتی به خانه ی امیرالمومنین، خانه‌ای که حتی جبرئیل امین هم بدون اجازه وارد نمی‌شد حمله‌ور شدند و در خانه را آتش زدند و حضرت را بین در و دیوار فشار داده و محسنش را سقط کردند. فاطمه(س) بیهوش شد و علی(ع) را با سربرهنه و دست و پای بسته به طرف مسجد کشان کشان برای بیعت با ابوبکر بردند، حضرت زهرا وقتی به هوش آمدند. دست به دیوار خود را به مسجد رسانده خطاب به ابوبکر چنین فرمودند: ابوبکر آیا می‌خواهی شوهرم را از دستم بگیری و مرا بیوه سازی؟ سوگند به خدا اگر دست از او برنداری، موی سرم را پریشان می کنم و گریبان چاک زده کنار قبر پدرم رسول الله می‌روم. ای ابوبکر چه زود کینه های پنهانی خود را علیه اهل بیت رسول خدا ظاهر کردید؟ سوگند به خدا تا زنده‌ام با عمر سخن نخواهم گفت. سوگند به خدا با شما دو نفر حتی یک کلمه نیز سخن نمی‌گویم تا به ملاقات خدا بشتابم و شکایت شما دو نفر را به خدا برم و توضیح خواهم داد که شما با خدا و دین او با من چه کردید و چه اعمالی را مرتکب شدید. شما را به خدا سوگند می‌دهم آیا شننیده‌اید که رسول خدا فرمودند: فاطمه پاره تن من است و من از اویم هرکه او را بیازارد مرا آزرده، خشنودی فاطمه موجب خشنودی من است و خششم و غضب فاطمه خشم و غضب من، هرکس فاطمه را دوست بدارد مرا دوست داشته و هرکس فاطمه را خشنود سازد مرا خشنود ساخته است.

ابوبکر و عمر پاسخ دادند : آری این کلمات را از پیامبر شنیده‌ایم. حضرت فاطمه فرمودند: خدا و ملائکه را به شهادت می‌گیرم که شما دو نفر مرا به خشم آوردید و آزارم د ادید. هنگامی که با پدر خود ملاقات کنم شکایت شما را نزد او خواهم برد. سوگند به خدا چون کراهت دارم که بی‌گناهان دچار بلا و گرفتاری شوند دست از نفرین برمی‌دارم.

اگر چنین نبود می‌دانستی که سوگند و نفرین من به سرعت تحقق می‌یافت و عذاب خدا می‌بارید. ای پدر ای رسول خدا بنگر که با دختر مورد علاقه‌ی تو چنین رفتار می‌شود.

آری فاطمه زهرا(س) با ایراد خطبه‌ای آتشین که در فصاحت و بلاغت همچون خطبه‌ی رسول خدا است در مسجد اولین دفاع خود را از ولایت انجام داد. حربه‌ی بعدی ایشان بر علیه غاصبن حق امیرالمونین(ع) غصب فدک بود. غصب فدک از یک بعد ضربه‌ای به خاندان اهل بیت بود و این طبق تحلیل خلیفه‌ی دوم بود که غصب فدک را موجب بی‌رونقی فعالیت اهل بیت و پراکنده شدن مردم از اطراف آنان دانست و از بعد دیگر به نوعی باعث تقویت پایه‌های حکومت نامشروعان بود که با ضمیمه نمودن دارایی فدک و تصاحب خمس و اموال دیگر اهل بیت عملا یک رونق اقتصادی به حکومت خود دادند و زمینه‌ای برای اعمال حاکمیت بر مردم را برای خود فراهم نمودند. جالب توجه اینکه از طریق این ثروت یعنی ارثیه‌ی حضرت زهرا با جعل این سخن که پیامبر اکرم فرمودند: کسی از ما ارث نمی‌برد از درآمد زمین برای خود و از خرید مردم به نفع خود سوء استفاده کردند.

ولی حضرت زهرا با همان شایستگی‌های خاص خودشان از جمله حفظ حجاب و عفاف که در تمام صحنه‌های اجتماعی داشتند برای دفاع از فدک انچه که لازمه‌ی خارج شدن یک زن از خانه است را فراموش ننموده، مقنعه بر سرکرده پس از آن چادر بر اطراف کشیده و در میان زنان در حالی که دنباله های لباسش بر زمین می‌کشید خود را به مسجد رساند. اطراف ابوبکر را عده‌ای از مهاجرین وانصار گرفته بودند. پرده‌ای برای آن حضرت آویخته و حضرت در پشت پرده نشست. پس از آن ناله‌ی جان‌گدازی از دل بیرون آورد. که مردم از شنیدن آن گریان شدند. بعد خطاب به ابوبکر چنین فرمودند:

« شما گمان می‌برید که من از پدرم ارث نمی‌برم پس این آیه را تلاوت فرمودند: یومیکم الله فی الاودکم للذکر حظ الانثین، خداوند شما را درباره‌ی اولادهایتان وصیت می‌کند که نصیب یک نفر مرد همچون نصیب دو نفر زن است. و نیز فرمودند که«ان ترک خیرالوصیه للوالدین و الاقربین بالمعروف حقا علی المتقین» بر شما واجب شده که هریک از شما مرگ رادریابد وصیت کند به والدین و خویشاوندان و این حکمی ثابت بر متقین است. شما گمان کردید من از پدر خود بهره‌ ندارم و از پدر خود ارث نمی‌برم. و ما بین من و پیغمبر خویشاوندی نیست. ایا خداوند شما را به آیه‌ی مخصوص فرمود که پدر من را از تحت آن خرج کرده باشد؟

2- ایراد خطبه و بیان حقایق برای زنان مهاجرو انصار

وقتی حضرت فاطمه(س) بر اثر فشار در خانه بیمار شدند، زنان مهاجرین و انصار بر گرد آن حضرت جمع شدند که او را عیادت کنند. چون نزد آن حضرت رفتند، گفتند: ای دختر محمد رسول الله حال شما چگونه است؟ فاطمه سلام علیها حمد و ثنای خدا را به جای آورد و صلوات بر پدر خودرسول خدا فرستادو پس از آن فرمود:صبح نمودم به خدا قسم در حالی که دنیای شما را ناخوش و ناپسند دارم و مردهای شما را دشمن دارم بعد از آن که      آن‌ها را در زیر دندان خود آزمودم. شمشیرمردهای شما برای دفع کردن دشمنان تیز بود اکنون تیزی شمشیر آن‌ها تبدیل به کندی شده و در صورتی که حق ما را غصب کرده اند. از خود اظهار حیات نمی‌کنند. مردان شما در اول امر کوشش داشتند و از خانواده‌ی ما حمایت می‌کردند اکنون خود را به بازی گرفته، دست از یاری ما بازداشته اند. و چه زشت است تن دادن به ذلت و خواری و چه بسیار بد است عذاب و سخط خداوند قهار که این گروه برای آنکه حق ما را غصب کرده‌اند و از یاری ما دست کشیدند...... اگر علی خلیفه می‌شد امور دنیایی مردم را کاملا روبه راه می‌کرد. به طوری که همه مستغنی می‌شدند. بدون آن که حضرت از ثروت و بهره آنان بهره ببرد. آیا کسی که دیگران را به حق هدایت کند سزاوارتر است که پیروی شود یا آن که هنوز راه هدایت را نیافته . به جان خودم قسم که این کردار شما بارور و آبستن شد، پس صبر کنید خون تازه و زکمر مهلک و کشنده بدوشید و آنان که پا به عرصه‌ی وجود نهند عاقبت آنچه پیشنیان تأسیس نمودند خواهند دانست پس با طبیب خاطر دست از دنیای خود بردارید و با دلی آرام منتظر با وفتنه باشید    

خوشحال شوید و مژده دهید به شمشیری برنده و سئوت جائرین ظلم کننده و هرج و مرج عمومی و مستولی شدن و غلبه‌ی ستمکاران که از غیبت شما نمی‌گذرند و جمعیت شما را چنان دور بکنند که جز قلیلی از شما باقی نمی‌ماند. پس چه بسیار که حسرت و اندوه بخورید. سرید بن غفله گوید که زنان حرف‌های حضرت را برای مردان خویش گفتند و گروهی از قبایل و اشراف عرب از مهاجر و انصار برای معذرت خواهی نزد آن حضرت آمدند.

3- بحث و مناظره‌ی مستقیم با خلفای جور

وقتی بیماری حضرت زهرا سنگین شد آن دو مرد(ابوبکرو عمر) از این موضوع مطلع شدند و برای عیادت نزد آن حضرت رفتند و اجازه ورود خواستند: فاطمه به آن‌ها اجازه‌ی ورود ندادند.عمر نزد امیرالمومنین آمد و خدمت آن جناب معروض داشت که ابوبکر پیرمردی است رقیق القلب و از صحابه‌ی پیامبرو به غیر از این مرتبه چندین دفعه دیگر برای عیادت فاطمه اذن طلبیدیم ولی فاطمه اذن دخول نداد. اگر می دانی می‌توانی از آن حضرت اذن دخول بگیری پس اقدام کن. پس حضرت علی بر فاطمه(س) داخل شدند و فرمودند: ای دختر رسول خد این دو نفر چندین با ر از شما اذن دخول خواسته اند و شما اذن نداده‌اید. واکنون از من درخواست وساطت کرده‌اند، فاطمه گفت: به خدا قسم که من به آن‌ها اذن دخول نمی‌دهم و با انان تکلم نمی‌کنم من در هیچ امری با تو مخالفت نکرده‌ام و خانه خانه‌ی توست و زنان مطیع مردان، اگر اذن دهی من هم اذن دهم می‌توانند وارد شوند. حضرت علی به آن‌ها اذن دخول دادند. وقتی آن دو وارد شدند و سلام دادند فاطمه جواب سلام آنان را نداد و روی خود را برگرداند. آندو نفر خواهش کردند که از آن‌ها راضی باشد ولی فاطمه اعلام کرد که از آن‌ها راضی نخواهد بود و شکایت آن‌ها را به پدرش خواهد کرد. و سپس دست‌ها را رو به آسمان برد و فرمودند: بار خدایا تو شاهدیکه این دو نفر به من ظلم کرده‌اند و مرا آزار رسانده‌اند پس من شکوه ی این دو را به تو و رسول تو می‌نمایم. به خدا قسم از شما راضی نخواهم شد.

در این هنگام ابوبکر گفت: ای کاش مادرم را نمی زایید ولی عمر، ابوبکر را عقاب کرد و گفت از این مردم تعجب دارم که چرا تو را والی بر خود کرده‌اند و امور خود را بعه تو واگذار نموده‌اند و حال انکه تو پیر شده‌ای و خرافات تو را گرفته، از خشم زنی جزع و بی‌تابی می‌کنی. آن دو از خانه‌ی زهرا(س) بیرون رفتند.

ب- مبارزه‌ی علمی و جهاد بدنی

1- گریه‌های طولانی در بیت الاحزان و مدینه:

زهرای مظلومه وقتی نتوانست در برابر غاصبان کاری از پیش ببرد و حق خود را پس بگیرد روش مبارزاتی خود را به صورت گریه آغاز کرد و شب و روز با چشمان اشکبار خود نشان داد که از حکومت وقت ناراضی است اگرچه ظاهرا رحلت پیامبر(ص) انگیزه‌ی اول این ناله‌ها بود ولی همگان می‌دانستند که دختر پیامبر آن‌قدر بی‌صبر نیست که در فوت پدر همواره گریه کند بلکه گریستن او در اثر ناگوارایی‌هایی است که حکومت غاصب برای او فراهم کرده است. حتی دانشمندان اهل سنت در تاریخ‌های خود می نویسند: فاطمه(س) آنچنان از خلیفه‌ی اول و دوم ناراضی است که با ان‌ها قهر کرده است.و از ستم آن ها رو به سوی قبر پدر کرده و فرمود: ای پدر ای رسول خدا ما بعد از تو چه دیدیم از پسر خطاب و پسر ابی قحافه[3] و این آیه را خواندند: و مامحمد الا رسول قد خلت من قبله الرس أفان مات او قتل انقلبتم علی اعقابکم ومن ینقلب علی عقبیه فلن یضر الله و سشیبا و سیجزی الله الساکرین[4]، محمد (ص) نیست مگر رسولی پیش از او ونیز رسولانی گذشتند پس اگر او بمیرد یا کشته شود شما عقب گرد کرده دست از دینتان می‌کشید هرکس از دین برگردد. هرگز به خدا ضرری نزده است و به زودی خداوند شاکرین را پاداش می‌دهد.

2- وصیت به دفن شبانه:

روزها با بیماری و رنجوری حضرت زهرا گذشت. در آخرین لحظات عمر شریف ایشان امیرالمومنین بر بالای بالینشان آمدند .سر فاطمه را در آغوش گرفتند و همراه با ناله صدا زد: یا زهرا، فاطمه به رخسار علی نگریست و هر دو با هم گریه نمودند. ای پسر عمویم من دیگر بعد از ساعتی به پدرم می‌پیموندم. وصیت من به تو چنین است:

1- با دختر خواهرم اماهه ازدواج کن که او به فرزندانم مثل من مهربان است.

2- جنازه‌ام را در میان تابوتی قرار ده تا برجستگی‌های بدنم نمایان نشود.

3- هیچ یک از ستمگرانی که در حق من جفا کردند در نماز و تشییع من شرکت نکنند

4- مرا هنگام غسل دادن برهنه نکن و از روی پیراهن آب بریز زیرا بدن من پاک است و از حنوط باقی مانده ی پدرم مرا منوط نما.

5- مرا شبانه دفن کن و قبرم را بپوشان و مخفیانه به خاک بسپار

فاطمه(س) با این وصیت حیثیت دولت ستمگر وقت را زیر سؤال برد و نارضایتی خویش را برای اندیشمندان تا قیامت بر ملا ساخت و قبرش را به عنوان مسند مظلومیت خود، اهل بیت پیامبر و تشیع مخفی نگه داشت.

ملاحظه می‌شود که همه‌ی این عکس‌العمل‌ها در برابر حکومت ستمگرانه وقت یک برنامه ی سیاسی و مبارزه‌ی اجتماعی است که دختر پیامبر انجام داده است. از این جهت امیرالمومنین طبق وصیت زهرا(س) شبانه و به دور از چشمان دشمنان فاطمه‌اش را به خاک سپرد.

فاطمه(س) در دفاع از حریم ولایت نه تنها جان خود بلکه عزیزترین کس خود را پاره‌ی تن خود(یعنی محسن) خود را فدا کرد.ایشان بعد از رحلت پیامبر تا 40 شب همراه با حسن و حسینش به در خانه‌ی مهاجرین و انصار می‌رفتند و از آنان می‌خواستند که با علی (ع) بیعت کنند ولی آنان اعتنا نکردند و شد آنچه نباید می‌شد.

رفع دو شبهه:

یکی از شبهاتی که کینه توزان و دشمنان علی(ع) می‌گیرند این است که غیرت مردانه‌ی علی کجا بود که در خانه نشسته بود و فاطمه را به پشت در فرستاد و مجروح شد؟

پاسخ اینکه: فاتح خیبر، صاحب ذوالفقار، فاتح خندق، صاحبه المبیت، اسوه‌ی غیرت و مردانگی، حیدر کرار و بنده‌ی مخلص خدا بود و با تقوی و عبد خدا بود. موقعی که عمر به حضرت زهرا(س) سیلی زد حضرت علی(ع) کمربند عمر را گرفته و او را از زمین بلند کرد و به زمین کوبید خواست او را بکشد، ندا رسید که ای علی صبر پیشه کن که صلاح اسلام در صبر و بردباری توست و اینگونه علی(ع) در مقابل این اهانت‌ها و ستم‌هایی که به او وفاطمه(س) شد بندگی خدا را کرده و سکوت پیشه کردند.

شبهه‌ی دیگر اینکه چرا فاطمه ی زهرا(س) برای فدک که یک امر دنیایی است اینگونه جزع و فزع کرده‌اند؟

پاسخ اینکه: والله فاطمه هیچ عشقی به فدک نداشتند و به دنیا ذره‌ای دلبستگی نداشت فاطمه مستغرق بحر وصال گشته بود و غرق در شهود جمال آن بی‌مثال کسی که در طی نه سال زندگی مشترک حتی یک بار درخواست چیزی از همسرش نکرده. کسی که لباس عروسیش را در شب زفاف به فقیر می‌بخشد، کسی که پیامبر در مسجد فقیر را به در خانه‌ی او می‌فرستاد. و اوگردنبندی که دختر همزه سیدالشهدا به او داده بود به فقیر می‌بخشد کسی که بیشتر روزهای عمرکمش را در روزه داری به سر برده و کسی ....چگونه می‌تواند دلبسته‌ی دنیا باشد.

راز غصب فدک این بود که غاصبان فدک می‌دانستند که واگذاری به اهل بیت(ع) امری فراتر از یک میراث گذاری عادی است که بزرگ خاندانی برای بازماندگانش برجای می‌نهند. آن‌ها می‌دانستند که فدک روی دیگر سکه‌ی امامت است. امامت و خلافت به حکم ویژه‌ی اهل بیت(ع) بودند و فدک پشتوانه‌ی حکم خدا بود. می‌دانستند که فدک بعد اقتصادی خلافت است. و خلافت بعد سیاسی فدک، و این دو قویترین پشتوانه‌های امامت و استمرار بخشی نبوت است. آنان به خوبی می‌دانستند که بدون غصب این دوتوأمان نمی‌توان امام بر حق را خانه نشین کرد و حکومتی ظالمانه را برپا ساخت. آری بخشش فدک به فاطمه‌ی زهرا کاملا حساب شده و از روی حکمت الهی صورت پذیرفته بود تا قوی‌ترین پشتوانه‌ی امامت و برطرف ساز احتیاجات مالی خلافت باشد و گرنه به فرموده‌ی مولای متقیان علی(ع) اهل بیت کجا و چشم داشت به فلک کجا؟

آری دفاع کردن حضرت زهرا(س) از حق غصب شده‌ی خود( فدک) ظاهر قضیه بود و هدف حضرت زهرا(س) در حقیقت دفاع از ولایت و امامت بود.

حضرت زهرا(س) می‌دیدند که ریشه‌ی درخت پربرکت اسلام در آستانه‌ی پوسیدگی است و حقیقت اسلام در سراشیبی انحراف و دگرگونی، اصل و اساس اسلام در لبه‌ی چنان پرتگاهی مهیب قرار گرفته بود که اگر سکوت می‌شدو قیامی صورت نمی‌گرفت، چیزی از حقیقت اسلام باقی نمی‌ماند. قیام الهی(س) به خاطر دلبستگی به تکه فلک و ریاست نبود، بلکه دست مایه‌ای بود برای بیداری مردم.

اگر فاطمه(س) بدون تمسک به فدک وارد میدان افشاگری می‌شد و فریاد برمی‌کشید که ای مردمان این داعیه‌ی خلافت نه صلاحیت دارد و نه تقوای الهی را، مردم می‌گفتند: ابوبکر در زمره‌ی اولین ایمان آورندگان به پیامبر بوده است و او همان کسی است که دخترش را به عقد پیامبر درآورده است. در مقابل این حماقت و جهالت غمبار چه باید کرد؟

در مقابل شعور اندک سیاسی و اجتماعی مردمان و سطحی‌نگری ایشان، چه چاره‌ای باید اندیشید؟

عصاره‌ی مجاهدت تمام پیامبران و صالحان طول تاریخ و حاصل تلاش جانفرسای پیامبر در طول عمر پربکتش جملگی در آستانه‌ی فروپاشی است، اینک چه تدبیری باید اندیشید؟ باید چون طوفانی سهمگین و بنیان کن به پا خواست تا ناپدیدآوری امواج، صخره‌ی دل‌های مردم را درهم شکند باید گوهر نورانی فطرت از آن میان نورافشانی بیاغازد.

فاطمه(س) می‌خواست با محکوم کردن غاصبان فدک بر صحیفه‌ی جاودانی تاریخ ثبت کند که آن داعیه داران دروغین خلافت بیشتر از هرچیز در پی شهرت و ریا هستند و برای پیشوایی امت هیچ صلاحیتی ندارند.

نتیجه:

حضرت زهرا(س) ماندگارترین بانوی تاریخ، گوهر گنج کبریایی و شمیم ساحت پاک آن عباست. فاطمه جلوه‌ی جمال الهی، تفسیر جلال خدا و سر منشأ رحمت و عنایت است. چه عظمتی از او فراتر و از او پربارتر همه اوست که بافضیلت‌ترین زن تاریخ و والاترین بانوی خلقت است و همانا الگو و اسوه‌ی زنان سراسر جهان است. و در اسوه بودن ایشان همین بس که حضرت مهدی صاحب الزمان(عج) در مورد ایشان فرمودند:

« دختر رسول خدا الگویی است برای ما»

فهرست منابع و مطالب:

قرآن کریم

1- بابا زاده، علی اکبر، سیری در سیره‌ی حضرت زهرا، مرکز نشر هاجر، چاپخانه‌ی قدس، نوبت اول، تابستان 1385

2- دفتر تبلیغات، حوزه‌ی علمیه‌ی قم، منزلت زن، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه‌ی علمیه‌ی قم، چاپخانه دفتر تبلیغات، چاپ اول، تابستان 1371

3- مجلسی، محمدتقی، بحارالانوار

4- مصباح یزدی، محمدتقی، انتشارات موسسه‌ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ نگارش، چاپ دهم، پاییز 88

5- میلانی، مترجم مسعود شکوهی، چاپ شریعت قم، نوبت اول1381

6- قمی، عباس، زندگانی فاطمه سلام الله علیها- انتشارات و کتابفروشی اسلامیه، سال 1343

7- نیلی پور، مهدی، فرهنگ فاطمیه( الفبای شخصیتی فاطمه س) چاپ چهارم، چاپ عترت، 1384

گردآورنده: محبوبه قربانی- معصومه قربانی


 

 
برای نوشتن نظر خود باید در سایت عضو باشید
 
 

هیات هفتگی ساجدین

بنر روز

دانشمندان اسلامی

حاضرین در سایت

ما 5 مهمان آنلاین داریم

حدیث روز

آمار سایت

اعضا : 3100
محتوا : 1164
لینک وب ها : 8
بازدیدکنندگان : 845836

اوقات شرعی


 

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه امام مبین می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

Design by : ehsan| گروه طراحی و تبلیاتی باغ بهشت | Tel:09139656885 | Copyright © 2009-2010